English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (33 milliseconds)
English Persian
vocalize تلفظ کردن تشکیل دادن
Other Matches
raise بار اوردن تشکیل دادن پرزدار کردن
raises بار اوردن تشکیل دادن پرزدار کردن
accented با تکیه تلفظ کردن تکیه دادن
accenting : با تکیه تلفظ کردن تکیه دادن
accent با تکیه تلفظ کردن تکیه دادن
accents : با تکیه تلفظ کردن تکیه دادن
formation سازمان دادن نیرو تشکیل دادن صورت بندی
incrust با قشر و پوست پوشاندن دارای پوشش سخت کردن قشر تشکیل دادن
constitutes تشکیل دادن
constituting تشکیل دادن
organizing تشکیل دادن
organizes تشکیل دادن
organize تشکیل دادن
constitute تشکیل دادن
formed تشکیل دادن
organises تشکیل دادن
constituted تشکیل دادن
forms تشکیل دادن
form تشکیل دادن
organising تشکیل دادن
to erect into تشکیل دادن از
convening تشکیل جلسه دادن
differentiating دیفرانسیل تشکیل دادن
differentiates دیفرانسیل تشکیل دادن
differentiate دیفرانسیل تشکیل دادن
preform قبلا تشکیل دادن
syndicates اتحادیه تشکیل دادن
forms تشکیل دادن ساختن
formed تشکیل دادن ساختن
beds تشکیل طبقه دادن
form تشکیل دادن ساختن
bed تشکیل طبقه دادن
to form a habit تشکیل عادت دادن
convene تشکیل جلسه دادن
convened تشکیل جلسه دادن
convenes تشکیل جلسه دادن
syndicates تشکیل اتحادیه دادن
pod تشکیل نیام دادن
syndicate اتحادیه تشکیل دادن
colonize تشکیل مستعمره دادن
colonized تشکیل مستعمره دادن
colonizes تشکیل مستعمره دادن
colonises تشکیل مستعمره دادن
gang جمعیت تشکیل دادن
gangs جمعیت تشکیل دادن
nucleate تشکیل هسته دادن
colonising تشکیل مستعمره دادن
colonised تشکیل مستعمره دادن
colonizing تشکیل مستعمره دادن
pods تشکیل نیام دادن
syndicate تشکیل اتحادیه دادن
federate تشکیل کشورهای متحد دادن
federates تشکیل کشورهای متحد دادن
federating تشکیل کشورهای متحد دادن
federated تشکیل کشورهای متحد دادن
circlet تشکیل دایره کوچک دادن
semicircle نیم دایره تشکیل دادن
semicircles نیم دایره تشکیل دادن
circlets تشکیل دایره کوچک دادن
federated متحد شدن اتحادیه تشکیل دادن
to crust [snow] تشکیل دادن به پوسته سخت [برف]
federate متحد شدن اتحادیه تشکیل دادن
federating متحد شدن اتحادیه تشکیل دادن
federates متحد شدن اتحادیه تشکیل دادن
high light تشکیل نکته روشن یاجالب دادن
club :چماق زدن تشکیل باشگاه یا انجمن دادن
clubbing :چماق زدن تشکیل باشگاه یا انجمن دادن
clubs :چماق زدن تشکیل باشگاه یا انجمن دادن
clubbed :چماق زدن تشکیل باشگاه یا انجمن دادن
surges برق موجی از هوا تشکیل موج دادن
surged برق موجی از هوا تشکیل موج دادن
surge برق موجی از هوا تشکیل موج دادن
spoonerism اشتباه در تلفظ حروف تعویض حروف در تلفظ برحسب تصادف
adding قرار دادن چیزها کنار هم برای تشکیل یک گروه بزرگتر
add قرار دادن چیزها کنار هم برای تشکیل یک گروه بزرگتر
polymerize باهم ترکیب وجمع شدن وذره بزرگتری تشکیل دادن
adds قرار دادن چیزها کنار هم برای تشکیل یک گروه بزرگتر
enunciated تلفظ کردن
enounce تلفظ کردن
enunciate تلفظ کردن
enunciating تلفظ کردن
enunciates تلفظ کردن
pronounces تلفظ کردن
pronounce تلفظ کردن
constituted تشکیل دادن بنیاد نهادن مجوز برای تاسیس یک یکان جدید
constitute تشکیل دادن بنیاد نهادن مجوز برای تاسیس یک یکان جدید
constituting تشکیل دادن بنیاد نهادن مجوز برای تاسیس یک یکان جدید
constitutes تشکیل دادن بنیاد نهادن مجوز برای تاسیس یک یکان جدید
burrs غلیظ تلفظ کردن
anglicised بطرزانگلیسی تلفظ کردن
anglicises بطرزانگلیسی تلفظ کردن
anglicising بطرزانگلیسی تلفظ کردن
anglicize بطرزانگلیسی تلفظ کردن
anglicized بطرزانگلیسی تلفظ کردن
anglicizes بطرزانگلیسی تلفظ کردن
emphasised باقوت تلفظ کردن
emphasises باقوت تلفظ کردن
anglicizing بطرزانگلیسی تلفظ کردن
accentuated با تکیه تلفظ کردن
accentuates با تکیه تلفظ کردن
orthoepy فن درست تلفظ کردن
enouce تلفظ کردن افهارکردن
burring غلیظ تلفظ کردن
mispronounce غلط تلفظ کردن
mispronounced غلط تلفظ کردن
burred غلیظ تلفظ کردن
