English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
Our organization is just standing on its own feet. تشکیلات ما تازه دارد جان می گیرد
Other Matches
What is worth doing is worth doing well . <proverb> کارى ارزش دارد که خوب انجام گیرد .
ring سیستم کامپیوتر راه دور که کاربر به تلفن آن یک بار تماس می گیرد و امکان شماره گیری , قط ع تماس ,انتظار و سپس بماس مجدد دارد.
log wood درخت بقم [در بافت این گیاه ماده رنگینی بنام هماتوکسیلین وجود دارد که برای ساخت رنگینه های قرمز، بنفش، آب و خاکستری مورد استفاده قرار می گیرد و برای الیاف پشم و ابریشم مناسب است.]
new blood <idiom> جان تازه به چیزی دادن ،نیروی تازه یافتن
enactory دربردارنده مقر رات) تازه برقرارکننده حقوق تازه
scalar متغیری که یک مقدارمجزا منتسب به خود دارد. یک مقدارمجزا پایه دارد. بردار دویا چند مقدارجهت دار دارد
countershaft محور رابطه در یک رشته محور که بین محور ومتحرک قرار می گیرد تا نسبت سرعت زیادی را بوجود اوردو یا در محلی قرار گیرد که در ان اتصال مستقیم مشکل باشد
new coined تازه بنیاد تازه سکه زده
newlywed تازه داماد تازه عروس
organizations تشکیلات
system تشکیلات
machinery تشکیلات
systems تشکیلات
organisations تشکیلات
organization تشکیلات
brigades تشکیلات
brigade تشکیلات
hobbledehoy کره اسبی که تازه بالغ شده ادم تازه بالغ
organisations تشکیلات سازماندهی
reorganising تشکیلات مجدد
reorganises تشکیلات مجدد
reorganised تشکیلات مجدد
organization تشکیلات سازماندهی
organizations تشکیلات سازماندهی
civil department تشکیلات کشوری
reorganize تشکیلات مجدد
formation ساختمان تشکیلات
reorganization تشکیلات مجدد
reorganized تشکیلات مجدد
enterprise تشکیلات اقتصادی
mechanism of the organ نظام تشکیلات
enterprises تشکیلات اقتصادی
trade association تشکیلات صنفی
structures تشکیلات دادن
structuring تشکیلات دادن
reorganizing تشکیلات مجدد
reorganizes تشکیلات مجدد
structure تشکیلات دادن
underground تشکیلات محرمانه وزیرزمینی
formations تشکیلات زمین شناسی
organizable قابل تشکیلات دادن
disorganizes تشکیلات چیزی رابرهم زدن
disorganised تشکیلات چیزی رابرهم زدن
disorganises تشکیلات چیزی رابرهم زدن
disorganising تشکیلات چیزی رابرهم زدن
disorganizing تشکیلات چیزی رابرهم زدن
organising تشکیلات دادن درست کردن
disorganize تشکیلات چیزی رابرهم زدن
telephone plant تشکیلات مراکز تلفن خودکار
organize تشکیلات دادن درست کردن
organizes تشکیلات دادن درست کردن
organizing تشکیلات دادن درست کردن
organises تشکیلات دادن درست کردن
welfare state کشوردارای تشکیلات رفاه اجتماعی دستگیری از بینوایان
syndicalism سیستم اتحادیهای برای تشکیلات کارگری سندیکالیسم
