Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 112 (6 milliseconds)
English
Persian
eminence
تعالی بلندی
eminency
تعالی بلندی
Other Matches
ascendency
تعالی
ascendancy
تعالی
sublimation
تعالی
transcendence
تعالی
the supreme
خدای تعالی
the supreme being
خدای تعالی
sublimity
تعالی علومقام
anagogy
تعالی روحی
anagoge
تعالی روحی
golden age
عصر ترقی و تعالی
golden ages
عصر ترقی و تعالی
the supreme
خداوند متعال باری تعالی
altitudes
بلندی
upland
بلندی
uplands
بلندی
height
بلندی
tallness
بلندی
ascendent
بلندی
toft
بلندی
gratification
سر بلندی
heights
بلندی
altitude
بلندی
looms
بلندی
elevations
بلندی
elevation
بلندی
exaltation
بلندی
loftiness
بلندی
loudness
بلندی
rises
بلندی
rise
بلندی
sublimity
بلندی
exaltedness
بلندی
Highness
بلندی
low-rise
کم بلندی
the sublime
بلندی
loom
بلندی
loomed
بلندی
looming
بلندی
Highnesses
بلندی
ruggedness
پستی و بلندی
effective length of strut
بلندی کمانش
height of building
بلندی ساختمان
height of fill
بلندی اکند
hilliness
پستی و بلندی
tonal volume
بلندی صوت
suction lift
بلندی مکش
hypsometry
بلندی پیمایی
how tall is it?
بلندی ان چقدراست
ups and down
پستی و بلندی
volume
بلندی صدا
Highness
بلندی مقام
Highnesses
بلندی مقام
headroom
بلندی طاق
contour
پست و بلندی
supremacy
بلندی افراشتگی
acrophobia
ترس از بلندی
volumes
بلندی صدا
acrophobia
بلندی هراسی
critical height
بلندی بحرانی
crow's nest
بالای بلندی
sone
واحد بلندی صوت
superelevation
بلندی بر اضافه ارتفاع
to bring to the same plane
[height]
به یک صفحه
[بلندی]
آوردن
blade height adjustment
پهنای تنظیم بلندی
volume unit
واحد بلندی صدا
vu
واحد بلندی صدا
lift
مرتفع بنظرامدن بلندی
altitudes
بلندی از سطح دریا
feature line
خط پست و بلندی زمین
head way
بلندی طاق سرعت
edge raise
بلندی لبه ورق
accentuation
پستی و بلندی صدا
generously
با نظر بلندی به جوانمردی
embank
بلندی یاپشته ساختن
altitude
بلندی از سطح دریا
lifted
مرتفع بنظرامدن بلندی
lifting
مرتفع بنظرامدن بلندی
lifts
مرتفع بنظرامدن بلندی
feature
وضع پست و بلندی زمین
features
وضع پست و بلندی زمین
featured
وضع پست و بلندی زمین
bird's eye view
منظرهای که از بلندی دیده میشود
bird's eye views
منظرهای که از بلندی دیده میشود
featuring
وضع پست و بلندی زمین
relief
شکل فاهری و پست و بلندی
stentor
شخصی که صدای بلندی دارد
lapseratc
میزان بارندگی به نسبت بلندی ها
tachymeter
دوربین پیمایش بلندی یا فاصله
safety zone
بلندی وسط خیابان مخصوص عابرین
sagfety island
بلندی وسط خیابان مخصوص عابرین
homogeneous area
منطقه هموارو بدون پست و بلندی
the door banged
درباصدای محکم و بلندی بهم خورد
traffic island
بلندی وسط خیابان مخصوص توقف پیاده رو
dipole
انتنی که نصف طول موج بلندی دارد
grandfather clocks
ساعت پاندولی بلندی که روی زمین قرار میگیرد
plateform
بلندی قسمتی از کف سالن یا محلی بنیاد یا اساس چیزی
dolman
جامه بلندی که جلوش باز و استین تنگی دارد
to take the a
بلندی چیزیرا اندازه گرفتن ارتفاع جایی راپیمودن
rise and fall
تعیین پستی و بلندی نقاط نسبت به سطح مبنا
grandfather clock
ساعت پاندولی بلندی که روی زمین قرار میگیرد
nilometer
الت خود نگارودرجه داربرای سنجش بلندی اب رودخانه
net antena
انتن روی تور والیبال به بلندی 76 تا 101 سانتیمتر
douglas fir
یک نوع گیاه همیشه بهار بلندی که در غرب امریکامی روید
liberal gift
بخششی که نماینده رادی ونظری بلندی دهنده باشد بخشش کافی
key signature
گامهای کوتاه و بلندی که پس ازکلیدموسیقی برای نشان دادن نوع ک لیدنوشته میشود
hot dog skiing
اسکی کردن با سرعت در میان پستی و بلندی یا بوس و تابع تکنیک خاصی هم نیست
rolling terrain
زمین با پستی و بلندی کم زمین هموار
superelevation
درجه ارتفاع درجه بلندی
adjustable wheel
چرخ تنظیم پذیر
[مانند بلندی]
[چرخ تطبیق پذیر]
[مانند نوع جاده]
monofilament
الیاف تک رشته بلند
[این نوع از لیف که دارای طول بسیار بلندی است بصورت طبیعی فقط در الیاف ابریشم وجود داشته ولی الیاف مصنوعی یا شیمیایی می توانند بصورت الیاف بلند یا کوتاه تهیه شوند.]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com