Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
anglicization
تلفظ یا نوشتن بطرزانگلیسی
Other Matches
anglicised
بطرزانگلیسی تلفظ کردن
anglicises
بطرزانگلیسی تلفظ کردن
anglicize
بطرزانگلیسی تلفظ کردن
anglicized
بطرزانگلیسی تلفظ کردن
anglicizes
بطرزانگلیسی تلفظ کردن
anglicizing
بطرزانگلیسی تلفظ کردن
anglicising
بطرزانگلیسی تلفظ کردن
spoonerism
اشتباه در تلفظ حروف تعویض حروف در تلفظ برحسب تصادف
photodigital memory
سیستم حافظه کامپیوتری که از لیزر برای نوشتن داده روی فیلم ای که بعدا چندین بار قابل خواندن است ولی نه نوشتن استفاده میکند. WORM نیز گفته میشود. حافظه نوشتن یک بار
scrawl
با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
scrawls
با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
scrawling
با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
scrawled
با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
write protect
غیر ممکن کردن نوشتن روی فلاپی دیسک یا با حرکت دادن قسمت حفافت در مقابل نوشتن
encipher
برمز نوشتن رمز نوشتن
to a. letter
روی نامه عنوان نوشتن نامه نوشتن کاغذی رابعنوان
DVD
درایو دیسک DVD که به کاربر امکان نوشتن , پاک کردن و نوشتن مجدد داده روی دیسک DVD میدهد
erasable
قطعه حافظه فقط خواندنی که توسط ولتاژ اعمال شده به سوزن نوشتن آن برنامه ریزی است و داده بهاین سوزن نوشتن اعمال میشود وتوسعه اشعه مافوق بنفش پاک میشود
he dose not know how to write
نوشتن نمیداند نوشتن بلدنیست بلدنیست بنویسد
pronouncing
تلفظ
cacoepy
تلفظ بد
pronunciations
تلفظ
accent
تلفظ
pronunciation
تلفظ
accents
تلفظ
accenting
تلفظ
accented
تلفظ
mispronunciations
تلفظ نادرست
lam dacism
تلفظ حرف
mispronunciations
تلفظ غلط
pronounce
تلفظ کردن
mispronunciation
تلفظ غلط
pronounceable
قابل تلفظ
velarization
تلفظ کامی
vocalization
تلفظ صوتی
pronounces
تلفظ کردن
enounce
تلفظ کردن
laissez aller
تلفظ به فرانسه
mispronunciation
تلفظ نادرست
pronouncing
تلفظ دار
enunciate
تلفظ کردن
enunciating
تلفظ کردن
orthoepist
درست تلفظ کن
mispronounciation
تلفظ نادرست
tune
لحن تلفظ
tunes
لحن تلفظ
enunciated
تلفظ کردن
enunciates
تلفظ کردن
sigmatism
تلفظ نادرست حرف " س "
intonations
طرز قرائت تلفظ
lisp
شل وسرزبانی تلفظ کردن
aspiration
تلفظ حرف H ازحلق
aspirations
تلفظ حرف H ازحلق
phonics
تلفظ وهجاهای کلمات
accentuating
با تکیه تلفظ کردن
accentuated
با تکیه تلفظ کردن
jaw breaking
دشوار برای تلفظ
emphasize
باقوت تلفظ کردن
emphasized
باقوت تلفظ کردن
emphasizes
باقوت تلفظ کردن
emphasising
باقوت تلفظ کردن
intonation
طرز قرائت تلفظ
orthoepic
وابسته به تلفظ درست
orthoepy
فن درست تلفظ کردن
sibilation
تلفظ بشکل حرف " س "
sibilate
مانندحرف " س " تلفظ کردن
lisping
شل وسرزبانی تلفظ کردن
sigmatismus lateralis
تلفظ کناری حرف " س "
lisps
شل وسرزبانی تلفظ کردن
lisped
شل وسرزبانی تلفظ کردن
accentuate
با تکیه تلفظ کردن
emphasised
باقوت تلفظ کردن
accentuates
با تکیه تلفظ کردن
emphasises
باقوت تلفظ کردن
emphasizing
باقوت تلفظ کردن
burr
غلیظ تلفظ کردن
zed
تلفظ انگلیسی حرف Z
zee
تلفظ امریکایی حرف Z
cacology
تلفظ یا انشاء غلط
enunciation
تلفظ واضح و روشن
well spoken
دارای تلفظ خوب
well-spoken
دارای تلفظ خوب
emphatic
باقوت تلفظ شده
aspirate
بانفس تلفظ کردن
mispronounces
غلط تلفظ کردن
burring
غلیظ تلفظ کردن
mispronounce
غلط تلفظ کردن
burred
غلیظ تلفظ کردن
mispronounced
غلط تلفظ کردن
mispronouncing
غلط تلفظ کردن
burrs
غلیظ تلفظ کردن
aspirates
بانفس تلفظ کردن
tolay street on
باتکیه تلفظ کردن
tonemic
دارای تلفظ مشابه
enouce
تلفظ کردن افهارکردن
diction
تلفظ واضح و روشن
aspirating
بانفس تلفظ کردن
Your pronunciation is good.