bilateral infrastructure سازمان داخلی متشکل ازاعضای دو جانبه تشکیلات دوجانبه
Salvation Army تشکیلات مسیحیان که هدفش تبلیغ دینی وکمک بفقرا است
. The car is gathering momentum. اتوموبیل دارد دور بر می دارد
refinance تشکیلات جدید بکار تجاری خود دادن سرمایه اضافه اندوختن یابکار زدن
refinancing تشکیلات جدید بکار تجاری خود دادن سرمایه اضافه اندوختن یابکار زدن
refinances تشکیلات جدید بکار تجاری خود دادن سرمایه اضافه اندوختن یابکار زدن
refinanced تشکیلات جدید بکار تجاری خود دادن سرمایه اضافه اندوختن یابکار زدن
bit mapped screen RA قرار گیرد
breadboard می صورت گیرد
it gives me the hump جرم می گیرد
Walls have ears <idiom> دیوار موش دارد و موش گوش دارد [اصطلاح]
labor theory of value براساس این نظریه قیمتهای نسبی کالاها به مقادیر نسبی کارکه در تولید ان کالاهابکاررفته بستگی دارد بخش عمدهای از اقتصاد مارکس برپایه نظریه ارزش کارقرار دارد
what p do you receive? صدی چندمی گیرد
penful انچه در یک قلم جا گیرد
Our affairs are shaping well. کارها داردسروصورت می گیرد
The fortune teller tells fortunes . فالگیر فال می گیرد
what p do you receive? چند درصد می گیرد
bow arm بازویی که کمان را می گیرد
laughter is infectious خنده همه را می گیرد
she is too p about her dress زیاد درلباس دقت می گیرد
privat docent or zent اموزگارمجازدردانشگاه که که مواجب ازدانشجویان می گیرد
He does not bite. او [مرد] گاز نمی گیرد.
manager و بخشهای فایل را در نظر می گیرد
footprint فضایی که یک کامپیوتر در میز می گیرد
managers و بخشهای فایل را در نظر می گیرد
magnums بطری که دو باده در ان جای گیرد
footprints فضایی که یک کامپیوتر در میز می گیرد
magnum بطری که دو باده در ان جای گیرد
zero insertion force socket [قطعه ای که ترمینال های اتصال متحرک دارد و امکان درج قطعه بدون اعمال نیرو دارد سپس اهرم کوچکی می چرخد تا با لبه های قطعه برخورد کند]
foundation pile میله هایی که در فونداسیون قرار می گیرد
heuristic آنچه از تجربیات گذشته درس گیرد
Unless the dog is trodden on the tail , it will no. <proverb> تا پا روى دم سگ نگذارى گاز نمى گیرد .
classing محدود مقدار هایی که در یک کلاس جا می گیرد
deforciant کسی که مالی را از دیگری بزور می گیرد
classed محدود مقدار هایی که در یک کلاس جا می گیرد
classes محدود مقدار هایی که در یک کلاس جا می گیرد
class محدود مقدار هایی که در یک کلاس جا می گیرد
wind gauge دستگاهی که سرعت باد را اندازه می گیرد
The poor fellow ( guy ) is restless. بیچاره قرار نمی گیرد ( ندارد )
palmful انقدرکه دریک کف دست جای گیرد
pyrophorus چیزی که در مجاورت هواخودبخود اتش گیرد
unionism اصول تشکیلات اتحادیه اتحادیه گرایی
Barking dogs seldom bite. <proverb> سگى که پارس مى کند بندرت گاز مى گیرد.
