English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 105 (7 milliseconds)
English Persian
prestige suggestion تلقین اعتباری
Other Matches
discredit بی اعتباری
relative اعتباری
discredits بی اعتباری
nullity بی اعتباری
nominal اعتباری
discrediting بی اعتباری
unreliability بی اعتباری
discredited بی اعتباری
suggestions تلقین
suggestion تلقین
promptings تلقین
prompting تلقین
inculcation تلقین
dictation تلقین
dictations تلقین
contructive larcency سرقت اعتباری
constructive fraud کلاهبرداری اعتباری
credit instrument اسناد اعتباری
credit cards کارت اعتباری
credit card کارت اعتباری
pepper corn rent اجاره اعتباری
credit facilities تسهیلات اعتباری
reputed owner مالک اعتباری
fiduciary issue اسکناسهای اعتباری
fiduciary currency پول اعتباری
f.currency پول اعتباری
credit tightness انقباض اعتباری
credit system فروش اعتباری
credit system نظام اعتباری
credit money پول اعتباری
credit market بازار اعتباری
credit tightness کمبود اعتباری
credit instrument ابزار اعتباری
credit institution موسسه اعتباری
credit account حساب اعتباری
promissory notes اسناد اعتباری
discreditable شایسته بی اعتباری
disfavour بی اعتباری مغضوبیت
disfavor بی اعتباری مغضوبیت
promissory note اسناد اعتباری
disparagement توهین بی اعتباری
posthypnotic suggestion تلقین پس هیپنوتیسمی
induces تلقین کردن
autosuggestion تلقین به خود
autosuggestion تلقین بنفس
countersuggestion تلقین مخالف
inducing تلقین کردن
insufflate تلقین کردن
insti تلقین تدریجی
indirect suggestion تلقین غیرمستقیم
inculcator تلقین کننده
doughface تلقین پذیر
self hypnosis تلقین به نفس
suggestibility تلقین پذیری
verbal suggestion تلقین کلامی
suggests تلقین کردن
induce تلقین کردن
insinuate تلقین کردن
insinuated تلقین کردن
insinuates تلقین کردن
suggesting تلقین کردن
suggested تلقین کردن
induced تلقین کردن
indoctrinated تلقین کردن
indoctrinates تلقین کردن
indoctrination تلقین فکری
indoctrinate تلقین کردن
suggest تلقین کردن
indoctrinating تلقین کردن
I have a credit card. من کارت اعتباری دارم.
grant a credit اعتباری را اعطا کردن
A cash ( credit ) transaction . معامله نقدی ( اعتباری )
credit خرید وفروش اعتباری
fiat money پول رایج اعتباری
credit notes صورت وضعیت اعتباری
credit rationing جیره بندی اعتباری
credits خرید وفروش اعتباری
crediting خرید وفروش اعتباری
credit note صورت وضعیت اعتباری
credited خرید وفروش اعتباری
instilment ریزش و تلقین تدریجی
empathy انتقال فکر تلقین
credit rating رتبه بندی اعتباری مشتریان
inculcated جایگیر ساختن تلقین کردن
inculcates جایگیر ساختن تلقین کردن
inculcate جایگیر ساختن تلقین کردن
inculcating جایگیر ساختن تلقین کردن
to i. person with an opinion عقیدهای رابه کسی تلقین کردن
to preach moral principles اصول اخلاقی را وعظ و تلقین کردن
abreact تغییر دادن عقیده شخص با تلقین
Can I pay by credit card? آیا میتوانم با کارت اعتباری پرداخت کنم؟
brainwashing تلقین عقاید و افکارسیاسی ومذهبی واجتماعی درشخص
brainwash تلقین عقاید ومسلک تازهای شستشوی مغزی دادن
brainwashes تلقین عقاید ومسلک تازهای شستشوی مغزی دادن
brainwashed تلقین عقاید ومسلک تازهای شستشوی مغزی دادن
PCMCIA مشخصات کارتهای جانبی گسترده که به اندازه کارت اعتباری هستند و در انتهای اتصالی دارند
electronic سیستم خرید از خانه با استفاده از کاتالوگهای کامپیوتری و پرداخت با کارت اعتباری همگی توسط ترمینال کامپیوتر خانگی
cards وسیلهای که داده را از پشت کارت شناسایی یا کارت اعتباری می خواند
card وسیلهای که داده را از پشت کارت شناسایی یا کارت اعتباری می خواند
reputed owner در CL تاجرورشکسته مالک اعتباری کلیه اموالی که در تصرف داردتلقی میشود ولو اینکه واقعا" مالک انها نباشد و این از نظر حفظ حقوق غرماء است
induce تحریک کردن تلقین کردن
induces تحریک کردن تلقین کردن
inducing تحریک کردن تلقین کردن
induced تحریک کردن تلقین کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com