English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (11 milliseconds)
English Persian
deliverer تحویل دهنده
Search result with all words
delivery car واگن تحویل دهنده
freight forwarder مقام تحویل دهنده کالا
procuring activity یکان تهیه کننده و تحویل دهنده اماد قسمت اماد کننده
Other Matches
cumulative delivery diagram منحنی تحویل تراکمی نموداری که نحوه تحویل کالاها را نشان میدهد
handover تحویل و تحول کردن سیستم کنترل هواپیماها تحویل دادن
impact shipment کالای ضربتی از نظر تحویل کالایی که از نظر تحویل زمان مخصوص دارد
cash on delivery فروش نقد پس از تحویل کالا وصول وجه در حین تحویل کالا
trimmer زینت دهنده تغییر عقیده دهنده بنابمصالح روز
catalysts تشکیلات دهنده سازمان دهنده
conglutinative التیام دهنده جوش دهنده
extender توسعه دهنده ادامه دهنده
exhibiter نمایش دهنده ارائه دهنده
catalyst تشکیلات دهنده سازمان دهنده
bailor امانت دهنده کفیل دهنده
exhibitor نمایش دهنده ارائه دهنده
exhibitors نمایش دهنده ارائه دهنده
bailer امانت دهنده کفیل دهنده
procurement rate نواخت تهیه و تحویل اماد نواخت تحویل اماد
process تحویل
liveries تحویل
livery تحویل
landing, storage, delivery تحویل
processes تحویل
prehension تحویل
solstice تحویل
delivery تحویل
deliveries تحویل
freeing تحویل
transter تحویل
free تحویل
freed تحویل
utilization تحویل
frees تحویل
bailment تحویل
devolvement تحویل
cash dispensers تحویل دارخودکار
ex mill تحویل در کارخانه
irreducibility تحویل ناپذیری
delivery note حواله تحویل
ex factory تحویل در کارخانه
rendered تحویل دادن
surrenders تحویل دادن
terminal price قیمت تحویل
renditions پرداخت تحویل
theft, pilferage, non delivery عدم تحویل
surrendered تحویل دادن
surrender تحویل دادن
exq تحویل در بارانداز
render تحویل دادن
forward delivery تحویل به وعده
shortchange کم تحویل دادن
exs تحویل از کشتی
take over تحویل گرفتن
delivery terms شرایط تحویل
delivery terms نحوه تحویل
demand satisfaction تحویل درخواستها
recorded delivery تحویل سفارشی
delivery valve سوپاپ تحویل
fob تحویل کشتی
rendition پرداخت تحویل
renders تحویل دادن
delivery notice اعلامیه تحویل
delivery order حواله تحویل
delivery side سمت تحویل
delivery speed سرعت تحویل
LSD نگهداری تحویل
forward delivery تحویل دراینده
delivery to the home تحویل در خانه
deliverable قابل تحویل
delivery table میز تحویل
delivering تحویل تسلیم
delivered at frontier تحویل در مرز
delivering تحویل دادن
supplied تحویل دادن
supplied تحویل ذخیره
supply تحویل دادن
deliverable state در حالت تحویل
supply تحویل ذخیره
supplying تحویل دادن
supplying تحویل ذخیره
delivered تحویل شده
smooth delivery تحویل بی اشکال
to deliver over تحویل دادن
prompt delivery تحویل فوری
acceptance tests آزمایشهای تحویل
bailee تحویل گیرنده
bailment تحویل جنس
deliver تحویل دادن
delivers تحویل دادن
cargo delivery تحویل بار
catcher's side سوی تحویل
transferee تحویل گیرنده
to take over تحویل گرفتن
to hand over تحویل دادن
take delivery of تحویل گرفتن
free docks تحویل در بارانداز
forwarded <adj.> <past-p.> تحویل شده
cash dispenser تحویل دارخودکار
polytropic تحویل برزخ
transference تحویل حواله
committed <adj.> <past-p.> تحویل شده
takeover تحویل گیری
transfers واگذاری تحویل
pick up and delivery بارگیری و تحویل
takeovers تحویل گیری
delivery date تاریخ تحویل
transferring واگذاری تحویل
consigned <adj.> <past-p.> تحویل شده
delivered <adj.> <past-p.> تحویل شده
free on quay تحویل دراسکله
delivery free تحویل رایگان
period of delivery دوره تحویل
hand over تحویل دادن
transfer واگذاری تحویل
ex warehouse تحویل در کنار انبار
free on rail تحویل در راه اهن
ex warehouse تحویل در انبار فروشنده
procured تهیه و تحویل اماد
