English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (3 milliseconds)
English Persian
inconsolable تسلی ناپذیر غیر قابل تسلیت
inconsolably تسلی ناپذیر غیر قابل تسلیت
Other Matches
disconsolate تسلی ناپذیر
unbearable غیر قابل تحمل تاب ناپذیر
unbearably غیر قابل تحمل تاب ناپذیر
irremissible بخشش ناپذیر غیر قابل عفو
incommutable تبدیل ناپذیر غیر قابل تعویض
impartible جدایی ناپذیر غیر قابل تفکیک
impervious تاثر ناپذیر غیر قابل نفوذ
irretrievably بطور غیر قابل استرداد جنانکه نتوان برگردانید بطور جبران ناپذیر
too much of a good thing غیر قابل تحمل تحمل ناپذیر
renewable resources منابع تهی ناپذیر منابع تجدیدشدنی منابع قابل تجدید
immedicable درمان ناپذیر بهبود ناپذیر
invulnerable زخم ناپذیر اسیب ناپذیر
condolence تسلیت
solacement تسلیت
condolences تسلیت
consolation تسلیت
consolation تسلی
solacement تسلی
solacer تسلیت دهنده
condole تسلیت دادن
heartfelt condolences [sympathy] تسلیت صمیمانه
solace تسلیت گفتن
solace تسلیت خاطر
commiseration تسلیت افهارتاسف
commiserating تسلیت گفتن بر
commiserates تسلیت گفتن بر
commiserated تسلیت گفتن بر
commiserate تسلیت گفتن بر
comforts مایه تسلی
consolatory تسلی بخش
cheering تسلی بخش
comforted مایه تسلی
comforter تسلی دهنده
comforting مایه تسلی
comfort مایه تسلی
cherish تسلی دادن
consolable تسلی پذیر
relieving تسلی دادن
cherishing تسلی دادن
cherished تسلی دادن
relieves تسلی دادن
relieve تسلی دادن
cherishes تسلی دادن
comforters تسلی دهنده
sympathies [bereavement] همدردی [تسلیت] [در عزاداری]
to offer one's sympathies to somebody به کسی تسلیت گفتن
to offer one's condolences تسلیت عرض کردن
consolatory نامه تسلی امیز
booby prizes جایزه تسلی بخش
booby prize جایزه تسلی بخش
inconsonlably بطور تسلی نا پذیر
solace مایه تسلی ارامش
becalming ارام کردن تسلی دادن
rehabilitation اردوگاه استراحت تسلی دادن
solace ارام کردن تسلی دادن
becalms ارام کردن تسلی دادن
becalmed ارام کردن تسلی دادن
becalm ارام کردن تسلی دادن
Please accept my condolences. به شما صمیمانه تسلیت عرض می کنم.
soothing ارامی بخش دارای اثر تسکین دهنده تسلیت
irrevocably بطور تغییر ناپذیر بطور چاره ناپذیر
friendly front end طرح نمایش یک برنامه که قابل استفاده و قابل فهم است
recoverable item وسیله قابل تعمیر و به کار انداختن وسایل قابل بازیابی
archival quality مدت زمانی که یک کپی قابل ذخیره سازی است قبل از آنکه غیر قابل استفاده شود
waterproof نم ناپذیر
waterproofed نم ناپذیر
unchallenged بحث ناپذیر
waterproofs نم ناپذیر
imperviable نم ناپذیر
watertight اب ناپذیر
inappeasable ناپذیر
nondescript وصف ناپذیر
imperviable سرایت ناپذیر
intolerable تحمل ناپذیر
drainless خستگی ناپذیر
inconsolable دلداری ناپذیر
impenitent توبه ناپذیر
inconsolably دلداری ناپذیر
unfeasible <adj.> انجام ناپذیر
inexecutable <adj.> انجام ناپذیر
incommensurable مقایسه ناپذیر
sure-fire شکست ناپذیر
incommutable استحاله ناپذیر
nonsuperimposable انطباق ناپذیر
absolute <adj.> اجتناب ناپذیر
inalienable <adj.> اجتناب ناپذیر
indispensable <adj.> اجتناب ناپذیر
unalienable <adj.> اجتناب ناپذیر
