Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
near-constant state of flux
تغییر همیشگی
Other Matches
permanent
همیشگی
all-time
همیشگی
constant
همیشگی
endlessness
همیشگی
perpetuance
همیشگی
eterne
همیشگی
usual
همیشگی
perpetual
همیشگی
constants
همیشگی
perennials
همیشگی
perennial
همیشگی
habitual
همیشگی
perpetuated
همیشگی کردن
perpetuating
همیشگی کردن
permanently
بطور همیشگی
continual
دائمی همیشگی
permanencies
ترتیب همیشگی
permanent magnet
اهنربای همیشگی
perpetuates
همیشگی کردن
perpetuate
همیشگی کردن
permanent flow
بده همیشگی
perdurable
همیشگی ابدی
habitue
رونده همیشگی
feu
اجازه همیشگی
eternal
جاودانی همیشگی
everlasting
همیشگی دائمی
permanency
ترتیب همیشگی
standing
ثابت همیشگی
hobby-horses
خواهکار همیشگی
hobby-horse
خواهکار همیشگی
hobby-horse
فکر و ذکر همیشگی
physician in ordinary
پزشک رسمی یا همیشگی
rente
سالواره همیشگی درامدسالیانه
permanence
ثبات استمرار همیشگی
hobby-horses
فکر و ذکر همیشگی
snow line
خطی که حدبرف همیشگی رامعین میکند
rentlen
دارنده درامد سالیانه یاسالواره همیشگی
vices
فسق و فجور عادت یا خوی همیشگی
vice-
فسق و فجور عادت یا خوی همیشگی
vises
فسق و فجور عادت یا خوی همیشگی
vice
فسق و فجور عادت یا خوی همیشگی
for keeps
برای نگهداری همیشگی بعنوان یادگار
end strings
نخهای قابل تغییر کیسه لاکراس برای تغییر عمق ان
unclocked
مدار الکترونیکی یا فلیپ فلاپ که با تغییر ورودی وضعیتش تغییر میکند و نه با سیگنال ساعت
transition
عبور تغییر از یک حالت بحالت دیگر مرحله تغییر
transitions
عبور تغییر از یک حالت بحالت دیگر مرحله تغییر
hangovers
تغییر ناگهانی tone در یک متن ارسالی فکس به صورت تغییر تدریجی که ناشی از خطای وسایل است
hangover
تغییر ناگهانی tone در یک متن ارسالی فکس به صورت تغییر تدریجی که ناشی از خطای وسایل است
income effect
اثر درامدی تغییر در مقدارتقاضای کالا در نتیجه تغییردرامد واقعی بدون تغییر درقیمتهای نسبی کالاها
vary
تغییر دادن تغییر کردن اختلاف داشتن
varies
تغییر دادن تغییر کردن اختلاف داشتن
phonetic system of spelling
اصول املایی بموجب ان هرحرف نماینده همیشگی یک صدای معین میباشد
plastic
تغییر پذیر قابل تحول و تغییر
variable area nozzle
نازل پیش برندهای که مساحت سطح مقطع ان برای سازگار شدن با تغییر سرعت و کارکرد سیستم پس سوز یاتغییر فشار اتمسفر یا محیط تغییر میکند
changed
تغییر کردن تغییر دادن
changes
تغییر کردن تغییر دادن
change over
تغییر روش تغییر رویه
changing
تغییر کردن تغییر دادن
change
تغییر کردن تغییر دادن
fm
فرایند تغییر مقدار نشان داده شده توسط یک سیگنال ازطریق تغییر فرکانس سیگنال مدولاسیون فرکانس odulation
cycles
تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
cycle
تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
cycled
تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
counter march
تغییر جهت نیروی نظامی عقب گرد عقب گرد کردن تغییر رویه دادن
fet
وسیله الکترونیکی که به عنوان کنترل جریان متغییر بکار می رود : یک سیگنال خارجی مقاومت وسیله و جریان جاری را تغییر میدهد به وسیله تغییر پهنای کانال هدایت
angular travel
تغییر مکان زاویهای زاویه تغییر مکان
gradient circuit
مدار حساس به تغییر میزان قدرت مکانیسم عامل انفجار مدار حساس به تغییر قدرت چاشنی مین
non return to zero
سیستم ارسال سیگنال که ولتاژ مثبت نشان دهنده یک عدد دودویی و ولتاژ منفی عدد دیگر باشد. نمایش عدد دودویی که سیگنال در آن وقتی وضعیت داده تغییر میکند تغییر کند و پس از هر بیت داده به ولتاژ صفر برنگردد
