Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 67 (5 milliseconds)
English
Persian
i may thank myself
تقصیر ازخودم بود
Other Matches
tortious
تقصیر
faults
تقصیر
faulted
تقصیر
sinless
بی تقصیر
innocent
بی تقصیر
irreprehensible
بی تقصیر
reproachless
بی تقصیر
niet culpable
بی تقصیر
pure of guilt
بی تقصیر
offenceless
بی تقصیر
wite
تقصیر
cleanhanded
بی تقصیر
faultless
بی تقصیر
guilt
تقصیر
guiltless
بی تقصیر
errors
تقصیر
error
تقصیر
delinquency
تقصیر
blameless
بی تقصیر
rap
تقصیر
misdemeanour
تقصیر
fault
تقصیر
raps
تقصیر
misdemeanors
تقصیر
misdemeanours
تقصیر
clupable bankruptcy
ورشکستگی به تقصیر
it is his fault
تقصیر اوست
theory of fault
تئوری تقصیر
offense
تقصیر حمله
Don't put
[lay]
the blame on me!
تقصیر را نیانداز سر من!
the fault lies with him
تقصیر با اوست
It's her fault.
[She is to blame for it.]
[The blame lies with her.]
تقصیر
[سر]
او
[زن]
است.
offence
تقصیر حمله
offenses
تقصیر حمله
fault
تقصیر اشتباه
faulted
تقصیر اشتباه
faults
تقصیر اشتباه
commit a fault
تقصیر کردن
fraudvlent bank
ورشکسته به تقصیر
culpable bankruptcy
ورشکستگی به تقصیر
wrong
تقصیر و جرم غلط
crime
تقصیر تبه کاری
to bear the blame
تقصیر را به گردن گرفتن
He is not to blame for this.
تقصیر او
[مرد ]
نیست.
To take the blame .
تقصیر را بگردن گرفتن
condonation
عفو تقصیر بخشایش
animadvert
تعیین تقصیر ومجازات
wrongs
تقصیر و جرم غلط
strict liability
مسئوولیت بدون تقصیر
he put orlaid the blame me
تقصیر را به گردن من گذاشت
wronging
تقصیر و جرم غلط
to point the finger at somebody
تقصیر را سر کسی گذاشتن
It's your own fault.
تقصیر خودت است.
make somebody take the fall
تقصیر را به بگردن کسی انداختن
condenser
الت تقصیر عدسی محدب
To put the blame some one .
تقصیر را بگردن کسی انداختن
gross negligence
تقصیر در نگهداری مال تعدی و تفریط
to put the blame on somebody
تقصیر را سر کسی گذاشتن
[اصطلاح مجازی]
You asked for it. You had it coming.
حقت بود ( خودت تقصیر داشتی )
leave (someone) holding the bag
<idiom>
تقصیر راگردن کسی دیگری انداختن
Why should I take the blame?
چرا من باید تقصیر را به گردن بگیرم؟
to pass the buck
<idiom>
مسئولیت ناخوشایند
[تقصیر یا زحمت]
را به دیگری دادن
to pass the buck to somebody
مسئولیت ناخوشایند
[تقصیر یا زحمت]
را به کسی دادن
to lay the blame on someone
تقصیر رابگردن کسی گذاشتن کسیرامسئول دانستن
He is seriously claiming
[trying to tell us]
that the problems are all the fault of the media.
او
[مرد]
به طور جدی ادعا می کند که همه مشکلات تقصیر رسانه ها است.
If so, you've only yourself to blame.
اگر چنین است، پس فقط تقصیر خودت است.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com