Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 209 (16 milliseconds)
English
Persian
power supply
تامین کننده برق
Search result with all words
retrieval
سیستم جستجوکه تامین کننده اطلاعات مشخص ازپایگاه داده ها برای کاربراست
invisible
مداری که تامین کننده منبع جریان متناوب است از باتری DC
America Online
بزرگترین تامین کننده سرویس اینترنت در جهان
garnisher
تامین کننده خواسته یامدعابه
point of presence
شماره دستیابی تلفن برای تامین کننده سرویس که برای اتصال به اینترنت از طریق مودم به کار می رود
PPP
پروتکل تامین کننده اتصال شبکه روی اتصال آسنکرون
SEPP
سیستم تامین کننده خط امن بین جستجوگری کاربر و وب سایت فروشنده که به کاربر امکان فروش کالاها از طریق اینترنت میدهد
supply company
شرکت تامین کننده
Other Matches
garnishee
کسی که خواستهای نزداو تامین یا توقیف باشد تامین مدعا به کردن
remands
اخذ تامین مجدد تشدید تامین
remand
اخذ تامین مجدد تشدید تامین
remanded
اخذ تامین مجدد تشدید تامین
remanding
اخذ تامین مجدد تشدید تامین
garnishment
تامین خواسته حکم تامین مدعابه
close in security
برقراری تامین در نزدیک شدن به دشمن تامین تقرب به دشمن
communication security monitoring
کنترل تامین مخابراتی نظارت در امر تامین مخابراتی
communication security account
میزان تامین مخابراتی اندازه تامین مخابراتی
corrector
جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
securement
تامین
water supplies
تامین اب
water supply
تامین اب
covers
تامین
safety
تامین
coverings
تامین
safety limit
حد تامین
hedging
تامین
securing
تامین
cover
تامین
security
تامین
preservation of evidence
تامین دلیل
safety factor
عامل تامین
buffer zone
منطقه تامین
take care of
تامین کردن
transmission security
تامین ارسال
funding
تامین وجه
buffer zones
منطقه تامین
financier
تامین اعتبارکننده
transmission security
تامین مخابره
safety stakes
دستکهای تامین
troop safety
تامین عده ها
the rule of law
تامین قضایی
the rule of law
تامین قانونی
give security for
تامین کردن
appropriation reimbur sement
تامین اعتبار
area security
تامین منطقه
supplied
تامین کردن
supply
تامین کردن
physical security
تامین تاسیسات
safety diagram
دیاگرام تامین
safety factor
ضریب تامین
cryptosecurity
تامین رمز
secures
تامین شده
secures
تامین کردن
secures
درامان تامین
secure
تامین شده
secure
تامین کردن
secure
درامان تامین
supplying
تامین کردن
internal security
تامین داخلی
signal security
تامین مخابراتی
ensure
تامین کردن
electronic security
تامین الکترونیکی
committment
تامین اعتبار
collective security
تامین اجتماعی
local security
تامین محلی
supply port
درگاه تامین
security
تامین مصونیت
communication security
تامین مخابراتی
covers
تامین کردن
ensured
تامین کردن
ensures
تامین کردن
ensuring
تامین کردن
chemical security
تامین شیمیایی
factor of safety
عامل تامین
fulfill
تامین کردن
quia timet
حکم تامین
insuring
تامین کردن
insures
تامین کردن
coverings
تامین کردن
cover
تامین کردن
guaranteed
تامین کردن
guarantees
تامین کردن
protection
تامین نامه
provisioning
تامین ذخیره
guarantee
تامین کردن
social security
تامین اجتماعی
buffer stock
تامین ذخیره
procurement
تامین اماد
insecurity
عدم تامین
financiers
تامین اعتبارکننده
guarantees
تامین تضمین کردن
appropriation reimbur sement
تامین سپرده یاوثیقه
emanitions security
تامین ضد استراق سمع تامین استراق سمع
elevation of security
زیاد کردن تامین
social security act
قانون تامین اجتماعی
area security
تامین منطقه عملیات
social security organization
سازمان تامین اجتماعی
social security system
نظام تامین اجتماعی
social security program
برنامه تامین اجتماعی
guarantee
تامین تضمین کردن
deficit financing
تامین کسر بودجه
guaranteed
تامین تضمین کردن
make up a deficit
تامین کردن کسری
social security benefits
منافع تامین اجتماعی
system maintenance
تامین و نگهداری سیستم
elegit
حکم تامین مدعی به
secures
تامین کردن هدف
levy a sum on a person's property
تامین خواسته کردن
security for costs
تامین هزینه دعوی
finance company
شرکت تامین مالی
secure
تامین کردن هدف
secure
مطمئن تامین کردن
self protection
برقراری تامین از خود
security for cost
تامین هزینه دادرسی
safety officer
افسر تامین یکان
safety card
کارت تامین اتشبار
angle of safety
زاویه تامین گلوله
to ensure something
تامین کردن
[چیزی]
secures
مطمئن تامین کردن
bombline
خط تامین پرتاب بمب
financing
تامین هزینه پولی
water supply to navigation
تامین اب کانال کشتیرانی
to feather ones nest