modification
تغییر
misalignment
تغییر
variation
تغییر
shunting
تغییر خط
changing
تغییر
amendment
تغییر
changed
تغییر
fluctuation
تغییر
commutation
تغییر
changeless
بی تغییر
change
تغییر
conversion
تغییر
changes
تغییر
conversions
تغییر
amendments
تغییر
innovations
تغییر
stationary
بی تغییر
mutation
تغییر
innovation
تغییر
mutations
تغییر
alternation
تغییر
variations
تغییر
dachi
تغییر پا
vicissitude
تغییر
alteration
تغییر
immutable
تغییر ناپذیر
fluctuates
تغییر مداوم
rebus sic stautibus
تغییر شکل
effable
قابل تغییر
lour
اخم تغییر
modifiers
تغییر دهنده
supple
تغییر پذیر
modifier
تغییر دهنده
magnatic displacement
تغییر مغناطیسی
deformation
تغییر شکل
unalterable
تغییر ناپذیر
demand shift
تغییر تقاضا
invariable
تغییر ناپذیر
design change
تغییر طرح
transforms
تغییر شکل
mutated
تغییر دادن
mean variation
تغییر متوسط
transforming
تغییر شکل
transmutation
تغییر شکل
misalign
تغییر یافتن
minor change
خرد تغییر
reversal shift
تغییر وارون
displeacement of water
تغییر مکان اب
skittish
تغییر پذیر
secular change
تغییر قرنی
transform
تغییر شکل
left shift
تغییر مکان به چپ
load variation
تغییر بار
lability
تغییر پذیری
standpat
مخالف تغییر
metachromatism
تغییر رنگ
mutate
تغییر دادن
modificative
تغییر دهنده
modification of the articles
تغییر اساسنامه
dimensional change
تغییر اندازه
transformed
تغییر شکل
modifiability
تغییر پذیری
displaceable
قابل تغییر
displaciment
تغییر مکان
sex reversal
تغییر جنسیت
kainophobia
تغییر هراسی
upheaval
تغییر فاحش
upheavals
تغییر فاحش
modifying
تغییر دادن
kainotophobia
تغییر هراسی
modify
تغییر دادن
variation theorem
قضیه تغییر
nonreversal shift
تغییر ناوارون
modifies
تغییر دادن
inalterable
تغییر ناپذیر
inalterability
تغییر ناپذیری
amending
تغییر دادن
amended
تغییر دادن
invariance
تغییر ناپذیری
mutable
تغییر پذیر
modificatory
تغییر دهنده
moveable
قابل تغییر
multiplier
ضریب تغییر
alter
تغییر یافتن
alter
تغییر دادن
altered
تغییر یافتن
altered
تغییر دادن
altering
تغییر یافتن
altering
تغییر دادن
alters
تغییر یافتن
alters
تغییر دادن
ireversible
تغییر ناپذیر
invariant
تغییر ناپذیر
kaleidoscopes
تغییر پذیربودن
kaleidoscope
تغییر پذیربودن
mutability
تغییر پذیری
mutabilty
تغییر پذیری
amend
تغییر دادن
immutability
تغییر ناپذیری
changeable
قابل تغییر
changeable
تغییر پذیر
transformation
عمل تغییر
transformation
تغییر شکل
vary
تغییر کردن
infelection
تغییر شکل
weathers
تغییر فصل
frequency fluctuation
تغییر فرکانس
frequency change
تغییر بسامد
flexility
قابلیت تغییر
mutates
تغییر دادن
put about
تغییر مسیردادن
range of variation
ناحیه تغییر
constantly
بدون تغییر
fluctuate
تغییر مداوم
variability
تغییر پذیری
weathered
تغییر فصل
displacement
تغییر مکان
displacement
تغییر موضع
palingenesis
تغییر شکل
heterophonia
تغییر صدا
parathesis
ترکیبی بی تغییر
variations
تغییر ناپایداری
variation
تغییر ناپایداری
peripeteia
تغییر ناگهانی
varies
تغییر کردن
variable
تغییر پذیر
mutating
تغییر دادن
permute
تغییر دادن
variables
تغییر پذیر
phase shift
تغییر فاز
weather
تغییر فصل
fluctuated
تغییر مداوم
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com