English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
flagelliform تازیانه مانند
Other Matches
scotcher تازیانه زن
rawhide تازیانه
whips تازیانه
lashes تازیانه
rawhides تازیانه
whip تازیانه
chabup تازیانه
flagellum تازیانه
whipped تازیانه
scourage تازیانه
scourger تازیانه زن
scutcher تازیانه زن
whipper تازیانه زن
lashed تازیانه
lambaste تازیانه
lambast تازیانه
lash تازیانه
strapper تازیانه زن
knout تازیانه
scourge تازیانه
flogs تازیانه زدن
cat o nine tails تازیانه نه تسمهای
scourge تازیانه زدن
flagellate تازیانه زدن
flagellates تازیانه زدن
flagellating تازیانه زدن
to kiss the gunners daughter تازیانه خوردن
taws تازیانه چرمی
flagellated تازیانه زدن
cat o'nine tails تازیانه 9 تسمهای
flogger تازیانه زننده
flogged تازیانه زدن
flog تازیانه زدن
rawhide تازیانه زدن
whiplike تازیانه وار
knout تازیانه زدن
rawhides تازیانه زدن
flagellator تازیانه زننده
quirt تازیانه دسته کوتاه
lambast شلاق تازیانه زدن
lambaste شلاق تازیانه زدن
strap فیش تازیانه زنی
straps فیش تازیانه زنی
swishes صدای ضربت تازیانه باهوش
whipping نخ تابیده مخصوص تازیانه پیچی
licks تازیانه زدن مغلوب کردن
A blood horse needs only one stroke of the whip . <proverb> اسب نجیب را یک تازیانه بس است .
licked تازیانه زدن مغلوب کردن
lick تازیانه زدن مغلوب کردن
swish صدای ضربت تازیانه باهوش
swished صدای ضربت تازیانه باهوش
swishing صدای ضربت تازیانه باهوش
whipping boy بچه تازیانه خور بجای شاهزاده در مدرسه
bushbabies گونههای نخستیان میمون مانند جنگلهای حارهی افریقا از تیرهی Galagidae که شبگرد هستند و چشمان درشت و دم پرپشت و جارو مانند دارند
bushbaby گونههای نخستیان میمون مانند جنگلهای حارهی افریقا از تیرهی Galagidae که شبگرد هستند و چشمان درشت و دم پرپشت و جارو مانند دارند
lamellate لایه مانند ورقه مانند
fossiliferous فسیل مانند سنگواره مانند
adjustable wheel چرخ تنظیم پذیر [مانند بلندی] [چرخ تطبیق پذیر] [مانند نوع جاده]
stripes راه راه کردن تازیانه زدن
stripe راه راه کردن تازیانه زدن
whip شلاق زدن تازیانه زدن
whips شلاق زدن تازیانه زدن
whipped شلاق زدن تازیانه زدن
reedy نی مانند
myrtle formed اس مانند
inapproachable بی مانند
gypsiferous گچ مانند
goatish بز مانند
inimitable بی مانند
similar مانند
reediest نی مانند
reedier نی مانند
unapproachable بی مانند
etc و مانند آن
blotchy لک مانند
womanlike زن مانند
mammilary مانند
liplike لب مانند
without an e. بی مانند
lambdoid مانند
feathery پر مانند
incomparable بی مانند
plumelike پر مانند
unprecedented بی مانند
unprecedentedly بی مانند
vide مانند
penniform پر مانند
fulidal اب مانند
analog مانند
thready نخ مانند
threadlike نخ مانند
tendinous بی مانند
and so on و مانند ان
after the example of مانند
similiar مانند
simulant مانند
toughest پی مانند
analogous مانند
capitate مانند سر
frothy کف مانند
tough پی مانند
aquiform اب مانند
argillaceous گل مانند
fluty نی مانند
impish جن مانند
floriform گل مانند
pipelike نی مانند
filiform نخ مانند
unequaled بی مانند
plumose پر مانند
etcetera و مانند ان
encephaloid مخ مانند
anthoid گل مانند
capillaceous مانند نخ
arundinaceous نی مانند
argillaceous رس مانند
tougher پی مانند
nearer مانند
unequalled بی مانند
unparalleled بی مانند
neared مانند
nearest مانند
nearing مانند
nears مانند
string نخ مانند
analogue مانند
analogues مانند
castellated دژ مانند
mammilliform مانند
icily یخ مانند
unique بی مانند
foggiest مانند مه
as مانند
foggier مانند مه
uniquely بی مانند
near مانند
near- مانند
foggy مانند مه
puppyish توله سگ مانند
prurigmous مانند خنش
parchmenty پوست مانند
dermoid پوست مانند
dermoidal پوست مانند
dendriform مانند درخت
digitiform انگشت مانند
sacciform کیسه مانند
dermatoid پوست مانند
cryptand حجره مانند
ctenoid شانه مانند
pterygoid بال مانند
cystoid مانند مثانه
culicoid پشه مانند
cuticular پوست مانند
deiform خدا مانند
cucullated مانند خودیاباشلق
deltoid مانند دال
deltoideus مانند دال
disclike صفحه مانند
discoid صفحه مانند
disklike صفحه مانند
falcated داس مانند
falciform داس مانند
felid گربه مانند
ferny سرخس مانند
finlike بال مانند
platelike بشقاب مانند
fibriform لیف مانند
filiform رشته مانند
filoplume پرنخ مانند
pituitous مخاط مانند
porcelainlike چینی مانند
epidermoid بشره مانند
discoid قرص مانند
discoidal صفحه مانند
discoidal قرص مانند
pouchy کیسه مانند
dollish عروسک مانند
dreamful خواب مانند
drossy تفاله مانند
porky مانند خوک
eburnian عاج مانند
elephantoid پیل مانند
ensample مانند نظیر
pisciform ماهی مانند
puriform چرک مانند
as ever مانند همیشه
brach تازی مانند
sagittary مانند تیر
saddlebacked زین مانند
bursiform کیسه مانند
bursiform کیف مانند
butyric کره مانند
cadaveric لاشه مانند
campanulate زنگ مانند
canaliculate ابراه مانند
cancellate شبکه مانند
sluicy ابگیر مانند
carneous گوشت مانند
carunculate مانند لحیمه
boxy جعبه مانند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com