Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
laterization
تبدیل سنگ به رسوب صخرههای قرمز
Other Matches
lime rocks
صخرههای اهکی
petroloferous rocks
صخرههای نفت خیز
atolls
صخرههای مدور داخل دریا
atoll
صخرههای مدور داخل دریا
storm warning
پرچم قرمز با مرکز سیاه یا 2چراغ قرمز بعلامت باد شدید
carminic acid
اسید کارمینیک
[عامل اصلی رنگ قرمز حاصل از شیره کشی حشره دانه قرمز]
mudcapping
نوعی روش تخریب صخرههای بزرگ به وسیله موادمنفجره
geotectonic
مربوط به مبحث ساختمان وتشکیلات صخرههای پوسته زمین
infrared line scan
ردیابی خطی با اشعه مادون قرمز ردیابی مستقیم بامادون قرمز
infrared imagery
عکسبرداری مادون قرمز عکاسی با استفاده از اشعه مادون قرمز
natural dyes
رنگینه های طبیعی
[که عموما از گیاهان و بعضی حیوانات تهیه می شوند. نمونه گیاهی رنگ قرمز گیاه روناس و نمونه حیوانی رنگ قرمز، حشره قرمزدانه می باشد.]
Turkaman rugs
فرش های ترکمن
[اینگونه فرش ها دارای طرح های ساده و هندسی شکل می باشند و غالبا زمینه قرمز یا قهوه ای ته قرمز با لبه ها و نوارهای سفید رنگ بافته می شوند.]
novatio non presumiter
تبدیل تعهد یا تبدیل مدیون نمیتواند مفروض یا ضمنی باشد
infrared ray
اشعه مادون قرمز پرتو مادون قرمز پرتو فرو سرخ
transiguration
تبدیل صورت تبدیل هیئت
conversion scale
مقیاس تبدیل ضریب تبدیل
fouled
رسوب
alluvium
رسوب
mud
رسوب
alluvion
رسوب
residual
رسوب
fouling
رسوب
percipitate
رسوب
foul
رسوب
fouler
رسوب
foulest
رسوب
illuviation
رسوب
fouls
رسوب
precipitation
رسوب
sinter
رسوب
sediments
رسوب
deposits
رسوب
sediment
رسوب
deposit
رسوب
dreg
رسوب
restitution
تبدیل مختصات نقاط از عکس یا نقشهای به نقشه دیگر تبدیل مختصات
deposits
رسوب کردن
silting
رسوب ته نشینی
bosh
رسوب کوارتس
deposit
رسوب کردن
deposits
ذخیره رسوب
fouls
رسوب کردن
tartars
ته نشین رسوب
precipitant
عامل رسوب
silt pit
چاله رسوب
settling basin
حوضچه رسوب
deposit
ذخیره رسوب
accretion of silt
رسوب زدایی
silt sump
چاهک رسوب
precipitation
رسوب کردن
setting basin
حوضچه رسوب
percipitate
رسوب کردن
precipitation
رسوب دادن
sedimentation
رسوب گذاری
sedimentation
رسوب سازی
tartar
ته نشین رسوب
oil sludge
رسوب روغن
fouler
رسوب کردن
fouling
رسوب رسوبات
mud valve
دریجه رسوب
precipitating
رسوب کردن
glacial deposit
رسوب یخچالی
precipitating
رسوب شیمیایی
precipitates
رسوب کردن
precipitates
رسوب شیمیایی
trap box
حوضچه رسوب
precipitated
رسوب کردن
accretionof silt
رسوب زدائی
precipitated
رسوب شیمیایی
precipitate
رسوب شیمیایی
precipitate
رسوب کردن
fouling
رسوب کردن
residuum
پسمانده رسوب
foul
رسوب کردن
sediment
رسوب کردن
fouled
رسوب کردن
sediments
لای رسوب
sediment
لای رسوب
sediments
رسوب کردن
foulest
رسوب کردن
sludge
رسوب گل و لای ضخیم
trap box
حوضچه رسوب زهکشها
silt ejector
تخلیه کننده رسوب
vapor deposition
رسوب سازی با بخار
precipating agent
عامل رسوب دهنده
reprecipitation
رسوب دادن مجدد
precipitation reaction
واکنش رسوب دهنده
reprecipitation
رسوب کردن مجدد
alluvial
ته نشینی مربوط به رسوب و ته نشین
tidal mud deposits
گل رسوب شده حاصل از جزرو مد
eolian
رسوب حاصل از جریان باد
assembler
