Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 230 (3 milliseconds)
English
Persian
delivered
تحویل شده
committed
<adj.>
<past-p.>
تحویل شده
consigned
<adj.>
<past-p.>
تحویل شده
delivered
<adj.>
<past-p.>
تحویل شده
forwarded
<adj.>
<past-p.>
تحویل شده
Search result with all words
reduce
تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reduces
تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reducing
تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
free
تحویل
freed
تحویل
freeing
تحویل
frees
تحویل
immunity
به طوری که توقیف و اعمال مجازات درمورد چنین ماموری ممکن نیست مگر به وسیله تحویل دادنش به دولت متبوع وی
supplied
تحویل دادن
supplied
تحویل دادن تغذیه کردن
supplied
تحویل ذخیره
supply
تحویل دادن
supply
تحویل دادن تغذیه کردن
supply
تحویل ذخیره
supplying
تحویل دادن
supplying
تحویل دادن تغذیه کردن
supplying
تحویل ذخیره
bear
کسی که اعتقاد به تنزل قیمت کالای خود دارد وبه همین دلیل سعی میکندکه کالای را از طریق واسطه و با تعیین اجل برای تحویل بفروشد
bears
کسی که اعتقاد به تنزل قیمت کالای خود دارد وبه همین دلیل سعی میکندکه کالای را از طریق واسطه و با تعیین اجل برای تحویل بفروشد
transference
تحویل حواله
cash dispenser
تحویل دارخودکار
cash dispensers
تحویل دارخودکار
deliveries
تحویل
deliveries
تحویل کالا دادن
deliveries
قبض و اقباض تحویل
delivery
تحویل
delivery
تحویل کالا دادن
delivery
قبض و اقباض تحویل
render
تحویل دادن
rendered
تحویل دادن
renders
تحویل دادن
slot machine
ماشین خودکاری که پول درسوراخ ان انداخته و کالای مطلوب را تحویل میگیرند
slot machines
ماشین خودکاری که پول درسوراخ ان انداخته و کالای مطلوب را تحویل میگیرند
procurement
تهیه و تحویل اماد
receipt
بزهکاران را تحویل گرفتن
receipts
بزهکاران را تحویل گرفتن
LSD
نگهداری تحویل
Viewdata
سیستم خانگی تحویل اطلاعات که از طریق ان استفاده کنندگان می توانند بطورمحاورهای از تلویزیونهای محلی خود به پایگاه داده مرکزی دسترسی پیدا کنند داده نما
issue
مسئله قضیه تحویل جنس
issued
مسئله قضیه تحویل جنس
issues
مسئله قضیه تحویل جنس
cod
وصول وجه در موقع تحویل کالا
cod
پرداخت نقدی به مجرد تحویل کالا
solstice
تحویل
takeover
تحویل گیری
takeovers
تحویل گیری
for
تحویل روی قطار
reduction
تحویل استحاله کاهش
reductions
تحویل استحاله کاهش
liveries
تحویل
livery
تحویل
delivering
تحویل دادن
delivering
تحویل تسلیم
deliver
تحویل دادن
deliver
تحویل دادن پرتاب بمب یا گلوله
delivers
تحویل دادن
delivers
تحویل دادن پرتاب بمب یا گلوله
become
مناسب بودن تحویل یافتن
becomes
مناسب بودن تحویل یافتن
procure
تهیه و تحویل اماد
procured
تهیه و تحویل اماد
procures
تهیه و تحویل اماد
procuring
تهیه و تحویل اماد
utilization
تحویل
bond
به انبار گمرک تحویل دادن
surrender
تحویل دادن
surrendered
تحویل دادن
surrenders
تحویل دادن
Videotex
تحویل اطلاعات خانگی الکترونیکی متن تصویری
rendition
پرداخت تحویل
renditions
پرداخت تحویل
fob
تحویل کشتی
recorded delivery
تحویل سفارشی
transfer
واگذاری تحویل
transferring
واگذاری تحویل
transfers
واگذاری تحویل
process
تحویل
processes
تحویل
futures
قرارداد معامله سهام یا کالا بمنظور تحویل در اینده
acceptance tests
آزمایشهای تحویل
atm
ماشین تحویل دار خودکار manager type abode
automated teller machine
ماشین سخنگوی خودکار ماشین تحویل خودکار
back order
قسمتی از کالای مشتری که به علتی تحویل نشده
back wardation
خسارت دیر کرد در تحویل سهام برقراری مدت برای تسلیم مبیع
bailee
تحویل گیرنده
bailment
تحویل
bailment
تحویل جنس
basic relay post
پایگاه مقدماتی تحویل و تحول بیماران
c.i.f.
