English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 136 (9 milliseconds)
English Persian
radiometer تابش سنج
Search result with all words
sunlight تابش افتاب انعکاس نور خورشید
sunshine تابش افتاب
radiation تابش
glitter تابش
glittered تابش
glitters تابش
glare تابش خیره کننده تشعشع
glared تابش خیره کننده تشعشع
glares تابش خیره کننده تشعشع
emission تابش
emissions تابش
radioactive پرتو افشان تابش دار
fluorescence تابش ماهتابی
luminescence پدیده نورافشانی جسمی پس ازقرار گرفتن درمعرض تابش اشعه
flash تابش انی
flashed تابش انی
flashes تابش انی
laser هر روش تابش نور کوهرنت یا همسان توسط انرژی ذخیره شده در سیستم مولکولی یااتمی هنگام تحریک با سیگنال ورودی
lasers هر روش تابش نور کوهرنت یا همسان توسط انرژی ذخیره شده در سیستم مولکولی یااتمی هنگام تحریک با سیگنال ورودی
soaking تابش متعادل
irradiate تابش دادن
irradiated تابش دادن
irradiates تابش دادن
irradiating تابش دادن
sheen تابش برق
glint تابش
glinted تابش
glinting تابش
glints تابش
lustre تابش
spectrum گستره تابش
flame مشتعل شدن تابش
flames مشتعل شدن تابش
glow تابش
glow التهاب تابش گداختگی
glowed تابش
glowed التهاب تابش گداختگی
glows تابش
glows التهاب تابش گداختگی
shine فروغ تابش
shine تابش
shines فروغ تابش
shines تابش
brilliance تابش
cosmic rays تابش کیهانی
irradiation تابش
irradiation تابش دهی
radioactivity تابش
dazzle تابش یا روشنی خیره کننده
dazzled تابش یا روشنی خیره کننده
dazzles تابش یا روشنی خیره کننده
dazzling تابش یا روشنی خیره کننده
accidentalism اثرات تابش نورمصنوعی براشیاء
actinoelectric اجسامی که دارای خاصیت تولید الکتریسیته در اثر تابش طول موجی متناسب با نورباشند
airglow روشنایی که در هنگام غروب به علت تابش افتاب به جوزمین پدید می اید
angle of incidence زاویه تابش
angle of incidence زاویه بین شعاع تابش و عمود به صفحه
angle of reflection زاویه تابش
anneal پخت تابش
annihilation radiation تابش نابودی
background radiation تابش زمینه
black body radiation تابش جسم سیاه پرتو جسم سیاه
black light تابش فرابنفش
blackbody radiation تابش جسم سیاه
bolometri تابش سنجی
bolometric magnitude قدر تابش سنجی
candescent تابش یاگرما
continuous background radiation تابش زمینهای پیوسته
coruscation تابش
cosmic radiation تابش کیهانی
primary cosmic rays تابش کیهانی
delayed neutrons نوترونهای تابش شده از یک هسته برانگیخته در یک پروسه رادیواکتیو
effulge تابش
effulgence تابش
electromagnetic radiation تابش الکترومغناطیسی
emissivity تابش نسبی
energy radiation تابش انرژی
eradiation تابش
erythema تابش
exciting radiation تابش برانگیزاننده
footcandle واحد روشنایی برابر تابش نور در یک فوت مربع
fulgency تابش
hard radiation تابش یا پرتو سخت
heat radiation تابش گرما
hill shading سایه زدن ارتفاعات و تپه هاروی نقشه رنگ کردن ارتفاعات در عکس جهت تابش نور خورشید
incidence angle زاویه تابش
incidence plane صفحه تابش
plane of incidence صفحه تابش
ionizing radiation تابش یونیزه کننده
ionizing radiation تابش یون ساز
irradiance درخشندگی تابش
irradiancy درخشندگی تابش
isodose دارای تابش یا اشعه برابر هم شعاع
isodose هم تابش
kirchhoff radiation law قانون تابش کیرشهف
lustreer تابش فروزندگی
near ultraviolet radiation تابش فرابنفش نزدیک
net radiation factor ضریب تابش خالص
opalescence تابش قوس و قزحی
phosphorogenic تابش زا
Other Matches
radiation of heat تابش
radiational تابش
total radiation تابش کل
polarized radiation تابش قطبیده
radiation laws قوانین تابش
radiation loss گمگشتگی تابش
radiation density تراکم تابش
radiant intensity شدت تابش
radiation field میدان تابش
radiation hazard گزند تابش
radiation intensity شدت تابش
radiation efficiency راندمان تابش
radiation constants ثابتهای تابش
wave radiation تابش موج
visible radiation تابش مرئی
radiation pattern الگوی تابش
thermal emission تابش حرارتی
soft radiation تابش نرم
solarization تابش افتاب
thermal radiation تابش حرارتی
ultraviolet radiation تابش فرابنفش
planck's radiation law قانون تابش پلانک
polarized electromagnetic radiation تابش الکترومغناطیسی قطبیده
radiation of heat انتقال گرمابوسیله تابش
photon تنها یک الکترون تابش شود
thermionic مربوط به تابش الکترونها ازاجسام داغ
roentgen واحد تابش تشعشعات یونیزه کننده
roentgenography عکس برداری بوسیله تابش اشعه مجهول
radiation cooling سرد شدن توسط تابش مستقیم از سطح
roentgenogram عکسی که توسط تابش اشعه مجهول درست شده است
photoemissive مادهای که در اثر روشنایی یانور از خود الکترون تابش میکند
laser [light amplification by stimulated emission of radiation] لیزر [تقویت نور به روش گسیل القایی تابش] [فیزیک]
phototude لوله الکترون دارای کاتد و اندکه بترتیب فوتون تابش وجذب می کنند
wein law طول موج بیشترین شدت تابش حاصل از منبع جسم داغ با دمای مطلق نسبت عکس دارد
rem مقدار تابش یونیزه کننده که در صورت جذب توسط یک جسم همان تاثیرات فیزیولوژیکی را که یک رونتگن اشعه ایکس یاتابشهای گاما دارند خواهدداشت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com