English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 71 (5 milliseconds)
English Persian
control pannel تابلوی دستگاهها
Other Matches
casualty board تابلوی نمودار ضایعات یکان تابلوی تلفات
LCD چاپگر کاغذ که از تابلوی CCD در مقابل نور روشن استفاده میکند تا تصاویری را روی رسانه حساس به عکس نشان دهد. تابلوی CCD عبور نور را متوقف میکند بجز در پیکس هایی که تصور را شرح می دهند
instrumentation دستگاهها
out put توان دستگاهها
plate پلاکهای توضیحات دستگاهها
jamming تولیداختلال در دستگاهها اغتشاش
base frame چهارچوب زیر دستگاهها
plates پلاکهای توضیحات دستگاهها
orientation روانه کردن دستگاهها
low level keying استفاده از ولتاژ کم درمدارها و دستگاهها
orient توجیه دستگاههای مغناطیسی هماهنگ کردن دستگاهها
orients توجیه دستگاههای مغناطیسی هماهنگ کردن دستگاهها
orienting توجیه دستگاههای مغناطیسی هماهنگ کردن دستگاهها
distribution panel تابلوی توزیع
fuse panel تابلوی فیوز
switchboards تابلوی برق
switchboard تابلوی برق
distribution board تابلوی اتصالات
built in panel تابلوی نصب
control pannel تابلوی کنترل
feeder panel تابلوی تغذیه
control pannel تابلوی فرمان
distribution pannel تابلوی تقسیم
control panel تابلوی کنترل
control panel تابلوی فرمان
demonstration chessboard تابلوی نمایش
boarded تابلوی امتیازات
panels تابلوی برق
scoreboard تابلوی امتیازات
panel board تابلوی برق
panel تابلوی برق
switch board تابلوی برق
status board تابلوی وضعیت
scoreboards تابلوی امتیازات
operating panel تابلوی عملکرد
board تابلوی امتیازات
notice board تابلوی خبری
bulletin boards تابلوی اعلانات
bulletin board تابلوی اعلانات
maintenance panel تابلوی نگهداشت
front panel تابلوی جلو دار
maneuvering board تابلوی حرکات ناوها
patch panel تابلوی سرهم بندی
accumulator switchboard تابلوی اتصالات اکومولاتور
switchboard تابلوی کلید برق
control panel device ابزار تابلوی کنترل
central control panel تابلوی مرکزی کنترل
switchboards تابلوی کلید برق
cdev دستگاه تابلوی کنترل
instrument board تابلوی وسائل اندازه گیری
maneuvering board تابلوی نمایش مانور ناوها
fascia plate تابلوی مقابل دریک وسیله
status board تابلوی نشان دهنده وضعیت
To fake an oil – painting . یک تابلوی نقاشی قلابی درست کردن
EtherTalk درسیستم Apple Macintosh گونههای مختلف شبکه اترنت استاندارد برای اتصال دستگاهها بهم و تغییری در Apple Talk کندتر است
sensed روشن کردن تابلوی مقابل کامپیوتر قابل بررسی است
senses روشن کردن تابلوی مقابل کامپیوتر قابل بررسی است
sysop فردی که تابلوی اعلانات الکترونیکی را راه اندازی میکند سیساپ
sense روشن کردن تابلوی مقابل کامپیوتر قابل بررسی است
panel تابلوی عقب کامپیوتر که اتصالات به رسانههای جانبی مثل صفحه کلید
alerts تابلوی اخطار روی صفحه نمایش برای آگاهی دادن به کاربر
acoustic تابلوی صوتی که پشت رسانه برای کاهش صدا قرار دارد
alerted تابلوی اخطار روی صفحه نمایش برای آگاهی دادن به کاربر
panels تابلوی عقب کامپیوتر که اتصالات به رسانههای جانبی مثل صفحه کلید
alert تابلوی اخطار روی صفحه نمایش برای آگاهی دادن به کاربر
simulators برنامه کامپیوتری که کاربر امکان هدایت هواپیما را میدهد. با نشان داده یک تابلوی کنترل واقعی و صحنههای متحرک .
simulator برنامه کامپیوتری که کاربر امکان هدایت هواپیما را میدهد. با نشان داده یک تابلوی کنترل واقعی و صحنههای متحرک .
automation کامپیوتری کردن دستگاهها کامپیوتری کردن خودکارکردن سیستم
display board تابلوی نمایش عناصر تیر نمودار عناصر تیر
declinating station ایستگاه اندازه گیری انحراف مغناطیس دستگاهها ایستگاه اندازه گیری انحراف
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com