Total search result: 202 (12 milliseconds) |
|
|
|
English |
Persian |
blip |
تصویری بر روی صفحه رادار |
blips |
تصویری بر روی صفحه رادار |
|
|
Other Matches |
|
clatter |
تار کردن صفحه رادار تولید خطوط پارازیت سفید در صفحه رادارکور کردن صفحه رادار |
clattering |
تار کردن صفحه رادار تولید خطوط پارازیت سفید در صفحه رادارکور کردن صفحه رادار |
clattered |
تار کردن صفحه رادار تولید خطوط پارازیت سفید در صفحه رادارکور کردن صفحه رادار |
clatters |
تار کردن صفحه رادار تولید خطوط پارازیت سفید در صفحه رادارکور کردن صفحه رادار |
radar return |
انعکاس امواج در روی صفحه رادار علایم صفحه رادار |
blips |
نقاط درخشان روی صفحه رادار علامت روشنی که نشانه تعقیب امواج روی لامپ صفحه رادار است |
blip |
نقاط درخشان روی صفحه رادار علامت روشنی که نشانه تعقیب امواج روی لامپ صفحه رادار است |
radar discrimination |
قدرت تجزیه و تحلیل هدفهای مختلف از روی صفحه رادار قدرت قرائت هدف از روی صفحه رادار |
skin paint |
نوعی علایم راداری روی صفحه رادار که از انعکاس امواج رادار تولید میشود |
gadget |
نوعی رادار با صفحه رنگی رادار رنگ نما |
gadgets |
نوعی رادار با صفحه رنگی رادار رنگ نما |
railings |
امواج ضربانی که باعث کورکردن رادار و تولید خطوط موازی ریل مانند روی صفحه رادار میشود |
railing |
امواج ضربانی که باعث کورکردن رادار و تولید خطوط موازی ریل مانند روی صفحه رادار میشود |
consol |
دستگاه ناوبری رادیویی صفحه کلید دستگاههای ارتباطی صفحه رادار |
crystal balls |
گنبد انتن رادار انتن صفحه تصویر رادار |
crystal ball |
گنبد انتن رادار انتن صفحه تصویر رادار |
visual page |
صفحه تصویری |
radar scope |
صفحه رادار |
radar screen |
صفحه تصویر رادار |
b scope |
صفحه کاتد رادار |
radar scope |
صفحه دید رادار |
plan position indicator |
صفحه رادار ناو یا هواپیما |
radar echo |
علایم روی صفحه رادار |
clutter |
برفک انداختن صفحه رادار |
cluttered |
برفک انداختن صفحه رادار |
clutters |
برفک انداختن صفحه رادار |
azimuth stabilized ppi |
صفحه رادار با سمت ثابت |
wraparound |
حرکت نشانه گر در صفحه تصویری کامپیوتر از انتهای یک خط یا شروع خط بعد |
desktop |
الگو یا تصویری که در پشت صفحه ویندوز نمایش دده میشود |
sea return |
امواج بازگشتی از دریا به صفحه رادار |
railing |
تولیدخطوط موازی روی صفحه رادار |
fixed echo |
انعکاس ثابت روی صفحه رادار |
fiducial marks |
علایم منطبق شونده در صفحه رادار |
railings |
تولیدخطوط موازی روی صفحه رادار |
eighty column screen |
صفحه تصویری که میتواند هشت حرف را به صورت افق نمایش دهد |
bit mapped screen |
pixel یک صفحه نمایش که در ان هر سلول تصویری میتوانددر ارتباط با مکانی از حافظه |
snowing |
پوشاندن کامل صفحه رادار باتولید پارازیت |
snow blink |
تکههای ابر سفید در اسمان یا صفحه رادار |
range marker |
شاخص مسافت یاب روی صفحه رادار |
snow |
پوشاندن کامل صفحه رادار باتولید پارازیت |
snows |
پوشاندن کامل صفحه رادار باتولید پارازیت |
snowed |
پوشاندن کامل صفحه رادار باتولید پارازیت |
terrain return |
انعکاس تشعشع امواج زمینی روی صفحه رادار |
pips |
