English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
spatial ability توانایی فضایی
Other Matches
intelligence 1-توانایی پاسخ دادن . 2-توانایی وسیله برای اجرای و پردازش برنامه
space ship کشتی فضایی سفینه فضایی
isometrics فضایی
spatial فضایی
isometric فضایی
three-dimensional فضایی
spacial فضایی
cubic فضایی
spatila فضایی
space shuttles سفینه فضایی
space station پایگاه فضایی
steric effect اثر فضایی
space station ایستگاه فضایی
stereoisomer همپار فضایی
stereochemistry شمیی فضایی
steremer ایزومر فضایی
spatiotemporal فضایی وحال
spatiotemporal فضایی و زمانی
spatiomotor فضایی- حرکتی
space defense پدافند فضایی
space ship سفینه فضایی
space stations پایگاه فضایی
solid angle زاویه فضایی
space shuttles شاتل فضایی
Star Wars جنگ فضایی
spacesuits لباس فضایی
spacesuit لباس فضایی
sky lab ازمایشگاه فضایی
sky wave موج فضایی
spaceman مسافر فضایی
spacemen مسافر فضایی
soild angle زاویه فضایی
space shuttle شاتل فضایی
solid geometry هندسه فضایی
solid geometry هندسه ی فضایی
steric hindrance ممانعت فضایی
avionics ارتباطات فضایی
space shuttle سفینه فضایی
space stations ایستگاه فضایی
space isomerism ایزومری فضایی
space lattice شبکه فضایی
space time اتوبوس فضایی
space time شاتل فضایی
stereoisomerism ایزومری فضایی
space relations روابط فضایی
space platform ایستگاه فضایی
space error خطای فضایی
ionospheric wave موج فضایی
space platform پایگاه فضایی
configurations ارایش فضایی
space perception ادراک فضایی
configuration ارایش فضایی
spaceframe قاب فضایی
spaceport پایگاه فضایی
clearing out [of a place] تخلیه [فضایی]
stereoisomerism همپاری فضایی
cubic measure اندازه فضایی
space isomerism همپاری فضایی
space geametry هندسه فضایی
spatiality حالت فضایی
spatial visualization تجسم فضایی
space medicine پزشکی فضایی
spatial threshold استانه فضایی
spatial digitaizer دیجیتایذر فضایی
spacecraft سفینه فضایی
spatial symbolism نمادگری فضایی
space flight پرواز فضایی
energies توانایی
energy توانایی
means توانایی
strenght توانایی
might توانایی
capability توانایی
skill توانایی
powering توانایی
credential توانایی
powered توانایی
power توانایی
powers توانایی
able-bodied توانایی
abilities توانایی
authority توانایی
competence توانایی
ably با توانایی
qualification توانایی
faculties توانایی
potentialities توانایی
ability توانایی
puissance توانایی
reaching توانایی
potentiality توانایی
reaches توانایی
reached توانایی
reach توانایی
potently با توانایی
potence توانایی
expertise توانایی
influence توانایی
faculty توانایی
influences توانایی
influencing توانایی
influenced توانایی
spatial orientation موقعیت یابی فضایی
closo packed hexagonal space lattice شبکه فضایی شش وجهی
space orientation موقعیت یابی فضایی
space vehicle وسیله نقلیه فضایی
spacial information اطلاعات فضایی [فاصله ای]
unit solid angle زاویه واحد فضایی
three dimensional direction finding جهت یابی فضایی
modules قسمتی از سفینه فضایی
stereo chemistry مبحث شیمی فضایی
module قسمتی از سفینه فضایی
illusion of space القاء خاصیت فضایی
spatial data management مدیریت داده فضایی
spatial information اطلاعات فضایی [فاصله ای]
sentience توانایی حسی
ability test آزمون توانایی
energies توانایی کار
