Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
terrigenous
تشکیل شده بوسیله عمل سایش رودخانه وجریان اب خاکزاد
Other Matches
afflux
خیزاب بالاامدن سطح اب رودخانه بوسیله کاهش عرض رودخانه
self constituted
تشکیل شده بوسیله نفس خود
ferryboats
قایقی که بوسیله سیم یا طناب وغیره ازیک سوی رودخانه بسوی دیگر میرود
ferryboat
قایقی که بوسیله سیم یا طناب وغیره ازیک سوی رودخانه بسوی دیگر میرود
earth born
خاکزاد
terrigonous
خاکزاد
up the river
سوی سر چشمه رودخانه بطرف بالای رودخانه
affluent
رودخانه ای که به داخل رودخانه بزرگتر یا دریاچه بریزد.
liman
خلیج مصب رودخانه مدخل رودخانه
radar netting
تشکیل شبکه اتصالی رادارها تشکیل حلقه زنجیر ازرادارها در یک شبکه
demilitarization
تشکیل منطقه بی طرف تشکیل منطقه غیر نظامی
grinds
سایش
wear
سایش
grind
سایش
scrubs
سایش
scrubbing
سایش
scrub
سایش
trituration
سایش
wears
سایش
scrubbed
سایش
corrasion
سایش
erosion
سایش
fretting
سایش
frictions
سایش
abrasion
سایش
abrasions
سایش
friction
سایش
levigation
سایش
erodible
قابل سایش
erosive
سایش دهنده
scouring machine
ماشین سایش
abradability
سایش پذیری
internal friction
سایش درونی
abrasive action
اثر سایش
float stone
سنگ سایش
superficial abrasion
سایش رویی
grindable
قابل سایش
grind
تیزکردن سایش
grinds
تیزکردن سایش
wear resistance
مقاومت سایش
chaffing gear
وسایل ضد سایش
wear resistance
مقاومت در مقابل سایش
abrasion
سایش منتج ازآلودگی
erosible
قابل سایش وفرسایش
abradent
الت سایش یا پرداخت
abrasion hardness
درجه سایش پذیری
abrasive hardness
درجه سایش پذیری
abrasive resistance
درجه سایش پذیری
abrasions
سایش منتج ازالودگی
abrasive tool
ابزار برای سایش
wave off
فرود همراه با سایش
tribometer
مالش سنج سایش ازما
wear tables
جداول سایش جنگ افزارها
to fret a passage
راهی رابوسیله سایش بازکردن
corrade
در اثر سایش از بین رفتن
internal friction
مالش درونی سایش داخلی
plasma plating
ضد خوردگی و مقاوم دربرابر سایش روی سطح توسط جریان بسیار داغ
glaciers
رودخانه یخ
glacier
رودخانه یخ
rever
رودخانه
rivers
رودخانه
river line
خط رودخانه
river gravel
شن رودخانه
river
رودخانه
river clay
گل رودخانه
an open river
رودخانه باز
bottom ice
یخ کف دریاچه یا رودخانه
levee
کناره رودخانه
river profile
نیمرخ رودخانه
headwater
بالادست رودخانه
the karoon river
رودخانه کارون
the river karoon
رودخانه کارون
alpheus
رب النوع رودخانه
river mouth
دهانه رودخانه
river line
خط ساحل رودخانه
riverine
سواحل رودخانه
riverward
بطرف رودخانه
conferva
علف رودخانه
fork of ... river
شاخه رودخانه ...
head stream
سرچشمه رودخانه
riparian
ساحل رودخانه زی
stream
رودخانه ابراهه
streamed
رودخانه ابراهه
streams
رودخانه ابراهه
low water
فروکش اب رودخانه
stethe
ساحل رودخانه
potamology
مبحث رودخانه ها
river bed
بستر رودخانه
riverbed
بستر رودخانه
river beds
بستر رودخانه
upstream
بالای رودخانه
water system
رودخانه و شعبات ان
strand
لایه رودخانه
lethe
اب رودخانه بزرخ
river banks
ساحل رودخانه
river bank
ساحل رودخانه
river trip
گردش رودخانه ای
by water
از راه رودخانه
river trip
مسافرت رودخانه ای
strands
لایه رودخانه
bight
پیچ رودخانه
euphrates
رودخانه فرات
ostiary
دهانه رودخانه
along the river
درامتداد رودخانه
bayou
شاخه فرعی رودخانه
spanning
پل زدن روی رودخانه
eyot
جزیره کوچک در رودخانه
spans
پل زدن روی رودخانه
riparian
وابسته بکنار رودخانه
white water
ابشارهای کوتاه رودخانه
excavation in river bed
خاکبرداری در بستر رودخانه
sluggish stream
رودخانه با جریان کند
riparian
حریم رودخانه و ان چه که در ان باشد
ferryboat
قایق عبور از رودخانه
riverain
ساکن ساحل رودخانه
ferryboats
قایق عبور از رودخانه
upstream
بالادست جریان رودخانه
deliberate crossing
عبور با فرصت از رودخانه
basins
حوزه رودخانه ابگیر
basin
حوزه رودخانه ابگیر
fluvial
زیست کننده در رودخانه
river bed level
تراز بستر رودخانه
chutes
شیب تند رودخانه