sibilate مانندحرف " س " تلفظ کردن
mispronounces غلط تلفظ کردن
burr غلیظ تلفظ کردن
accentuating با تکیه تلفظ کردن
mispronouncing غلط تلفظ کردن
aspirate بانفس تلفظ کردن
accentuate با تکیه تلفظ کردن
lisps شل وسرزبانی تلفظ کردن
tolay street on باتکیه تلفظ کردن
emphasizing باقوت تلفظ کردن
lisping شل وسرزبانی تلفظ کردن
emphasizes باقوت تلفظ کردن
aspirating بانفس تلفظ کردن
emphasized باقوت تلفظ کردن
lisp شل وسرزبانی تلفظ کردن
aspirates بانفس تلفظ کردن
lisped شل وسرزبانی تلفظ کردن
emphasize باقوت تلفظ کردن
emphasising باقوت تلفظ کردن
velarize حروف را از کام تلفظ کردن
intonate با لحن خاصی تلفظ کردن
diphthongize تلفظ کردن دو صدای جداگانه در یک وهله
labiovelar تلفظ شده بوسیله گرد کردن لبها
aspirate حرف H اول کلمهای را بطور حلقی تلفظ کردن
aspirates حرف H اول کلمهای را بطور حلقی تلفظ کردن
aspirating حرف H اول کلمهای را بطور حلقی تلفظ کردن
radar netting تشکیل شبکه اتصالی رادارها تشکیل حلقه زنجیر ازرادارها در یک شبکه
demilitarization تشکیل منطقه بی طرف تشکیل منطقه غیر نظامی
convoke برای تشکیل جلسه وشورایاکمیسیون دعوت کردن
dithers ایجاد منحنی یا خط ی که با اضافه کردن آن به پیکسلهای تشکیل دهنده تصویر نرم تر به نظر می رسند
dithered ایجاد منحنی یا خط ی که با اضافه کردن آن به پیکسلهای تشکیل دهنده تصویر نرم تر به نظر می رسند
dither ایجاد منحنی یا خط ی که با اضافه کردن آن به پیکسلهای تشکیل دهنده تصویر نرم تر به نظر می رسند
disciplining نظم دادن ادب کردن تربیت کردن انضباط دادن
disciplines نظم دادن ادب کردن تربیت کردن انضباط دادن
discipline نظم دادن ادب کردن تربیت کردن انضباط دادن
pronouncing تلفظ
accented تلفظ
pronunciation تلفظ
pronunciations تلفظ
accents تلفظ
cacoepy تلفظ بد
accent تلفظ
accenting تلفظ
to depict somebody or something [as something] کسی یا چیزی را بعنوان چیزی توصیف کردن [وصف کردن] [شرح دادن ] [نمایش دادن]
It is formed by alternatively lifting and lowering one warp thread across one weft thread این است که توسط روش دیگر بلند کردن و پایین آوردن موضوع یکی پیچ و تاب در سراسر یک موضوع پود تشکیل
mispronunciation تلفظ غلط
pronounceable قابل تلفظ
mispronounciation تلفظ نادرست
vocalization تلفظ صوتی
mispronunciations تلفظ غلط
orthoepist درست تلفظ کن
laissez aller تلفظ به فرانسه
tunes لحن تلفظ
pronouncing تلفظ دار
mispronunciations تلفظ نادرست
tune لحن تلفظ
lam dacism تلفظ حرف
velarization تلفظ کامی
mispronunciation تلفظ نادرست
enunciation تلفظ واضح و روشن
diction تلفظ واضح و روشن
cacology تلفظ یا انشاء غلط
intonation طرز قرائت تلفظ
anglicization تلفظ یا نوشتن بطرزانگلیسی
sigmatismus lateralis تلفظ کناری حرف " س "
intonations طرز قرائت تلفظ
sigmatism تلفظ نادرست حرف " س "
sibilation تلفظ بشکل حرف " س "
zed تلفظ انگلیسی حرف Z
tonemic دارای تلفظ مشابه
zee تلفظ امریکایی حرف Z
well spoken دارای تلفظ خوب
phonics تلفظ وهجاهای کلمات
emphatic باقوت تلفظ شده
well-spoken دارای تلفظ خوب
jaw breaking دشوار برای تلفظ
aspirations تلفظ حرف H ازحلق
aspiration تلفظ حرف H ازحلق
orthoepic وابسته به تلفظ درست
sigmatismus interdentalis تلفظ میان دندانی حرف " س "
lenis دارای تلفظ نرم رقیق
sigmatismus adentalis تلفظ روی دندانی حرف " س "
articulation تلفظ شمرده طرز گفتار
Your pronunciation is good. تلفظ شما خوب است.
conducted هدایت کردن انتقال دادن انجام دادن رفتار
conducts هدایت کردن انتقال دادن انجام دادن رفتار
conduct هدایت کردن انتقال دادن انجام دادن رفتار
conducting هدایت کردن انتقال دادن انجام دادن رفتار
etacism تلفظ e یونانی مانند a انگلیسی در emal
tongue-twister کلمه یا عبارت دارای تلفظ دشوار
slobbers تلفظ کلمات با جاری ساختن اب دهان
extends مجموعهای از حروف خاص که حاوی تلفظ ها
extend مجموعهای از حروف خاص که حاوی تلفظ ها
extending مجموعهای از حروف خاص که حاوی تلفظ ها
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com