تلفظ شما خوب است.
lenis
دارای تلفظ نرم رقیق
articulation
تلفظ شمرده طرز گفتار
sigmatismus interdentalis
تلفظ میان دندانی حرف " س "
intonate
با لحن خاصی تلفظ کردن
velarize
حروف را از کام تلفظ کردن
vocalize
تلفظ کردن تشکیل دادن
sigmatismus adentalis
تلفظ روی دندانی حرف " س "
phonrtic drill
مشتق تلفظ ازروی صدای حروف
slobbering
تلفظ کلمات با جاری ساختن اب دهان
slobbered
تلفظ کلمات با جاری ساختن اب دهان
phonetics
مبحث تلفظ صوتی حرف وکلمات
extend
مجموعهای از حروف خاص که حاوی تلفظ ها
slobbers
تلفظ کلمات با جاری ساختن اب دهان
extends
مجموعهای از حروف خاص که حاوی تلفظ ها
slobber
تلفظ کلمات با جاری ساختن اب دهان
orthoepist
کسیکه با تلفظ درست چیز میخواند
extending
مجموعهای از حروف خاص که حاوی تلفظ ها
etacism
تلفظ e یونانی مانند a انگلیسی در emal
tongue-twisters
کلمه یا عبارت دارای تلفظ دشوار
tongue-twister
کلمه یا عبارت دارای تلفظ دشوار
diphthongize
تلفظ کردن دو صدای جداگانه در یک وهله
phonemics
علم شناسایی تلفظ کلمات وصداها
jaw breaker
سنگ شکن کلمهای که تلفظ ان دشواراست
How do you pronounce
[say]
that
[this]
word?
این واژه چه جور تلفظ می شود؟
tongue twister
کلمه یا عبارت دارای تلفظ دشوار
lection
اختلاف معنی یا تلفظ یک کلمه بامتن چیزی
labiovelar
تلفظ شده بوسیله گرد کردن لبها
fortis
دارای تلفظ شدید همراه بابازدم قوی
fricative
تلفظ شده با اصطکاک نفس ووقفه تنفس
syllabary
جدول راهنمای تلفظ هجاهای مقطع کلمات
rough breathing
که دردستوریونانی تلفظ شدن حرف اول را می رساند
slides
تبدیل تلفظ حرفی به حرف دیگری لغزنده
smooth breathing
که دردستوریونانی عدم تلفظ حرف اول رامیرساند
slide
تبدیل تلفظ حرفی به حرف دیگری لغزنده
toneme
لفظی که درالسنه اهنگی تلفظ خاصی داشته باشد
aspirate
حرف H اول کلمهای را بطور حلقی تلفظ کردن
aspirating
حرف H اول کلمهای را بطور حلقی تلفظ کردن
aspirates
حرف H اول کلمهای را بطور حلقی تلفظ کردن
labialism
حالت حروفی که با لب تلفظ می شوند تمایل بتلفظ باصداهابا لب
velarization
تلفظ حرف بوسیله قراردادن زبان برپشت سقف
transliteration
نقل عین تلفظ کلمه یا عبارتی از زبانی بزبان دیگر
homonym
کلمهای که تلفظ ان با کلمه دیگر یکسان ولی معنی ان دگرگون باشد
dieresis
دو نقطهای که بر روی بعضی ازحروف میگذارند تا تلفظ ان حرف راازحرف مجاورش جداسازد
diaeresis
دو نقطهای که بر روی بعضی ازحروف میگذارند تا تلفظ ان حرف راازحرف مجاورش جداسازد
interdental consonant
حرف مصمتی که با گذاردن زبان در میان دندانهای بالاو پایین تلفظ میشود
palatals
حروف لطعی یا حنکی حروفی که با گذاردن زبان بکام دهان تلفظ میشوند
pen
نوشتن
indite
نوشتن
put down
<idiom>
نوشتن
writes
نوشتن
penned
نوشتن
penning
نوشتن
write head
هد نوشتن
scribbling
بد نوشتن
scribbles
بد نوشتن
scribbled
بد نوشتن
scribble
بد نوشتن
pens
نوشتن
superscrible
نوشتن
set down
نوشتن
scrawling
بد نوشتن
scrawls
بد نوشتن
inscribing
نوشتن
inscribed
نوشتن
write
نوشتن
pt down
نوشتن
inscribes
نوشتن
inscribe
نوشتن
scrawled
بد نوشتن
to set down
نوشتن
to drive a pen or quill
نوشتن
to reduce to writing
نوشتن
scrawl
بد نوشتن
to put down
نوشتن
accented
با تکیه تلفظ کردن تکیه دادن
accents
: با تکیه تلفظ کردن تکیه دادن
accenting
: با تکیه تلفظ کردن تکیه دادن
accent
با تکیه تلفظ کردن تکیه دادن
penmanship
طرز نوشتن
preface
دیباچه نوشتن
itemize
به اقلام نوشتن
itemises
به اقلام نوشتن
circumscribing
نوشتن در دور
preambles
مقدمه نوشتن
circumscribes
نوشتن در دور
itemised
به اقلام نوشتن
prose
نثر نوشتن
annotate
حاشیه نوشتن
prefacing
دیباچه نوشتن
rewrites
باز نوشتن
rewrite
باز نوشتن
rewrite
دوباره نوشتن
itemising
به اقلام نوشتن
prefaced
دیباچه نوشتن
annotate
یادداشت نوشتن
prefaces
دیباچه نوشتن
circumscribed
نوشتن در دور
table
در فهرست نوشتن
rewrote
باز نوشتن
note
نت موسیقی نوشتن
rewrites
دوباره نوشتن
notes
نت موسیقی نوشتن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com