هسته خال علایم مربوط به هدف روی صفحه رادار |
cardinal points effect |
اثرعمود قرار گرفتن خط امواج رادار به صفحه تصویر زمین |
pip |
هسته خال علایم مربوط به هدف روی صفحه رادار |
pipping |
هسته خال علایم مربوط به هدف روی صفحه رادار |
fixer network |
شبکه اکتشاف و تعیین محل هواپیما روی صفحه رادار |
pipped |
هسته خال علایم مربوط به هدف روی صفحه رادار |
display controlled |
نمایش منطقه در روی صفحه رادار راداری که تصویر ان مستقیما نشان داده میشود |
storage |
TRC مخصوص برای گرافیک کامپیوتری . تصویری را روی صفحه برمی گرداند بدون نیاز به عملیات تنظیم مجدد |
ground return |
انعکاسات سطح زمین روی صفحه رادار امواج انعکاسی زمین |
spoking |
تولید نور و یا جرقههای نوربه طور گاه به گاه روی صفحه رادار |
refresh |
بهنگام سازی مرتب تصویری صفحه CRT با اسکن کردن هر پیکسل با اشعه تصویر برای اطمینان از اینکه تصویر قابل دیدنی است |
refreshed |
بهنگام سازی مرتب تصویری صفحه CRT با اسکن کردن هر پیکسل با اشعه تصویر برای اطمینان از اینکه تصویر قابل دیدنی است |
ikon |
نشانه گرافیکی یا تصویری روی صفحه نمایش که در سیستم محاورهای به کار می رود برای تامین یک روش ساده برای مشخص کردن یک تابع |
refreshes |
بهنگام سازی مرتب تصویری صفحه CRT با اسکن کردن هر پیکسل با اشعه تصویر برای اطمینان از اینکه تصویر قابل دیدنی است |
radar correlation |
درک وابستگی اطلاعات یاهدفهای موجود درروی صفحه رادار با اطلاعات وهدفهای مورد نظر |
chaff |
وسایل تولید پارازیت دردستگاه رادار نوارهای منعکس کننده امواج رادار |
blackest |
1-استفاده از سایههای خاکستری برای نمایش رنگهای صفحه نمایش . 2-تصویری که در آن هر پیکسل سیاه یا سفید است و هیچ سایه خاکستری ندارد |
blacker |
1-استفاده از سایههای خاکستری برای نمایش رنگهای صفحه نمایش . 2-تصویری که در آن هر پیکسل سیاه یا سفید است و هیچ سایه خاکستری ندارد |
blacks |
1-استفاده از سایههای خاکستری برای نمایش رنگهای صفحه نمایش . 2-تصویری که در آن هر پیکسل سیاه یا سفید است و هیچ سایه خاکستری ندارد |
blacked |
1-استفاده از سایههای خاکستری برای نمایش رنگهای صفحه نمایش . 2-تصویری که در آن هر پیکسل سیاه یا سفید است و هیچ سایه خاکستری ندارد |
black |
1-استفاده از سایههای خاکستری برای نمایش رنگهای صفحه نمایش . 2-تصویری که در آن هر پیکسل سیاه یا سفید است و هیچ سایه خاکستری ندارد |
radar scan |
تجسس بوسیله رادار میدان مراقبت رادار |
blow-up |
تغییر یک شکل از یک قالب تصویری کوچکتر به یک قالب تصویری بزرگتر |
blow up |
تغییر یک شکل از یک قالب تصویری کوچکتر به یک قالب تصویری بزرگتر |
blow-ups |
تغییر یک شکل از یک قالب تصویری کوچکتر به یک قالب تصویری بزرگتر |
disruptive pattern |
اشکار سازنده هدف استتارشده وسیله اشکار ساختن هدف استتار شده روی صفحه رادار |
holding point |
نقطه تثبیت ردیابی هواپیما نقطه انتظار هواپیما روی صفحه رادار |
off screen image |
تصویری که در ابتدا در حافظه رسم میشود و پس به حافظه صفحه نمایش منتقل میشود تا باعث عمل نمایش سریع شود |
directional radar prediction |
تجزیه و تحلیل سمتی رادار پیش بینی سمتی رادار |
radar prediction |