trainbearer کسیکه دنباله لباس دیگری رامی گیرد
cartridges درایوی که یک دیسک یا نوار را در کارتریج به کار می گیرد
transmitter وسیلهای که سیگنال ورودی را می گیرد , پردازش میکند
priorities شینالی به کامپیوتر که از سایر کارها پیش می گیرد
point four رهبری این گونه ممالک را به دست گیرد
nuclear equipoise گلوله اتمی که نبایستی مورداستفاده قرار گیرد
priority شینالی به کامپیوتر که از سایر کارها پیش می گیرد
He is giving her French lessons in exchange for English lessons به اودرس فرانسه می دهد ودرعوض انگیسی می گیرد
advisee کسی که از مشاور در مدرسه یا دانشگاه کمک می گیرد
transmitters وسیلهای که سیگنال ورودی را می گیرد , پردازش میکند
birthright حقوقی که در اثر تولد بخص تعلق می گیرد
He is a corrupt official . مأمور فاسدی است ( رشوه می گیرد وغیره )
cartridge درایوی که یک دیسک یا نوار را در کارتریج به کار می گیرد
tenors بازاری که در ان معامله برای اینده صورت می گیرد
tenor بازاری که در ان معامله برای اینده صورت می گیرد
desktop سیستم کامپیوتر کوچک که روی میز جا می گیرد
enclave economices اقتصادهائی که عمدتا درکشورهای در حال توسعه وجود دارد در این اقتصادهاتعداد کمی مناطق پیشرفته ازنظر اقتصادی وجود دارد وبقیه مناطق که وسیعترند ازرشد و پیشرفت بسیار کمی برخوردار میباشند
walls here ears دیوار موش دارد موش گوش دارد
dutiable goods کالایی که حقوق گمرکی یاعوارض دیگربدان تعلق می گیرد
object ball گویی که با گوی اصلی بیلیاردمورد ضربت قرار می گیرد
dioptometer اسبابی که قدرت تطابق وانکسار چشم را اندازه می گیرد
cycled زمانی که بین دو باس ساعت متمادی صورت می گیرد
cycle زمانی که بین دو باس ساعت متمادی صورت می گیرد
cycles زمانی که بین دو باس ساعت متمادی صورت می گیرد
rent ان چه که به زمین به عنوان یکی ازعوامل تولید تعلق می گیرد
cpi تعداد حروف چاپ شده که در فضای یک اینچ جا می گیرد
sprocket wheel چرخ دندانه دار که سوراخ شده یا پیاپی قرار می گیرد
fly wheel چرخ دندانه داروزینی که روی محور دواری قرار می گیرد
He always works best under pressure . اگر تحت فشار قرار گیرد ؟خوب کارمی کند
shooting line خط موازی هدف که پای کمانگیران در تیراندازی روی ان قرارمی گیرد
sprocket چرخ دندانه دار که سوراخ شده یا پیاپی قرار می گیرد
Gothic Revival [پله های کوتاهی که یکی از آن بالای دیگری قرار می گیرد.]
nonoverlap processing نوشتن و پردازش داخلی فقط در یک اسلوب سری صورت می گیرد
jibstay قسمت فوقانی تیر که بادبان یک گوشه روی ان قرار می گیرد
hydrolyte جسم یا مادهای که تحت تاثیر تجزیه بوسیله اب قرار گیرد
real time عملیات پردازشی که همان زمانی را می گیرد که مشکل باید حل شود
gradine [پله های کوتاهی که یکی از آن بالای دیگری قرار می گیرد.]
breasted drill مته دستی که ته ان به شکل بیضی است و در سینه شخص قرار می گیرد
real time زمان عمل یا پردازش که همان زمانی را می گیرد که مشکل باید حل شود.
defensive computing روش برنامه سازی که همه نوع خطای ممکن را در نظر می گیرد
telesoftware نرم افزاری که سرویس را از داده تصویری یا متن راه دور می گیرد
teleinformatic services هر وسیلهای مثل تلکس , رونوشت که از ارتباطات راه دور سرویس می گیرد
crankum دیواره ی باغ [که معمولا در یک ردیف هم تراز از شرق تا غرب قرار می گیرد.]
crankle دیواره ی باغ [که معمولا در یک ردیف هم تراز از شرق تا غرب قرار می گیرد.]
letter de chancellerie نامهای است که در مناسبات مهم جهانی مورد استفاده قرار می گیرد
store ذخیره داده که بعداگ در صورت نیاز مورد استفاده قرار می گیرد
storing ذخیره داده که بعداگ در صورت نیاز مورد استفاده قرار می گیرد
spot ball گویی که از نقطه معین هدف ضربه با گوی اصلی بیلیاردقرار می گیرد
crinkum دیواره ی باغ [که معمولا در یک ردیف هم تراز از شرق تا غرب قرار می گیرد.]