waterproof wire سیم نم ناپذیر
incommensurable سنجش ناپذیر
impracticable <adj.> انجام ناپذیر
intangible لمس ناپذیر
inalterable تغییر ناپذیر
inappealable پژوهش ناپذیر
inappellable پژوهش ناپذیر
inaccessible ارتباط ناپذیر
inaccessible دسترسی ناپذیر
incodensable انقباض ناپذیر
incoercible انقباض ناپذیر
unalterable <adj.> اجتناب ناپذیر
untouchability لمس ناپذیر
unchallenged انکار ناپذیر
sateless سیری ناپذیر
impassive تالم ناپذیر
inalienable بیع ناپذیر
unchangeable تغییر ناپذیر
irremediable چاره ناپذیر
passives اثر ناپذیر
passive اثر ناپذیر
remediless درمان ناپذیر
inseparable تفکیک ناپذیر
raintight باران ناپذیر
unappeasable استمالت ناپذیر
engrained چاره ناپذیر
exhautless خستگی ناپذیر
fatigueless خستگی ناپذیر
unwearying خستگی ناپذیر
stainless زنگ ناپذیر
insoluble انحلال ناپذیر
spanless پیمایش ناپذیر
integral جدایی ناپذیر
infallible لغزش ناپذیر
indescribable وصف ناپذیر
uncomputable محاسبه ناپذیر
uninflammable اشتعال ناپذیر
imperturbable تزلزل ناپذیر
unappealabe پژوهش ناپذیر
impartible بخش ناپذیر
ego alien خود ناپذیر
unaccountably توضیح ناپذیر
insupportable تحمل ناپذیر
unobjectionable اعتراض ناپذیر
irreconcilable اشتی ناپذیر
inscrutable نفوذ ناپذیر
unsearchable کاوش ناپذیر
unaccountable توضیح ناپذیر
uncontrollably کنترل ناپذیر
unconquerable تسخیر ناپذیر
undecidable تصمیم ناپذیر
insufferable تحمل ناپذیر
unerring خطا ناپذیر
immortal فنا ناپذیر
immiscible امیزش ناپذیر
deathless فنا ناپذیر
immiscible امتزاج ناپذیر
immitigable تخفیف ناپذیر
uncontrollable کنترل ناپذیر
interminable پایان ناپذیر
irrecoverably بطوراصلاح ناپذیر
inevitable اجتناب ناپذیر
irrevocably بطورفسخ ناپذیر
rigid انعطاف ناپذیر
unassailable یورش ناپذیر
unanswerable جواب ناپذیر
unanswerable تکذیب ناپذیر
impermeable نشت ناپذیر
inirritable تحریک ناپذیر
unavoidable چاره ناپذیر
impermeable تراوش ناپذیر
impermeable رطوبت ناپذیر
irreversible بازگشت ناپذیر
irreversible واگشت ناپذیر
irreversible برگشت ناپذیر
unbearably تحمل ناپذیر
unbearable تحمل ناپذیر
irrecoverable جبران ناپذیر
irrecocilably بطوروفق ناپذیر
air proof هوا ناپذیر
ireversible تغییر ناپذیر
inexhaustibly بطورپایان ناپذیر
invariant تغییر ناپذیر
achromic رنگ ناپذیر
inexplorable کاوش ناپذیر
intangibly بطورلمس ناپذیر
achromatic رنگ ناپذیر
water proof رطوبت ناپذیر
insusceptible تایید ناپذیر
immutable تغییر ناپذیر
unexceptionable استثناء ناپذیر
insol انحلال ناپذیر
inscrvtable تفحص ناپذیر
invincible شکست ناپذیر
adamantly تزلزل ناپذیر
irreparable جبران ناپذیر
unavoidable اجتناب ناپذیر
incurable علاج ناپذیر
incurable بهبودی ناپذیر
incurable درمان ناپذیر
unceasing ایست ناپذیر
unceasing پایان ناپذیر
indeterminable تعیین ناپذیر
unbeatable باخت ناپذیر
uncompromising مصالحه ناپذیر
uncompromisingly مصالحه ناپذیر
incomparable مقایسه ناپذیر
voracious سیری ناپذیر
incorrigible اصلاح ناپذیر
adamant تزلزل ناپذیر
irrefutable انکار ناپذیر
irrefutable تکذیب ناپذیر
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com