اسمبلی که برنامه به زبان اسمبلی را در دو مرحله به کد ماشین تبدیل میکند. ابتدا آدرسهای ابتدایی ذخیره می شوند و در مرحله دوم آن را به آدرس مطلق تبدیل می کنند
coppering
مس گیری رفع رسوب مس از داخل لوله
binary to hexadecimal conversion
تبدیل دودوئی به مبنای 61 تبدیل دودوئی به شانزده شانزدهی
binary to octal conversion
تبدیل دودوئی به مبنای 8 تبدیل دودوئی به هشت هشتی
sludge
لجن غلیظ رسوب مخازن سوخت ناو
scale
ستون درجه رسوب جدار داخلی دیگ بخارناو
juck work
کوبیدن میخ درکف و دیوارهای کانال به منظور ایجاد رسوب
illuviate
در اثر نقل مکان از محلی درمحل دیگری رسوب شدن
conversion
1-برنامهای که برنامه نوشته شده در یک کامپیوتر را به حالت مناسب برای دیگری تبدیل میکند. 2-برنامهای که فرمت داده و کد گذاری و... را برای استفاده در یک برنامه دیگر تبدیل میکند
conversions
1-برنامهای که برنامه نوشته شده در یک کامپیوتر را به حالت مناسب برای دیگری تبدیل میکند. 2-برنامهای که فرمت داده و کد گذاری و... را برای استفاده در یک برنامه دیگر تبدیل میکند
rubric
خط قرمز
rubrics
خط قرمز
redhead
مو قرمز
laky a
قرمز
redheads
مو قرمز
red
<adj.>
قرمز
red line
خط قرمز
ponceau
قرمز
vermilion
قرمز
raddle
گل قرمز
coralline
قرمز
cramoisy
قرمز
vinaceous
قرمز
redder
قرمز
reddest
قرمز
reds
قرمز
erythrean
قرمز
bloodshot
قرمز
erythroid
قرمز
vermeil
قرمز
aka
قرمز
gules
قرمز
sanguineous
قرمز
vermillion
قرمز
age hardening
سخت گردانی همبسته ها به وسیله تشکیل محلول جامد فوق اشباع و رسوب مقادیراضافی در اثر گذشت زمان
ruddy
قرمز رنگ
minium
شنجرف قرمز
minium
اکسید قرمز
cochineal
قرمز دانه
caramels
مایل به قرمز
cochineal
قرمز شراب کش
red lips
لبهای قرمز
red nucleus
هسته قرمز
redlining
خط قرمز کشیدن
reddening
قرمز شدن
methyl red
قرمز متیل
red letter
با حروف قرمز
red lead
سرب قرمز
crimson
قرمز سیر
rel pole
قطب قرمز
red card
کارت قرمز
red brick
اجر قرمز
martagon
سوسن قرمز
redden
قرمز کردن
elms
نارون قرمز
rubefacient
قرمز کننده
nacarat
قرمز روشن
angry
قرمز شده
angriest
قرمز شده
rubefaction
قرمز سازی
angrier
قرمز شده
safflower carmine
قرمز کافیشه
rubefy
قرمز کردن
rubescent
قرمز شونده
rubious
قرمز یاقوتی
ruby of arsenic
زرنیخ قرمز
rufous
قرمز کم رنگ
flush
قرمز کردن
flushes
قرمز کردن
flushing
قرمز کردن
ruffous
قرمز کم رنگ
elm
نارون قرمز
oxide of copper
توتیای قرمز
redden
قرمز شدن
reddened
قرمز کردن
murrey
قرمز ارغوانی
reddened
قرمز شدن
staring red
قرمز زننده
reddening
قرمز کردن
ripe lips
لبهای قرمز
infra red
زیر قرمز
infra-red
زیر قرمز
caramel
مایل به قرمز
gold fish
ماهی قرمز
goldfish
ماهی قرمز
rosily
برنگ قرمز
reddens
قرمز کردن
reddens
قرمز شدن
phenol red
قرمز فنول
roucou
قرمز بویا
neutral red
قرمز خنثی
kidney bean
لوبیا قرمز
hot lines
تلفن قرمز
hot line
تلفن قرمز
dressed inred
قرمز پوش
first class brick
اجر قرمز
hot pepper
فلفل قرمز
Red chilli
فلفل قرمز
scarlet
قرمز لاکی
gorcock
با قرقره قرمز
chilli pepper
فلفل قرمز
chlorophennol red
قرمز کلروفنول
body brick
اجر قرمز
Cayenne
فلفل قرمز
ladyfinger
فلفل قرمز
bright red
قرمز روشن
red pepper
فلفل قرمز
red peppers
فلفل قرمز
infera red
مادون قرمز
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com