تامین اتیه کردن
victual
خواربار تامین کردن
continuing appropriation
مداومت تامین اعتبار
communication security
برقراری تامین مخابراتی
ups
تامین برق بی وقفه
pacification
تامین ثبات داخلی
collective security
تامین دسته جمعی
finance
تامین هزینه پولی
financed
تامین هزینه پولی
finances
تامین هزینه پولی
transmission security
تامین ارسال پیام
safety
برقرار کردن تامین
tucker
تامین غذا کردن
continuing appropriation
تامین اعتبار پیوسته
rear area security
تامین منطقه عقب
unemployment fund
صندوق تامین بیکاری
force development
برنامه تامین یا بسیج یکانها
uniterruptable power supply
سیستم تامین برق بی وقفه
quia timet
قرار تامین دستور موقت
services
1-توابع تامین شده در یک قطعه . 2-
coverings
تامین زیان و خسارات بیمه
to safeguard
[against]
تامین کردن
[علیه]
[در برابر]
safety card
کارت تامین جنگ افزار
user supplied
تامین شده توسط کاربر
replevy
بادادن تامین ازتوقیف دراوردن
report generator
برای تامین گزارش کامل
communication security custodian
مسئول وسایل تامین مخابراتی
protect a bill
وجه براتی را تامین کردن
troop program
برنامه تامین عدههای نظامی
covers
تامین زیان و خسارات بیمه
stability operations
عملیات تامین ثبات داخلی
cover
تامین زیان و خسارات بیمه
social security contributions
پرداختی بابت تامین اجتماعی
safeguarding
قفل حفافتی یا تامین دار
safeguarding
تامین کردن امن نگهداشتن
supplying
تامین کالاها یا محصولات یا سرویس ها
safeguarded
قفل حفافتی یا تامین دار
safeguarded
تامین کردن امن نگهداشتن
safeguard
قفل حفافتی یا تامین دار
supplying
تامین موجودی عرضه نمودن
safeguard
تامین کردن امن نگهداشتن
supply
تامین موجودی عرضه نمودن
social security tax
مالیات سیستم تامین اجتماعی
supplied
تامین کالاها یا محصولات یا سرویس ها
safeguards
تامین کردن امن نگهداشتن
provide
میسر ساختن تامین کردن
degree of protection
میزان تامین درجه حفافت
provides
میسر ساختن تامین کردن
supply
تامین کالاها یا محصولات یا سرویس ها
environmental security
تامین محیطی و فیزیکی منطقه
supplied
تامین موجودی عرضه نمودن
safeguards
قفل حفافتی یا تامین دار
pre empt
از پیش برای خود تامین کردن
deficit financing
تامین مالی از راه کسر بودجه
supplying
تامین چیزی که مورد نیاز است .
supplied
تامین چیزی که مورد نیاز است .
social security wealth
ثروت ناشی از نظام تامین اجتماعی
social security
بیمه وبازنشستگی همگانی تامین اجتماعی
privacy
جداسازی مبادله پیام برای تامین
supply
تامین چیزی که مورد نیاز است .
podded
دارای زندگی اسوده یا تامین شده
to have social security coverage
بوسیله سیستم تامین اجتماعی بیمه بودن
microsoft
ه شده توسط ماکروسافت برای تامین اطلاعات
short covering
خرید سهم برای تامین فروشهای سلف
ways and means
طرق و وسایل انجام چیزی تامین معاش
to be covered by social security
بوسیله سیستم تامین اجتماعی بیمه بودن
to be insured under the social security scheme
[system]
بوسیله سیستم تامین اجتماعی بیمه بودن
social security payroll tax
مالیات مزد و حقوق برای تامین اجتماعی
altitude/height hold
متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
redundancy
تامین قط عات اضافی در سیستم در صورت بروز خرابی
levy a sum on a person's property
به منظور تامین مدعی به دارایی کسی را توقیف کردن
beef cattle
گله گاو که برای تامین گوشت پرورش مییابد
redundancies
تامین قط عات اضافی در سیستم در صورت بروز خرابی
to secure a debtby a mortagage
با گرفتن گرو بستانکاری خودرا ازدیگران تامین کردن
marshaller
هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
inhibitor
کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
propounder
ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
quick disconnect coupling
کوپلینگی برای لولههای ی سیالات دارای دریچههای مسدود کننده و اجزاء اب بندی- کننده
primer
وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
primers
وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
sensor
گیرنده یادریافت کننده خاطرات حسی ضبط کننده
homogeneous computer network
یچ کننده و توزیع کننده که همه کانالهای داده آن از پروتکل و نرخ ارسال یکسان استفاده می کنند
human computer
امکانات تامین بهبود ارتباط بین کاربر و سیستم کامپیوتر
provident fund
وجوه متراکم شده برای تامین مالی دوره بازنشستگی
communication security custodian
مسئول شمارش و تحویل و تحول و نگهداری وسایل تامین مخابراتی
financed demand
احتیاجاتی که تامین اعتبارشده اند نیازمندیهایی که هزینه ان پرداخت شده
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com