Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 68 (5 milliseconds)
English
Persian
Don't put
[lay]
the blame on me!
تقصیر را نیانداز سر من!
Other Matches
Never put off tI'll tomorrow what you can do today .
کار امروز را به فردا نیانداز
cleanhanded
بی تقصیر
innocent
بی تقصیر
faults
تقصیر
irreprehensible
بی تقصیر
wite
تقصیر
tortious
تقصیر
sinless
بی تقصیر
offenceless
بی تقصیر
pure of guilt
بی تقصیر
niet culpable
بی تقصیر
reproachless
بی تقصیر
blameless
بی تقصیر
raps
تقصیر
rap
تقصیر
error
تقصیر
faultless
بی تقصیر
guilt
تقصیر
guiltless
بی تقصیر
delinquency
تقصیر
errors
تقصیر
misdemeanour
تقصیر
misdemeanours
تقصیر
fault
تقصیر
faulted
تقصیر
misdemeanors
تقصیر
culpable bankruptcy
ورشکستگی به تقصیر
faults
تقصیر اشتباه
clupable bankruptcy
ورشکستگی به تقصیر
theory of fault
تئوری تقصیر
the fault lies with him
تقصیر با اوست
offense
تقصیر حمله
fault
تقصیر اشتباه
faulted
تقصیر اشتباه
commit a fault
تقصیر کردن
offence
تقصیر حمله
fraudvlent bank
ورشکسته به تقصیر
It's her fault.
[She is to blame for it.]
[The blame lies with her.]
تقصیر
[سر]
او
[زن]
است.
it is his fault
تقصیر اوست
offenses
تقصیر حمله
to bear the blame
تقصیر را به گردن گرفتن
It's your own fault.
تقصیر خودت است.
He is not to blame for this.
تقصیر او
[مرد ]
نیست.
To take the blame .
تقصیر را بگردن گرفتن
condonation
عفو تقصیر بخشایش
wrongs
تقصیر و جرم غلط
to point the finger at somebody
تقصیر را سر کسی گذاشتن
he put orlaid the blame me
تقصیر را به گردن من گذاشت
i may thank myself
تقصیر ازخودم بود
wronging
تقصیر و جرم غلط
crime
تقصیر تبه کاری
wrong
تقصیر و جرم غلط
strict liability
مسئوولیت بدون تقصیر
animadvert
تعیین تقصیر ومجازات
To put the blame some one .
تقصیر را بگردن کسی انداختن
condenser
الت تقصیر عدسی محدب
make somebody take the fall
تقصیر را به بگردن کسی انداختن
gross negligence
تقصیر در نگهداری مال تعدی و تفریط
You asked for it. You had it coming.
حقت بود ( خودت تقصیر داشتی )
to put the blame on somebody
تقصیر را سر کسی گذاشتن
[اصطلاح مجازی]
leave (someone) holding the bag
<idiom>
تقصیر راگردن کسی دیگری انداختن
Why should I take the blame?
چرا من باید تقصیر را به گردن بگیرم؟
to pass the buck
<idiom>
مسئولیت ناخوشایند
[تقصیر یا زحمت]
را به دیگری دادن
to pass the buck to somebody
مسئولیت ناخوشایند
[تقصیر یا زحمت]
را به کسی دادن
to lay the blame on someone
تقصیر رابگردن کسی گذاشتن کسیرامسئول دانستن
He is seriously claiming
[trying to tell us]
that the problems are all the fault of the media.
او
[مرد]
به طور جدی ادعا می کند که همه مشکلات تقصیر رسانه ها است.
If so, you've only yourself to blame.
اگر چنین است، پس فقط تقصیر خودت است.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com