یکی از قراردادهای اینکوترمز که در ان فروشنده کالا را به هزینه خود و باپرداخت حق بیمه لازم در بندرمقصد به خریدار تحویل میدهد
cargo delivery
تحویل بار
cash on delivery
پرداخت هنگام تحویل
cash on delivery
فروش نقد پس از تحویل کالا وصول وجه در حین تحویل کالا
catcher's side
سوی تحویل
charges forward
هزینه هایی که بوسیله مشتری پرداخت خواهد شد مخارج حمل که بعد از تحویل کالا به مشتری از او دریافت میشود
communication security custodian
مسئول شمارش و تحویل و تحول و نگهداری وسایل تامین مخابراتی
contango
بهره دیرکرد تسلیم قرضه وسهام مهلت تحویل مبیع به مشتری
coordinated procurement
عملیات اماد هماهنگ شده تحویل هم اهنگ شده اماد
cumulative delivery diagram
منحنی تحویل تراکمی نموداری که نحوه تحویل کالاها را نشان میدهد
d. of goods
تحویل کالا یا اجناس
d/a
acceptance documentagainst تحویل اسناد درمقابل قبولی نویسی
Other Matches
handover
تحویل و تحول کردن سیستم کنترل هواپیماها تحویل دادن
impact shipment
کالای ضربتی از نظر تحویل کالایی که از نظر تحویل زمان مخصوص دارد
procurement rate
نواخت تهیه و تحویل اماد نواخت تحویل اماد
transter
تحویل
devolvement
تحویل
landing, storage, delivery
تحویل
prehension
تحویل
delivered at frontier
تحویل در مرز
delivery order
حواله تحویل
delivery date
تاریخ تحویل
delivery free
تحویل رایگان
delivery notice
اعلامیه تحویل
delivery note
حواله تحویل
deliverer
تحویل دهنده
deliverable
قابل تحویل
deliverable state
در حالت تحویل
delivery side
سمت تحویل
to hand over
تحویل دادن
to deliver over
تحویل دادن
theft, pilferage, non delivery
عدم تحویل
free on quay
تحویل دراسکله
terminal price
قیمت تحویل
take over
تحویل گرفتن
take delivery of
تحویل گرفتن
shortchange
کم تحویل دادن
prompt delivery
تحویل فوری
hand over
تحویل دادن
irreducibility
تحویل ناپذیری
polytropic
تحویل برزخ
to take over
تحویل گرفتن
forward delivery
تحویل دراینده
forward delivery
تحویل به وعده
delivery speed
سرعت تحویل
delivery table
میز تحویل
delivery terms
شرایط تحویل
delivery terms
نحوه تحویل
delivery to the home
تحویل در خانه
delivery valve
سوپاپ تحویل
demand satisfaction
تحویل درخواستها
ex factory
تحویل در کارخانه
ex mill
تحویل در کارخانه
period of delivery
دوره تحویل
free docks
تحویل در بارانداز
exq
تحویل در بارانداز
exs
تحویل از کشتی
transferee
تحویل گیرنده
pick up and delivery
بارگیری و تحویل
smooth delivery
تحویل بی اشکال
ex warehouse
تحویل در کنار انبار
free on rail
تحویل در راه اهن
fot
تحویل روی کامیون
franco alongside ship
تحویل کنار کشتی
ex quay
تحویل در بارانداز مقصد
spot goods
کالاهای اماده تحویل
overdue goods
کالاهای تحویل نشده
named place of delivery at frontier
تحویل در مرز مشخص
goods intake
کالاهای درحال تحویل
goods inwards sheet
برگ تحویل کالا
goods receiving
کالاهای درحال تحویل
goods inwards
کالاهای درحال تحویل
give in charge
تحویل پلیس دادن
redeliver
دوباره تحویل دادن
exw
تحویل در محل تولید
When do you take delivery of yourcar ?
اتوموبیلت را کی تحویل می گیری ؟
destination port
بندر تحویل کالا
delivery order
دستور تحویل کالا
To take delivery of something.