Crinkle دیواره ی باغ [که معمولا در یک ردیف هم تراز از شرق تا غرب قرار می گیرد.]
catalysts تشکیلات دهنده سازمان دهنده
catalyst تشکیلات دهنده سازمان دهنده
righted ایجاد حاشیه سمت راست به طوری که متن به صورت صاف قرار گیرد
right ایجاد حاشیه سمت راست به طوری که متن به صورت صاف قرار گیرد
tandems دو پردازنده متصل به طوری که اگر اولی خراب شود, دومی جای آن را می گیرد
tandem دو پردازنده متصل به طوری که اگر اولی خراب شود, دومی جای آن را می گیرد
speeches وسیلهای که داده را از کامپیوتر می گیرد و آنرا به صورت کلمه صوتی خارج میکند
condensation cloud ابر یا بخار غلیظی از قطرات که اطراف گوی اتشین اتمی رامی گیرد
graphs وسیله چاپ با قلم که داده را از کامپیوتر می گیرد و به صورت گرافیکی نمایش میدهد
graph وسیله چاپ با قلم که داده را از کامپیوتر می گیرد و به صورت گرافیکی نمایش میدهد
speech وسیلهای که داده را از کامپیوتر می گیرد و آنرا به صورت کلمه صوتی خارج میکند
righting ایجاد حاشیه سمت راست به طوری که متن به صورت صاف قرار گیرد
austempering تغییرات فیزیکی که در دمای ثابت برای بدست اوردن باینات از استنیت انجام می گیرد
penny a liner کسیکه مقالات ارزان برای روزنامه می فرستد و ازروی سطر شماری پول می گیرد
game وسیلهای که در دست قرار می گیرد تا نشانگر یا تصویر گرافیکی را در بازی کامپیوتری حرکت دهد
needling سوزن نازک آهنی روی چاپگر matrix-dot که یکی از نقاط را چاپ می گیرد
push down list لیستی که از پایین به بالانوشته میشود به نحوی که هر ورودی جدید بالای لیست قرار می گیرد
needle سوزن نازک آهنی روی چاپگر matrix-dot که یکی از نقاط را چاپ می گیرد
needled سوزن نازک آهنی روی چاپگر matrix-dot که یکی از نقاط را چاپ می گیرد
needles سوزن نازک آهنی روی چاپگر matrix-dot که یکی از نقاط را چاپ می گیرد
right مرتب کردن متن و حروف خالی به طوری که حاشیه سمت راسب مستقیم قرار گیرد
push up stack سیستم صف ذخیره سازی موقت که آخرین موضوع اضافه شده در انتهای لیست فرار می گیرد
righted مرتب کردن متن و حروف خالی به طوری که حاشیه سمت راسب مستقیم قرار گیرد
righting مرتب کردن متن و حروف خالی به طوری که حاشیه سمت راسب مستقیم قرار گیرد
cycle stealing ناتوان سازد و پس ازان حافظه داخلی کامپیوتر دراختیار دستگاه قرار گیرد چرخه دزدی
terminator ثباتی که در آخرین وسیله SCSI قرار می گیرد در یک زنجیره و باعث ایجاد جریان اکتریکی میشود
cane pattern طرح بندی که بصورت تکرار نقوش با نواری نازک به شکل بند کل متن را فرا می گیرد
universal قطعهای که توسط CPU دستور می گیرد تا با رشتههای بیت سنکرون و آسنکرون یا خط وط ارسال لازم است
intercharacter spacing خصوصیت کلمه پرداز که حاوی فضاهای متغیر بین کلمات است تا خط در وسط قرار گیرد
newer تازه
mint a mint condition تازه تازه
newest تازه
renewed تازه
scion تازه
recent تازه
post glacial تازه
new- تازه
scions تازه
dewier تازه
dewiest تازه
up-to-date تازه
new laid تازه
new-laid تازه
up to date تازه
modern تازه
new fashioned تازه
young تازه
new تازه
green تازه
greenest تازه
new born تازه
brand new تر و تازه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com