English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 139 (8 milliseconds)
English Persian
opalescence تابش قوس و قزحی
Other Matches
iridescent قوس قزحی
iridescence نمایش قوس قزحی
iridescency نمایش قوس قزحی
glowed تابش
glow تابش
lustre تابش
glinting تابش
glinted تابش
glint تابش
isodose هم تابش
total radiation تابش کل
glows تابش
fulgency تابش
shine تابش
coruscation تابش
radiational تابش
effulge تابش
effulgence تابش
eradiation تابش
radioactivity تابش
erythema تابش
irradiation تابش
brilliance تابش
shines تابش
radiation of heat تابش
phosphorogenic تابش زا
glitters تابش
glittered تابش
glitter تابش
radiation تابش
glints تابش
emissions تابش
emission تابش
background radiation تابش زمینه
energy radiation تابش انرژی
radiation loss گمگشتگی تابش
cosmic radiation تابش کیهانی
electromagnetic radiation تابش الکترومغناطیسی
bolometri تابش سنجی
candescent تابش یاگرما
polarized radiation تابش قطبیده
radiation laws قوانین تابش
primary cosmic rays تابش کیهانی
annihilation radiation تابش نابودی
radiation intensity شدت تابش
radiation constants ثابتهای تابش
radiation efficiency راندمان تابش
irradiancy درخشندگی تابش
emissivity تابش نسبی
radiant intensity شدت تابش
plane of incidence صفحه تابش
incidence plane صفحه تابش
incidence angle زاویه تابش
radiation field میدان تابش
heat radiation تابش گرما
lustreer تابش فروزندگی
radiation hazard گزند تابش
irradiance درخشندگی تابش
exciting radiation تابش برانگیزاننده
radiation density تراکم تابش
sunshine تابش افتاب
irradiation تابش دهی
cosmic rays تابش کیهانی
shines فروغ تابش
shine فروغ تابش
flashed تابش انی
spectrum گستره تابش
wave radiation تابش موج
sheen تابش برق
irradiating تابش دادن
irradiates تابش دادن
irradiated تابش دادن
irradiate تابش دادن
soaking تابش متعادل
flashes تابش انی
flash تابش انی
fluorescence تابش ماهتابی
visible radiation تابش مرئی
black light تابش فرابنفش
ultraviolet radiation تابش فرابنفش
angle of reflection زاویه تابش
anneal پخت تابش
angle of incidence زاویه تابش
radiation pattern الگوی تابش
radiometer تابش سنج
soft radiation تابش نرم
thermal radiation تابش حرارتی
thermal emission تابش حرارتی
solarization تابش افتاب
flame مشتعل شدن تابش
net radiation factor ضریب تابش خالص
glow التهاب تابش گداختگی
glowed التهاب تابش گداختگی
hard radiation تابش یا پرتو سخت
planck's radiation law قانون تابش پلانک
polarized electromagnetic radiation تابش الکترومغناطیسی قطبیده
near ultraviolet radiation تابش فرابنفش نزدیک
flames مشتعل شدن تابش
ionizing radiation تابش یونیزه کننده
ionizing radiation تابش یون ساز
continuous background radiation تابش زمینهای پیوسته
glows التهاب تابش گداختگی
blackbody radiation تابش جسم سیاه
radiation of heat انتقال گرمابوسیله تابش
kirchhoff radiation law قانون تابش کیرشهف
bolometric magnitude قدر تابش سنجی
photon تنها یک الکترون تابش شود
dazzling تابش یا روشنی خیره کننده
accidentalism اثرات تابش نورمصنوعی براشیاء
dazzles تابش یا روشنی خیره کننده
glares تابش خیره کننده تشعشع
dazzled تابش یا روشنی خیره کننده
dazzle تابش یا روشنی خیره کننده
glare تابش خیره کننده تشعشع
glared تابش خیره کننده تشعشع
radioactive پرتو افشان تابش دار
isodose دارای تابش یا اشعه برابر هم شعاع
thermionic مربوط به تابش الکترونها ازاجسام داغ
sunlight تابش افتاب انعکاس نور خورشید
roentgen واحد تابش تشعشعات یونیزه کننده
roentgenography عکس برداری بوسیله تابش اشعه مجهول
radiation cooling سرد شدن توسط تابش مستقیم از سطح
angle of incidence زاویه بین شعاع تابش و عمود به صفحه
delayed neutrons نوترونهای تابش شده از یک هسته برانگیخته در یک پروسه رادیواکتیو
footcandle واحد روشنایی برابر تابش نور در یک فوت مربع
roentgenogram عکسی که توسط تابش اشعه مجهول درست شده است
photoemissive مادهای که در اثر روشنایی یانور از خود الکترون تابش میکند
luminescence پدیده نورافشانی جسمی پس ازقرار گرفتن درمعرض تابش اشعه
laser [light amplification by stimulated emission of radiation] لیزر [تقویت نور به روش گسیل القایی تابش] [فیزیک]
airglow روشنایی که در هنگام غروب به علت تابش افتاب به جوزمین پدید می اید
phototude لوله الکترون دارای کاتد و اندکه بترتیب فوتون تابش وجذب می کنند
actinoelectric اجسامی که دارای خاصیت تولید الکتریسیته در اثر تابش طول موجی متناسب با نورباشند
wein law طول موج بیشترین شدت تابش حاصل از منبع جسم داغ با دمای مطلق نسبت عکس دارد
lasers هر روش تابش نور کوهرنت یا همسان توسط انرژی ذخیره شده در سیستم مولکولی یااتمی هنگام تحریک با سیگنال ورودی
laser هر روش تابش نور کوهرنت یا همسان توسط انرژی ذخیره شده در سیستم مولکولی یااتمی هنگام تحریک با سیگنال ورودی
rem مقدار تابش یونیزه کننده که در صورت جذب توسط یک جسم همان تاثیرات فیزیولوژیکی را که یک رونتگن اشعه ایکس یاتابشهای گاما دارند خواهدداشت
hill shading سایه زدن ارتفاعات و تپه هاروی نقشه رنگ کردن ارتفاعات در عکس جهت تابش نور خورشید
black body radiation تابش جسم سیاه پرتو جسم سیاه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com