ex quay تحویل در بندر مقصد
ex quay تحویل در بارانداز مقصد
ex ship تحویل در کنار کشتی
for تحویل روی قطار
procuring تهیه و تحویل اماد
fot تحویل روی کامیون
procures تهیه و تحویل اماد
goods inwards sheet برگ تحویل کالا
exw تحویل در محل تولید
franco alongside ship تحویل کنار کشتی
procure تهیه و تحویل اماد
goods receiving کالاهای درحال تحویل
goods inwards کالاهای درحال تحویل
goods intake کالاهای درحال تحویل
give in charge تحویل پلیس دادن
spot goods کالاهای اماده تحویل
reduction تحویل استحاله کاهش
procurement تهیه و تحویل اماد
delivery قبض و اقباض تحویل
d. of goods تحویل کالا یا اجناس
delivery order دستور تحویل کالا
reductions تحویل استحاله کاهش
destination port بندر تحویل کالا
named place of delivery at frontier تحویل در مرز مشخص
overdue goods کالاهای تحویل نشده
receipts بزهکاران را تحویل گرفتن
receipt بزهکاران را تحویل گرفتن
turn over to the police تحویل پلیس دادن
delivery تحویل کالا دادن
cash on delivery پرداخت هنگام تحویل
To take delivery of something. چیزی را تحویل گرفتن
redeliver دوباره تحویل دادن
When do you take delivery of yourcar ? اتوموبیلت را کی تحویل می گیری ؟
deliveries تحویل کالا دادن
deliveries قبض و اقباض تحویل
delivered duty paid تحویل پس از پرداخت عوارض مربوطه
delivery [of a pump] مقدار تحویل [تلمبه ای] [مهندسی]
capacity [of a pump] مقدار تحویل [تلمبه ای] [مهندسی]
lift [of a pump] مقدار تحویل [تلمبه ای] [مهندسی]
supplying تحویل دادن تغذیه کردن
discharge rate [of a pump] مقدار تحویل [تلمبه ای] [مهندسی]
supply تحویل دادن تغذیه کردن
supplied تحویل دادن تغذیه کردن
free on rail تحویل کالا روی قطار
free on truck تحویل کالا روی کامیون
to drop something off [at someone's] چیزی را [به کسی ] تحویل دادن
received for shipment تحویل شده برای حمل
to be available for delivery at short notice بلافاصله قابل تحویل بودن
become مناسب بودن تحویل یافتن
becomes مناسب بودن تحویل یافتن
give a person in charge کسی را تحویل پلیس دادن
tpnd دله دزدی وعدم تحویل
d/p تحویل اسناددر مقابل پرداخت
daf frontier at delivered تحویل مرز
to get something to somebody تحویل دادن چیزی به کسی
bond به انبار گمرک تحویل دادن
issues مسئله قضیه تحویل جنس
document against payment تحویل اسناد در ازای پرداخت
issue مسئله قضیه تحویل جنس
issued مسئله قضیه تحویل جنس
ex works تحویل در کنار کارگاه یاکارخانه
turn in تحویل دادن جنس به انبار
forward sales فروش کالاجهت تحویل در اینده
p&d delivery and up pick بارگیری و تحویل
free carrier تحویل به حمل کننده کالا
demand satisfaction تحویل اماد مورد نیاز
basic relay post پایگاه مقدماتی تحویل و تحول بیماران
deliver تحویل دادن پرتاب بمب یا گلوله
delivers تحویل دادن پرتاب بمب یا گلوله
deliverable state کالاهایی که در وضعیت تحویل به مشتری میباشند
Payment on delivery of goods. پرداخت هنگام ( مشروط به ) تحویل کالا
documents aganist acceptance تحویل اسناد در مقابل قبولی نویسی
I'd like to leave my luggage, please. من می خواهم اسباب و اثاثیه ام را تحویل بدهم.
delivery leadtime زمان تحویل اولین قسمت وسایل
delivery leadtime زمان تحویل اولین پارتی وسایل
Did you deliver my letter to your father ? نامه مرا تحویل پدرت دادی ؟
cod پرداخت نقدی به مجرد تحویل کالا
cod وصول وجه در موقع تحویل کالا
off the shelf تدارکات اماده برای توزیع و تحویل
reconsignment تنظیم مجدد بارنامه برای تحویل
indicator نشان دهنده دستگاه نشان دهنده
back order قسمتی از کالای مشتری که به علتی تحویل نشده
fas ship alongside free تحویل در کنار کشتی
goods on approval تحویل کالا به شرط قبولی کالاهای مشروط
This company guarantees prompt delivery of goods. این شرکت تحویل فوری کالاراتضمین می نماید
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com