بررسی به وسیله رادار تجزیه و تحلیل اطلاعات به وسیله رادار |
radar tracking |
تعقیب به وسیله رادار ردیابی هدفها به وسیله رادار |
trapping |
اختلاف در امواج رادار ممانعت از پخش امواج رادار |
radar comouflage |
استتار کردن از دید رادار استتار در مقابل رادار |
guided propagation |
تبلیغات پیش بینی شده انتشار امواج رادار در مسیرپیش بینی شده ردیابی هدایت شده رادار |
interlook dormant period |
زمان توقف دستگاه رادار مدت زمان توقف کار تجسس رادار |
qwerty keyboard |
ترتیب صفحه کلید که روی بسیاری از صفحه کلیدهای موجود در ماشین تحریر وکامپیوتر و کلمه پردازهااستاندارد میباشد صفحه کلید کورتی |
radar locating |
تعیین محل نقاط یا هدفها به وسیله رادار تعیین محل توپهای دشمن به وسیله رادار |
search jammer |
تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت |
radar picket |
ناو تقویت کننده رادار هواپیمای تقویت کننده رادار |
pen |
نوعی کامپیوتر که از قلم بجای صفحه کلید برای ورودی استفاده میکند. کامپیوتر صفحه حساس دارد که با کمک نرم افزار تشخیص دست خط دستورات نوشته شده در صفحه با قلم تفسیر می شوند |
pens |
نوعی کامپیوتر که از قلم بجای صفحه کلید برای ورودی استفاده میکند. کامپیوتر صفحه حساس دارد که با کمک نرم افزار تشخیص دست خط دستورات نوشته شده در صفحه با قلم تفسیر می شوند |
penned |
نوعی کامپیوتر که از قلم بجای صفحه کلید برای ورودی استفاده میکند. کامپیوتر صفحه حساس دارد که با کمک نرم افزار تشخیص دست خط دستورات نوشته شده در صفحه با قلم تفسیر می شوند |
penning |
نوعی کامپیوتر که از قلم بجای صفحه کلید برای ورودی استفاده میکند. کامپیوتر صفحه حساس دارد که با کمک نرم افزار تشخیص دست خط دستورات نوشته شده در صفحه با قلم تفسیر می شوند |
paper white monitor |
صفحه نمایش که متن سیاه را روی صفحه سفید نمایش میدهد و نه مثل متنهای معمولی درخشان روی صفحه سیاه |
video |
تصویری |
videoed |
تصویری |
projective |
تصویری |
videoing |
تصویری |
videos |
تصویری |
picture writing |
خط تصویری |
pictograph |
خط تصویری |
pictorial |
تصویری |
figurative |
تصویری |
scans |
درون CRT یا صفحه نمایش . اشعه تصویر صفحه نمایش روی هرخط اسکن حرکت میکند تا تصویر را روی صفحه نمایش ایجاد کند |
scanned |
درون CRT یا صفحه نمایش . اشعه تصویر صفحه نمایش روی هرخط اسکن حرکت میکند تا تصویر را روی صفحه نمایش ایجاد کند |
scan |
درون CRT یا صفحه نمایش . اشعه تصویر صفحه نمایش روی هرخط اسکن حرکت میکند تا تصویر را روی صفحه نمایش ایجاد کند |
plasma display |
صفحه نمایش با استفاده از خاصیت نورانی بدون گازهای متن صفحه |
ksr |
ترمینالی که صفحه کلید و صفحه نمایش دارد و به CPU متصل است |
raster |
گرافیکی که تصاویر آن روی خط وطی در صفحه نمایش یا صفحه ساخته می شوند |
tables |
لیست داده ها در ستون و سط ر صفحه چاپ شده یا صفحه نمایش |
auto |
متنی که خودکار اطراف یک تصویر یا از یک صفحه به صفحه دیگر می چرخد |
autos |
متنی که خودکار اطراف یک تصویر یا از یک صفحه به صفحه دیگر می چرخد |
portrait |
جهت صفحه یا یک ورق صفحه که بلندترین لبه عمودی است |
portraits |
جهت صفحه یا یک ورق صفحه که بلندترین لبه عمودی است |
routing |
