English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 86 (9 milliseconds)
English Persian
total radiation تشعشع کل
Search result with all words
fluorescent لامپ مهتابی دارای تشعشع
aura تشعشع نورانی
auras تشعشع نورانی
radiation تشعشع
radiation تشعشع اتمی
glare تابش خیره کننده تشعشع
glared تابش خیره کننده تشعشع
glares تابش خیره کننده تشعشع
emission تشعشع امواج پس دادن ساطع کردن
emission تشعشع
emissions تشعشع امواج پس دادن ساطع کردن
emissions تشعشع
ray روشنایی تشعشع
ray تشعشع داشتن
fluorescence تشعشع ماهتابی
flash تشعشع
flashed تشعشع
flashes تشعشع
radiantly تشعشع بطورمنشعب
emit تشعشع کردن
emits تشعشع کردن
emitted تشعشع کردن
emitting تشعشع کردن
radiant تشعشع کننده حرارتی
radiator تشعشع کننده
radiators تشعشع کننده
radiance تابندگی تشعشع
cosmic rays تشعشع کاسمیک
radioactivity قابلیت پخش امواج هستهای رادیواکتیویته داشتن قدرت تشعشع اتمی
antiradiation ضد تشعشع
background count عکس العمل تشعشع
broad beam headlamp نور افکن با تشعشع عرضی
broadside aerial تشعشع کننده عرضی
candescent دارای تشعشع یاگرمای شدید
corpuscular radiation تشعشع ذرهای
directive radiation تشعشع جهت دار
dosimeter تشعشع سنج
electronic radiation تشعشع الکترونی
emission control کنترل تشعشع امواج مغناطیسی یا صوتی دستگاه کم کننده تشعشع امواج
emissivity قابلیت تشعشع یا ارسال اشعه
emitter تشعشع کننده
fallout contours خطوط میزان منحنی تشعشع اتمی یا نشان دهنده شدت تشعشع اتمی
fluorescent radiation تشعشع فلورسنت
galactic noise تشعشع رادیویی کهکشان صوت پراکنی از جانب کهکشان
glary دارای تشعشع
induced radiation تشعشع القایی
intensity of radiation شدت تشعشع
isodose rate خط نقاط هم دوز تشعشع اتمی
langley واحد تشعشع خورشید مساوی یک گرم کالری در هرسانتیمتر مربع از سطح غیرمتشعشع
lumen واحد تشعشع برابر مقدارنوری که از یک شمع معمولی بین المللی ساطع میگردد
luminance تشعشع
luminous flux جریان تشعشع در طول موج مریی
magnetic dipole radiation تشعشع دوقطبی مغناطیسی
minometer دستگاه دوزسنج تشعشع اتمی وسیله اندازه گیری دوز اتمی
neutron radiation تشعشع نوترونی
nuclear radiation تشعشع هستهای
phosphorism مسمومیت در اثر فسفر تشعشع فسفری
prompt radiation تشعشع کامل
radiacmeter تشعشع سنج
radiancy تابندگی تشعشع
radiation intensity شدت تشعشع اتمی
radiation loss تلف تشعشع
radiation pressure فشار تشعشع
radiation scattering انحراف تشعشع اتمی یاالکترومغناطیسی یا حرارتی پخش امواج بصورت کروی پخش همه جانبه امواج
radiation source منبع تشعشع
radiational تشعشع
radio active دارای تشعشع اتمی
radiological رادیولوژیکی مربوط به تشعشع هستهای
radiological survey تجسس تشعشع اتمی
radiological survey بررسی میزان وجود تشعشع اتمی
radiometer تشعشع سنج
radioscopy تشعشع سنجی
refulgence جلال تشعشع
rem مقدار واحد از تشعشع یونیزه کننده
roentgen واحد بین المللی تشعشع اشعه مجهول
roentgen واحد سنجش تشعشع اتمی
scattered radiation تشعشع پراکنده
solar flare تشعشع ناگهانی نیروی خورشید
space radiation تشعشع رادیویی
survey meter دستگاه دوزسنج تشعشع اتمی دستگاه تشعشع سنج اتمی
terrain return انعکاس تشعشع امواج زمینی روی صفحه رادار
thermal radiation تشعشع حرارتی
ultra violet radiation تشعشع ماوراء بنفش
x irradiation تشعشع رونتگن
x radiation تشعشع اشعه مجهول
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com