river basin
ابگیر یا حوضه رودخانه
chute
شیب تند رودخانه
naiad
حوری موجددریاچه رودخانه
forced crossing
عبور اجباری از رودخانه
styx
رودخانه عالم اسفل
near bank
ساحل نزدیک رودخانه
niagara
رودخانه و ابشار نیاگارا
fluviatic
پیداشده رودخانه رودخانهای
levee
دیواره ساحلی رودخانه
bank effect
اثر کناره رودخانه
keelboat
قایق پهن رودخانه
upstream
مخالف جریان رودخانه
keelboatman
کرجی بان رودخانه
head water
بالای رودخانه بالارود
head water
قسمت بالادست رودخانه
basin area
حوزه ابریز رودخانه
span
پل زدن روی رودخانه
inland navigation
کشتی رانی در رودخانه ها
hasty crossing
عبور تعجیلی از رودخانه
spanned
پل زدن روی رودخانه
interamnian
واقع در میان دو رودخانه
navigation river
رودخانه قابل کشتی رانی
river forcasting
پیش بینی جریان رودخانه
palisade
صخرهء مشرف بر رودخانه محجر
to fall down the river
باجریان رودخانه حرکت کردن
fluviatile
نهری زندگی کننده در رودخانه
bed building stage of river
تراز سطح متوسط اب رودخانه
he put me across the river
مرا بدانسوی رودخانه برد
palisades
صخرهء مشرف بر رودخانه محجر
strath
بستر پهن مسیر رودخانه
detritus
مواد خردوریز محمولات اب رودخانه
fluviomarine
درست شده رودخانه ودریا
cess
سرازیری کنار رودخانه وغیره
haugh
زمین رسوبی کنار رودخانه
hurst
جای کم عمق در رودخانه یا دریا
to clean arives
رودخانه ایی را لاروبی کردن
whitewater racing
مسابقه در مسیر اشفته رودخانه
summer bed of a river
بستر تابستانی رودخانه مسیل
ice mining
انفجار یخ رودخانه یا دریاچه ها به وسیله مین
holm
زمین مسطح وپست نزدیک رودخانه
rhenish
شراب المانی rhein وابسته به رودخانه
fairways
قسمت قابل کشتیرانی رودخانه یا خلیج
dragsman
لاروب :کسیکه رودخانه هارالاروبی میکند
fluviometer
الت سنجش افت وخیزاب رودخانه
fairway
قسمت قابل کشتیرانی رودخانه یا خلیج
fluviograph
الت سنجش افت وخیزاب رودخانه
staff gauge
اشل اندازه گیری ارتفاع اب رودخانه
gorge portion
محل مناسب برای ایجاد سد دربستر رودخانه
wharf
لنگر گاه ساحل رودخانه با اسکله یادیوار
live lining
ماهیگیری در رودخانه که نخ و قلاب با جریان اب حرکت می کنند
wharfs
لنگر گاه ساحل رودخانه با اسکله یادیوار
riffled
کمی عمق رودخانه که موجب تقسیم اب گردد
riffles
کمی عمق رودخانه که موجب تقسیم اب گردد
riffling
کمی عمق رودخانه که موجب تقسیم اب گردد
wharves
لنگر گاه ساحل رودخانه با اسکله یادیوار
riparian rights
حقوق خاصه مالکین خریم رودخانه ها و انهار
watershed
منطقهای که اب دریا یا رودخانه را پخش وتقسیم میکند
watersheds
منطقهای که اب دریا یا رودخانه را پخش وتقسیم میکند
effective snow melt
برف ذوب شده موثر در جریان رودخانه
camp-shedding
[پایه ها و تخته های روی ساحل رودخانه]
riffle
کمی عمق رودخانه که موجب تقسیم اب گردد
How long is the River Nile?
طول وعرض رودخانه نیل چقدر است ؟
The teo countries are separated by this river.
این رودخانه دو کشور را از یکدیگه جدامی کند
logjam
انباشتگی تنهی درختان بریده شده در رودخانه
nilometer
الت خود نگارودرجه داربرای سنجش بلندی اب رودخانه
bank protection
حفافت ساحل رودخانه درمقابل تخریبهای ناشی ازجریان
holm
جزیره کوچکی میان رودخانه با دریاچه ویانزدیک خشکی
estacade
سدی که ازتیرهاوپایههای چوبی در رودخانه یادریابرای بستن راه
base flow
مقدار جریان ابی که رودخانه در حالت غیرسیلابی دارد
sandbar
جزیره نمایی که دردهانه رودخانه یا بندر گاه باشد
gauging station
ایستگاه اندازه گیری سرعت وعمق اب در کانال یا رودخانه
riparian law
قوانین مربوط به اعیان واموال موجود در اطراف رودخانه
gauging section
مقطعی از کانال یا رودخانه که عمق اب یا سرعت اب اندازه گیری میشود
acheval
ارتشی که جناحش در اثرمانعی مانندباتلاق یا رودخانه از ان دورو مجزا باشد
alluviation
رسوبات ماسه و شن ناشی ازکم شدن سرعت جریان رودخانه
ferrybridge
کشتی ای که قطار راه اهن راازروی رودخانه یاخلیج میبرد
estuary
دهانه رودخانه بزرگی که شتکیل خلیج کوچکی دهد مدخل
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com