Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (14 milliseconds)
English
Persian
gradation
ترفیع درجه گرفتن
gradations
ترفیع درجه گرفتن
Other Matches
He was granted a grade promotion.
یک پایه ترفیع ( ارتقاء درجه ) گرفت
promoted
ترفیع دادن درجه دادن
promoting
ترفیع دادن درجه دادن
promotes
ترفیع دادن درجه دادن
promote
ترفیع دادن درجه دادن
to take one's d.
درجه گرفتن
graduate
درجه گرفتن
graduation
درجه گرفتن
graduating
درجه گرفتن
graduates
درجه گرفتن
great go
امتحان نهایی در دانشگاه برای گرفتن درجه
greats
امتحان نهایی دردانشگاه برای گرفتن درجه
little go
نخستین امتحانی که برای گرفتن درجه در a.b کمبریج باید داد
beam attack
تک هواپیمای رهگیری که بازاویه افقی بیش از 54 درجه و کمتر از 531 درجه انجام میشود
elevation indicator
صفحه مدرج درجه طبلک درجه
shoulder patch
درجه روی بازوی درجه داران
advancement
ترفیع
upgrading
ترفیع
ennoblement
ترفیع
promotions
ترفیع
elevations
ترفیع
promotion
ترفیع
raise
ترفیع
elevation
ترفیع
raises
ترفیع
preferment
ترفیع
upgrades
ترفیع
preference
ترفیع
preferences
ترفیع
gradations
ترفیع
upgraded
ترفیع
elevaling
ترفیع
gradation
ترفیع
upgrade
ترفیع
sighting bar
ستون درجه ونک مگسک میله ستون درجه دستگاه نشانه روی اموزشی
superelevation
درجه ارتفاع درجه بلندی
third class
درجه سوم بلیط درجه 3
third-class
درجه سوم بلیط درجه 3
elevating
ترفیع دادن
graduate
ترفیع دادن
lifts
ترفیع اسانسور
promoted
ترفیع دادن
graduates
ترفیع دادن
promotes
ترفیع دادن
graduating
ترفیع دادن
promote
ترفیع دادن
elevates
ترفیع دادن
mounts
صعود ترفیع
basic date
تاریخ ترفیع
increased
ترفیع دادن
increases
ترفیع دادن
increase
ترفیع دادن
promotion
ترفیع پیاده
promoting
ترفیع دادن
lift
ترفیع اسانسور
lifted
ترفیع اسانسور
mount
صعود ترفیع
lifting
ترفیع اسانسور
elevate
ترفیع دادن
promotions
ترفیع پیاده
to upgrade somebody
به کسی ترفیع دادن
elation
ترفیع سرفرازی شادی
to promote somebody
به کسی ترفیع دادن
pawn promotion
ترفیع پیاده شطرنج
promotion
ترفیع رتبه پیشرفت
advancing
<adj.>
ترفیع رتبه دادن
promotions
ترفیع رتبه پیشرفت
advance
ترفیع رتبه دادن
sighting leaf
ستون درجه تفنگ یا دستگاه نشانه روی شاخص درجه تفنگ
ranker
افسر ترفیع یافته افسرصفی
elevation
جای بلند وبرامدگی ترفیع
pedestals
بلند کردن ترفیع دادن
underpromote
ترفیع پیاده به غیر وزیر
pedestal
بلند کردن ترفیع دادن
elevations
جای بلند وبرامدگی ترفیع
knights
بمقام سلحشوری ودلاوری ترفیع دادن
knighted
بمقام سلحشوری ودلاوری ترفیع دادن
knight
بمقام سلحشوری ودلاوری ترفیع دادن
knighting
بمقام سلحشوری ودلاوری ترفیع دادن
brevet
درجه افتخاری دادن فرمان درجه افتخاری
to take medical advice
دستوراز پزشک گرفتن دستورطبی گرفتن
take in
<idiom>
زود گرفتن ،مطالب را گرفتن
calebrate
جشن گرفتن عید گرفتن
to seal up
درز گرفتن کاغذ گرفتن
slag
کفه گرفتن تفاله گرفتن
clam
بچنگال گرفتن محکم گرفتن
clams
بچنگال گرفتن محکم گرفتن
grip
طرز گرفتن وسیله گرفتن
gripped
طرز گرفتن وسیله گرفتن
gripping
طرز گرفتن وسیله گرفتن
grips
طرز گرفتن وسیله گرفتن
master at arms
درجه دار انتظامات ناو درجه دار ارشد ناو
division police petty officer
درجه دار دژبان قسمت درجه دار انتظامات قسمت
advances
ترقی دادن ترفیع رتبه دادن
promotes
ترفیع دادن ترویج دادن
promoting
ترفیع دادن ترویج دادن
promoted
ترفیع دادن ترویج دادن
promote
ترفیع دادن ترویج دادن
degree
درجه
aquastat
درجه
topnotch
درجه یک
tophole
درجه یک
first class
درجه یک
top-notch
درجه یک
nobby
درجه یک
copacetic
درجه یک
clinical thermometer
درجه
slap-up
درجه یک
chinical t.
درجه
title
درجه
titles
درجه
third-rate
درجه سه
high-class
درجه یک
top
درجه یک
number one
درجه یک
second-rate
درجه دو
rates
درجه
degrees
درجه
gauge glass
درجه اب
gauge=gage
درجه
gage=gauge
درجه
second rate
درجه دو
low grade
کم درجه
first string
درجه یک
top hole
درجه یک
copesetic
درجه یک
rate
درجه
gage
درجه
kyu
درجه
second class
درجه 2
elevations
درجه
length
درجه
lengths
درجه
elevation
درجه
run of the mine
بی درجه
just as well
<adv.>
به یک درجه
equally
<adv.>
به یک درجه
grades
درجه
grade
درجه
scalage
درجه
rank
درجه
third rate
درجه سه
gauged
درجه
marks
درجه
ranks
درجه
scale
درجه
second class
درجه دو
gauge
درجه
echelons
درجه
echelon
درجه
proportion
درجه
proportions
درجه
mark
درجه
gauges
درجه
classy
درجه یک
pitch
درجه
ranked
درجه
pitches
درجه
shelving
درجه شیب
quantum
درجه میزان
adjustability
درجه انطباق
upgraded
از درجه بالا
non commissioned officer
درجه دار
pinnacles
منتهی درجه
pinnacle
منتهی درجه
ratings
درجه رتبه
ratings
درجه بندی
upgrade
از درجه بالا
doctorates
درجه دکتری
puny
درجه پست
adjusted elevation
درجه تنظیمی
advancement in rating
ارتقاء درجه
angle of elevation
زاویه درجه
gradations
درجه بندی
gradations
درجه تدریج
calibration
درجه بندی
gradations
ارتقای درجه
centigrade degree
درجه صدبخشی
secondary
درجه دوم
confidence level
درجه اطمینان
consistence
درجه غلظت
rating
درجه بندی
optimum
درجه لازم
freezing points
درجه یخ بندان
freezing point
درجه یخ بندان
cope flask
درجه روئی
brick layer
بنای درجه دو
gradation
ارتقای درجه
shades
درجه رنگ
anti knock property
درجه اکتان
baccalaureate
درجه باشلیه
baccslavreate
درجه شوالیه
bar sight
شکاف درجه
bar sight
ستون درجه
upgrades
از درجه بالا
upgrading
از درجه بالا
battle sight
درجه جنگی
speeds
درجه تندی
speeding
درجه تندی
speed
درجه تندی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com