Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 209 (12 milliseconds)
English
Persian
galss transition
تبدیل شیشهای
gamma transition
تبدیل شیشهای
glassy transition
تبدیل شیشهای
Search result with all words
gamma transition temperature
دمای تبدیل شیشهای
glass transition temperature
دمای تبدیل شیشهای
glasy trainsition temperature
دمای تبدیل شیشهای
t.g
دمای تبدیل شیشهای
vitrescence
امادگی برای تبدیل به شیشه خاصیت شیشهای
vitrescent
اماده برای تبدیل به شیشه دارای خاصیت شیشهای
Other Matches
novatio non presumiter
تبدیل تعهد یا تبدیل مدیون نمیتواند مفروض یا ضمنی باشد
vitriform
شیشهای
vitreous
شیشهای
glassy
شیشهای
amorphous
شیشهای
vitric
شیشهای
glazing
شیشهای
glass rule
خط کش شیشهای
hyaloid
شیشهای
galssy
شیشهای
glass electrode
الکترود شیشهای
glass eye
چشم شیشهای
glass bulb
حباب شیشهای
glass vessels
فروف شیشهای
glass jaw
ارواره شیشهای
marble
گلوله شیشهای
glass rod
میله شیشهای
vitreus state
حالت شیشهای
glass tube
لوله شیشهای
louvred
دریاپنجرهچوبی-شیشهای
glazing coat
روکش شیشهای
the vitreoud humour
ابگونه شیشهای
glassiness
خاصیت شیشهای
glassy state
حالت شیشهای
marbles
گلوله شیشهای
semivitrified
نیمه شیشهای
hyaloid membrane
شامهء شیشهای
slow worm
مار شیشهای
blindworm
مار شیشهای
vitreosity
خاصیت شیشهای
glass
الت شیشهای
shellac
لاک شیشهای
solar house
گلخانه شیشهای
semivitrified
نیم شیشهای
conversion scale
مقیاس تبدیل ضریب تبدیل
transiguration
تبدیل صورت تبدیل هیئت
glass type tube
لامپ الکترونی شیشهای
vitreous enamel coating
روکش لعاب شیشهای
hyalitis
اماس رطوبت شیشهای
salvers
سینی پایه دار شیشهای
salver
سینی پایه دار شیشهای
vitrify
شیشهای کردن یا شدن زینترن
pseudoscope
شیشهای که کاو را کوژکوژراکاو نماید
intravitreous
واقع در درون رطوبت شیشهای
glass separator
میان گیر شیشهای باتری
restitution
تبدیل مختصات نقاط از عکس یا نقشهای به نقشه دیگر تبدیل مختصات
eye glass
شیشهای که برای کمک بینایی بکارمیبرند
fogging
مات کردن سطوح شیشهای یاعدسیها
belljar
نوعی فرف شیشهای مثل کاسه زنگ
liquid crystal display
صفحه نمایش دو جداره شیشهای با محلول کریستال مایع
cullet
خرده شیشهای که برای خمیرشیشه گری بکار می رود
meniscus
شیشهای که از یکسو گوژ وازسوی دیگر کاو باشد
liquid crystal displays
صفحه نمایش دو جداره شیشهای با محلول کریستال مایع
assembler
اسمبلی که برنامه به زبان اسمبلی را در دو مرحله به کد ماشین تبدیل میکند. ابتدا آدرسهای ابتدایی ذخیره می شوند و در مرحله دوم آن را به آدرس مطلق تبدیل می کنند
astrodome
گنبد شیشهای که خلبان میتواند از وراء ان اسمان رامشاهده کند
binary to octal conversion
تبدیل دودوئی به مبنای 8 تبدیل دودوئی به هشت هشتی
binary to hexadecimal conversion
تبدیل دودوئی به مبنای 61 تبدیل دودوئی به شانزده شانزدهی
glass wool
تودهای ازرشتههای شیشهای که بعنوان عایق گرما یا درتصفیه هوا بکار میر ود
LCD
Display Crystal Liquid صفحه نمایش دو جداره شیشهای با محلول کریستال مایع
fibres
رشته بسیار باریک شیشهای یا پلاستیکی که داده را به صورت سیگنالهای نوری منتقل میکند
fibre
رشته بسیار باریک شیشهای یا پلاستیکی که داده را به صورت سیگنالهای نوری منتقل میکند
fiber
رشته بسیار باریک شیشهای یا پلاستیکی که داده را به صورت سیگنالهای نوری منتقل میکند
fibre optics
لایههای مناسب شیشهای یا پلاستیکی محافظت شده برای ارسال سیگنالهای نوری که داده سریع منتقل می کنند
conversion
1-برنامهای که برنامه نوشته شده در یک کامپیوتر را به حالت مناسب برای دیگری تبدیل میکند. 2-برنامهای که فرمت داده و کد گذاری و... را برای استفاده در یک برنامه دیگر تبدیل میکند
conversions
1-برنامهای که برنامه نوشته شده در یک کامپیوتر را به حالت مناسب برای دیگری تبدیل میکند. 2-برنامهای که فرمت داده و کد گذاری و... را برای استفاده در یک برنامه دیگر تبدیل میکند
bubble turn and slip
الات دقیق اصلی پروازی که شتاب جانبی را با جابجایی حبابی داخل لوله شیشهای خمیده پر از مایعی نشان میدهد
vitrifying
تغییر شکل سرامیک از حالت کریستالی به حالت شیشهای یا غیر متبلور
glare
صفحه شیشهای یا پلاستیکی در مقابل صفحه نمایش برای قط ع انعکاسی شدید نور
glared
صفحه شیشهای یا پلاستیکی در مقابل صفحه نمایش برای قط ع انعکاسی شدید نور