صفحه ویدیو متنی که مسیر سایر صفحه ها را شرح میدهد |
cons |
نام معرفی کننده کنسول : صفحه کلید و صفحه تصویر |
raster |
یک حرکت افقی اشعه روی صفحه در مقابل صفحه CRT |
lead in page |
صفحه ویدیویی که کاربر را به صفحه مورد نظر هدایت میکند |
tabled |
لیست داده ها در ستون و سط ر صفحه چاپ شده یا صفحه نمایش |
con |
نام معرفی کننده کنسول : صفحه کلید و صفحه تصویر |
conning |
نام معرفی کننده کنسول : صفحه کلید و صفحه تصویر |
conned |
نام معرفی کننده کنسول : صفحه کلید و صفحه تصویر |
multiviewports |
صفحه نمایشی که دو یاچندین صفحه قابل دید رانمایش میدهد |
table |
لیست داده ها در ستون و سط ر صفحه چاپ شده یا صفحه نمایش |
tabling |
لیست داده ها در ستون و سط ر صفحه چاپ شده یا صفحه نمایش |
data tablet |
یک وسیله ورودی دستی برای صفحه نمایش گرافیکی صفحه داده دهی |
flattest |
صفحه نمایشی که با یک صفحه مقابل مسط ح با لبههای مربعی ایجاد شده باشد |
flat |
صفحه نمایشی که با یک صفحه مقابل مسط ح با لبههای مربعی ایجاد شده باشد |
glare |
صفحه شیشهای یا پلاستیکی در مقابل صفحه نمایش برای قط ع انعکاسی شدید نور |
glares |
صفحه شیشهای یا پلاستیکی در مقابل صفحه نمایش برای قط ع انعکاسی شدید نور |
glared |
صفحه شیشهای یا پلاستیکی در مقابل صفحه نمایش برای قط ع انعکاسی شدید نور |
notebook computer |
که به راحتی قابل حمل است ولی صفحه کلید و صفحه نمایش کوچک دارد |
pictorial tests |
ازمونهای تصویری |
pictograph |
نمودار تصویری |
hieroglyphs |
حروف تصویری |
picture processing |
پردازش تصویری |
videotext |
متن تصویری |
projection formula |
فرمول تصویری |
facsimiles |
پست تصویری |
hieroglyph |
حروف تصویری |
facsimile |
پست تصویری |
picture graph |
نمودار تصویری |
icon |
نماد تصویری |
ikons |
نماد تصویری |
icons |
نماد تصویری |
image sinusoidally |
تابیدگی تصویری |
video monitor |
مانیتور تصویری |
video ram |
RA بصری یا تصویری |
visual scanner |
پیماینده تصویری |
non figurative |
غیر تصویری |
video terminal |
پایانه تصویری |
video terminal |
ترمینال تصویری |
an abstract term |
تعبیر تصویری |
stationed |
میز به همراه کامپیوتر , صفحه کلید , صفحه نمایش , چاپگر و غیره که کسی در آنجا کار میکند |
hyperlink |
کلمه یا تصویر یا دگمهای در صفحه وب یا عنوان چند رسانهای که در صورت انتخاب کاربر را به صفحه دیگری می برد |
backlight |
چراغ پشت صفحه کریستال مایع که شدت حروف صفحه را بهبود می بخشد وآنها را خوانا تر میکند |
refresh buffer |
یک مکان حافظه موقت که درهنگام تازه کردن یک صفحه تصویر اصلاعات نمایش صفحه را نگاهداری میکند |
stations |
میز به همراه کامپیوتر , صفحه کلید , صفحه نمایش , چاپگر و غیره که کسی در آنجا کار میکند |
station |
میز به همراه کامپیوتر , صفحه کلید , صفحه نمایش , چاپگر و غیره که کسی در آنجا کار میکند |
devices |
CON برای صفحه کلید و صفحه نمایش |
device |
CON برای صفحه کلید و صفحه نمایش |
discs |
صفحه کلاج صفحه دیسک تیغ اره |
disc |
صفحه کلاج صفحه دیسک تیغ اره |
self portrait |
تصویری که نقاش از خودبکشد |
faxed |
نمابرد پست تصویری |
fax |
نمابرد پست تصویری |
block diagram |
نمایش تصویری سیستمها |