چیزی را تحویل گرفتن
delivery car
واگن تحویل دهنده
ex ship
تحویل در کنار کشتی
ex warehouse
تحویل در انبار فروشنده
turn over to the police
تحویل پلیس دادن
ex quay
تحویل در بندر مقصد
tpnd
دله دزدی وعدم تحویل
delivery
[of a pump]
مقدار تحویل
[تلمبه ای]
[مهندسی]
turn in
تحویل دادن جنس به انبار
discharge rate
[of a pump]
مقدار تحویل
[تلمبه ای]
[مهندسی]
to get something to somebody
تحویل دادن چیزی به کسی
to be available for delivery at short notice
بلافاصله قابل تحویل بودن
capacity
[of a pump]
مقدار تحویل
[تلمبه ای]
[مهندسی]
to drop something off
[at someone's]
چیزی را
[به کسی ]
تحویل دادن
received for shipment
تحویل شده برای حمل
lift
[of a pump]
مقدار تحویل
[تلمبه ای]
[مهندسی]
p&d
delivery and up pick بارگیری و تحویل
d/p
تحویل اسناددر مقابل پرداخت
free carrier
تحویل به حمل کننده کالا
daf
frontier at delivered تحویل مرز
forward sales
فروش کالاجهت تحویل در اینده
delivered duty paid
تحویل پس از پرداخت عوارض مربوطه
ex works
تحویل در کنار کارگاه یاکارخانه
document against payment
تحویل اسناد در ازای پرداخت
give a person in charge
کسی را تحویل پلیس دادن
demand satisfaction
تحویل اماد مورد نیاز
free on rail
تحویل کالا روی قطار
freight forwarder
مقام تحویل دهنده کالا
free on truck
تحویل کالا روی کامیون
deliverable state
کالاهایی که در وضعیت تحویل به مشتری میباشند
delivery leadtime
زمان تحویل اولین پارتی وسایل
delivery leadtime
زمان تحویل اولین قسمت وسایل
Payment on delivery of goods.
پرداخت هنگام ( مشروط به ) تحویل کالا
documents aganist acceptance
تحویل اسناد در مقابل قبولی نویسی
reconsignment
تنظیم مجدد بارنامه برای تحویل
Did you deliver my letter to your father ?
نامه مرا تحویل پدرت دادی ؟
off the shelf
تدارکات اماده برای توزیع و تحویل
I'd like to leave my luggage, please.
من می خواهم اسباب و اثاثیه ام را تحویل بدهم.
fas
ship alongside free تحویل در کنار کشتی
goods on approval
تحویل کالا به شرط قبولی کالاهای مشروط
This company guarantees prompt delivery of goods.
این شرکت تحویل فوری کالاراتضمین می نماید
He left fily a few choice words.
چند تا حرف مفت ( ناسزا )تحویل داد
I want to leave the car in the railway station
من میخواهم اتومبیل را در ایستگاه قطار تحویل بدهم.
ddp
paid duty delivered تحویل پس از پرداخت حقوق گمرکی
production missile
موشک یکپارچه یا کامل که ازکارخانه به همان صورت تحویل میشود
oversale
پیش فروش چیزی به مقداری که بعدا` نتوان تحویل داد
free docks
نوعی قرارداد که در ان کالا را دربندر مبدا به بندرگاه تحویل می دهند
free on quay
قراردادی که دران فروشنده کالا رادراسکله بندر مقصد تحویل میدهد
ex works
یک از قراردادهای اینکوترمز که در ان فروشنده کالا را در محل خود به خریدار تحویل میدهد
ex quay
یکی ازقراردادهای اینکوترمز که دران فروشنده کالا را در بندرمقصد به خریدار تحویل میدهد
free on rail
قراردادی که در ان فروشنده کالا را درایستگاه راه اهن کشور مبداء به خریدار تحویل میدهد
free carrier
یکی از قرارداد-های اینکوترمزکه در ان فروشنده کالا را به اولین حمل کننده تحویل می نماید
delivered at frontier
یکی ازقراردادهای اینکوترمز که دران فروشنده کالای موردمعامله را در مرز تعیین شده تحویل میدهد
tout temps prist
تسلیم خوانده در برابرخواهان با اعلام این که همیشه برای تحویل یا انجام خواسته حاضر است
gurantee period
مدت زمانیکه قبل از تحویل نهائی پیمانکار ساختمانی موفف است خسارات ساختمان رارفع نماید
garnishment
میشود دائر براینکه حق تحویل اشیا یا نقودوی را به نامبرده ندارد وباید در محضر دادگاه حاضرشود و به ادعای خواهان پاسخ دهد
take over from
کار را از کسی تحویل گرفتن جانشین کسی شدن
procuring activity
یکان تهیه کننده و تحویل دهنده اماد قسمت اماد کننده
free on boand
تحویل روی کشتی قیمت کالای تحویلی روی کشتی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com