glares
صفحه شیشهای یا پلاستیکی در مقابل صفحه نمایش برای قط ع انعکاسی شدید نور
helical wave guide
لوله فلزی که از فیبرهای نازک شیشهای و سیم هائی که توانایی انتقال هزاران پیام در خطوط مخابراتی رادارند تشکیل شده است
devitrify
از حالت شیشهای در اوردن حالت بلوری دادن
glass
عینک دار کردن شیشهای کردن
fibre optics
لایه شیشهای یا پلاستیکی نازک که قادر به ارسال سیگنالهای نوری است . سیگنال نوری یا لیزری برای نمایش داده ارسالی تقسیم میشود
scanners
وسیلهای با صفحه مسط ح شیشهای که روی آن شکل یا عکس یا متن قرار دارد. نوک اسکن پایین شیشه حرکت میکند وتصویر را به داده که توسط کامپیوتر قابل تغییراست
scanner
وسیلهای با صفحه مسط ح شیشهای که روی آن شکل یا عکس یا متن قرار دارد. نوک اسکن پایین شیشه حرکت میکند وتصویر را به داده که توسط کامپیوتر قابل تغییراست
reducing
تبدیل
transforms
تبدیل
move
تبدیل
change
تبدیل
conversions
تبدیل
permutation
تبدیل
transforming
تبدیل
reductions
تبدیل
converter
تبدیل گر
permutations
تبدیل
reduce
تبدیل
convert
تبدیل
converted
تبدیل
converting
تبدیل
converts
تبدیل
transformed
تبدیل
reforming
تبدیل
shift
تبدیل
transform
تبدیل
reduction
تبدیل
reducer
تبدیل
adapter
تبدیل
toggle
تبدیل
toggles
تبدیل
interconversion
تبدیل
panification
تبدیل
cinversion
تبدیل
transmutation
تبدیل
modification
تبدیل
alteration
تبدیل
translation
تبدیل
reduces
تبدیل
connector
تبدیل
commutation
تبدیل
changes
تبدیل
conversion
تبدیل
changed
تبدیل
changing
تبدیل
code conversion
تبدیل کد
transformation
تبدیل
saccharification
تبدیل به قند
changer
تبدیل میکند
change over switch
کلید تبدیل
changer
کلید تبدیل
cineration
تبدیل بخاکستر
salification
تبدیل به نمک
transmutation
تبدیل هستهای
rotary converter
تبدیل گر گردان
transmutation
تبدیل عناصر
reductions
اختصار تبدیل
calcification
تبدیل به اهک
scorify
تبدیل به کف کردن
combust
تبدیل بخاکسترکردن
code conversion
تبدیل رمز
impedance transformation
تبدیل امپدانس
image transformation
تبدیل تصویر
reductional
تبدیل کاهش
transformers
تبدیل کننده
transformer
تبدیل کننده
catalytic reforming
تبدیل کاتالیزوری
catforming
تبدیل با کاتالیزور
reduction
اختصار تبدیل
transformation
تبدیل صورت
vaporization
تبدیل به بخار
reduction coefficient
ضریب تبدیل
liquefaction
تبدیل به مایع
commuting
تبدیل کردن
commuted
تبدیل کردن
commute
تبدیل کردن
acidifier
تبدیل به اسیدکننده
actification
تبدیل به سرکه
transmuting
تبدیل کردن
transmutes
تبدیل کردن
transmuted
تبدیل کردن
transmute
تبدیل کردن
monarchize
تبدیل به سلطنت
money exchange
تبدیل پول
multi way switch
کلید تبدیل
hedging
تبدیل پوششی
upturn
تبدیل به احسن
lactation
تبدیل به شیر
laplace transformation
تبدیل لاپلاس
nuclear transformation
تبدیل هستهای
lapidification
تبدیل به سنگ
parallel conversion
تبدیل موازی
lamp bulb adapter
تبدیل لامپ
phase transition
تبدیل فاز
aggravation
تبدیل به بدتر
internal conversion
تبدیل باطنی
transformed
تبدیل کردن
transform
تبدیل کردن
evaporating
تبدیل به بخارکردن
evaporates
تبدیل به بخارکردن
evaporated
تبدیل به بخارکردن
evaporate
تبدیل به بخارکردن
incommutably
تبدیل ناپذیر
incommutability
تبدیل ناپذیری
c.r.
تبدیل کاتالیزوری
calcination
تبدیل باهک
transforming
تبدیل کردن
transforms
تبدیل کردن
internal conversion
تبدیل درونی
interconvertible
قابل تبدیل
power converter station
پست تبدیل
process conversion
تبدیل فرایند
interconversion
تبدیل متقاطع
prtrifaction
تبدیل به سنگ
animalization
تبدیل به حیوان
approach transition
تبدیل ورودی
platiforming
تبدیل با پلاتین
basify
تبدیل به قلیاکردن
bituminize
تبدیل بقیرکردن
reducer
تبدیل کننده
transition temperature
دمای تبدیل
data conversion
تبدیل داده ها
convertibles
قابل تبدیل
convertible
قابل تبدیل
interchangeable
قابل تبدیل
decimalize
تبدیل به اعشارکردن
demodulator
تبدیل میکند
direct reading galvanometer
گالوانومتر بی تبدیل
direct conversion
تبدیل مستقیم
double conversion
تبدیل دوگانه
gear level
تبدیل کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com