faxes |
نمابرد پست تصویری |
faxing |
نمابرد پست تصویری |
object oriented |
تصویری که از بردارهای تعریف |
self-portraits |
تصویری که نقاش از خودبکشد |
self-portrait |
تصویری که نقاش از خودبکشد |
video amplifier |
تقویت کننده تصویری |
video digitizer |
دیجیتالی کننده تصویری |
video display terminal |
ترمینال نمایش تصویری |
video display unit |
واحد نمایش تصویری |
video game machine |
ماشین بازی تصویری |
pixel |
نقطه عنصر تصویری |
pictorial |
وسایل تصویری یا تصویرنهایی |
pictograph |
نشان یا علائم تصویری |
button |
شکل دایرهای که در صورت انتخاب از روی صفحه به وسیله صفحه کلید یا نمایشگر نمایش عمل خاصی را انجام میدهد |
cls |
در -MS DOS دستور سیستم به معنای پاک کردن صفحه نمایش و قرار دادن نشانه گر در بالای صفحه گوشه سمت چپ |
buttoning |
شکل دایرهای که در صورت انتخاب از روی صفحه به وسیله صفحه کلید یا نمایشگر نمایش عمل خاصی را انجام میدهد |
buttoned |
شکل دایرهای که در صورت انتخاب از روی صفحه به وسیله صفحه کلید یا نمایشگر نمایش عمل خاصی را انجام میدهد |
reproduction [of a recording] [audio, video] |
پخش [ضبط صوتی یا تصویری] |
picture frustration test |
ازمون ناکامی سنج تصویری |
page |
عدد یکتا انتساب شده به هر صفحه در برنامه چند رسانهای برای استفاده در صفحه با کلمات کلیدی و انتقال بین صفحات |
pages |
عدد یکتا انتساب شده به هر صفحه در برنامه چند رسانهای برای استفاده در صفحه با کلمات کلیدی و انتقال بین صفحات |
implicit reference |
مرجعی به شی که محل دقیق صفحه را نمیگوید ولی فرض میکند که شی روی صفحه جاری قرار دارد یا قابل دیدن است |
paged |
عدد یکتا انتساب شده به هر صفحه در برنامه چند رسانهای برای استفاده در صفحه با کلمات کلیدی و انتقال بین صفحات |
blurring |
تصویری که لبه ها و رنگهایش واضح نیستند |
blur |
تصویری که لبه ها و رنگهایش واضح نیستند |
prestel |
سرویس متن تجاری تصویری در انگلستان |
blurs |
تصویری که لبه ها و رنگهایش واضح نیستند |
halftones |
عکس یا تصویری که حالتهای مختلف دارد |
blurred |
تصویری که لبه ها و رنگهایش واضح نیستند |
halftone |
عکس یا تصویری که حالتهای مختلف دارد |
symbol |
نشانه یا تصویری که معرف چیزی است |
field |
روش ساخت صفحه نمایش نازک و مسط ح برای کامپیوترهای متحرک به طوری که در هر پیکسل یک صفحه تصویر بسیار ریز CRT قرار دارد |
fielded |
روش ساخت صفحه نمایش نازک و مسط ح برای کامپیوترهای متحرک به طوری که در هر پیکسل یک صفحه تصویر بسیار ریز CRT قرار دارد |
fields |
روش ساخت صفحه نمایش نازک و مسط ح برای کامپیوترهای متحرک به طوری که در هر پیکسل یک صفحه تصویر بسیار ریز CRT قرار دارد |
Videotex |
تحویل اطلاعات خانگی الکترونیکی متن تصویری |
phototypesetter |
حروف چینی نوری حروفچین تصویری تصویرپرداز |
camera lucida |
دستگاهی که تصویری رابزرگ کرده و منعکس می سازد |
ansi |
ترتیبی از حروف کنترلی صفحه نمایش ANSI که رنگها و خصوصیات متن را روی صفحه کنترل میکند این ترتیب با کلید ESC و شروع میشود |
d. of death |
تصویری که دسته مردم راازپست وبلند نشان میدهد |
d. of macabre |
تصویری که دسته مردن راازپست و بلند نشان میدهد |