general ability توانایی عمومی
convertibility توانایی تغییر
risibility توانایی خندیدن
powerlessly با عدم توانایی
if possible در صورت توانایی
potency توانایی نیرومندی
mental ability توانایی ذهنی
reasoning ability توانایی استدلال
non ability عدم توانایی
numerical ability توانایی عددی
energy توانایی کار
capacity توانایی کار
authority توانایی اجازه
special ability توانایی اختصاصی
to the best of ones ability بامنتهای توانایی
verbal ability توانایی کلامی
vim انرژی توانایی
capacities توانایی گنجایش
have (something) going for one <idiom> توانایی داشتن
working capacity توانایی کار
feasibility توانایی انجام
strength قوه توانایی
strengths قوه توانایی
capacity توانایی گنجایش
capacities توانایی کار
capacity صلاحیت توانایی
capability توانایی مقدورات
capacities صلاحیت توانایی
body centered بطور فضایی متمورکز شده
light-well [فضایی زیر زمین در ساختمان ها]
out of <prep.> بیرون از [فضایی یا فاصله ای] [امکانات]
image کپی دقیق از فضایی از حافظه
images کپی دقیق از فضایی از حافظه
footprint فضایی که یک کامپیوتر در میز می گیرد
cm فضایی از حافظه که محل آن به سرعت
cartesian coordinates سیستم مختصات سه بعدی فضایی
stereoirregular polymer بسپار بدون نظم فضایی
International Space Station [ISS] ایستگاه فضایی بین المللی
footprints فضایی که یک کامپیوتر در میز می گیرد
nonscrollable عدم توانایی انتقال
nondeletable عدم توانایی حذف
absorptive توانایی مکش یا جذب
almightiness توانایی برهمه چیز
authority توانایی انجام کاری
capable توانایی انجام کاری
psi ability توانایی فرا روانی
solvency توانایی پرداخت بدهی
get to <idiom> توانایی داشتن برای
starting power توانایی راه اندازی
one-upmanship <idiom> توانایی سر بودن از دیگران
(have) what it takes <idiom> توانایی انجام کار
configuration ترتیب فضایی کلی اجزاء اصلی
configurations ترتیب فضایی کلی اجزاء اصلی
arithmetic فضایی در حافظه که عملوند ها را ذخیره میکند
hypergeometric مربوط به هندسه فوق مقیاسات فضایی
steradian [sr] استرادیان [یکای زاویه فضایی ] [ریاضی]
square radian استرادیان [یکای زاویه فضایی ] [ریاضی]
spacecraft سفینه فضایی ship space : syn
spadat سیستم ردیابی و اکتشاف سفینههای فضایی
diffusing درچز چیزی روی فضایی ازماده
diffuses درچز چیزی روی فضایی ازماده
diffused درچز چیزی روی فضایی ازماده
blankest فضایی در فرم که باید کامل شود
diffuse درچز چیزی روی فضایی ازماده
blank فضایی در فرم که باید کامل شود
minnesota spacial relations test ازمون روابط فضایی مینه سوتا
feel up to (do something) <idiom> توانایی انجام کاری رانداشتن
with all one's might با تمام نیرو با همه توانایی
potential <adj.> [توانایی برای انجام کاری]
mac quarrie test for mechanical ability آزمون توانایی فنی مک کواری
I don't have it in my power to help you. من توانایی کمک به شما را ندارم.
with might and main با تمام نیرو با همه توانایی
insolvent فاقد توانایی پرداختن دیون
overload تقاضا بیشتر از توانایی وسیله
may توانایی داشتن قادر بودن
insolvency عدم توانایی در پرداخت بدهی
authorization اجازه یا توانایی انجام کاری
overloads تقاضا بیشتر از توانایی وسیله
overloaded تقاضا بیشتر از توانایی وسیله
as far as in me lies تا انجاکه در حدود توانایی من است
ability grouping گروه بندی بر پایه توانایی
authorisations اجازه یا توانایی انجام کاری
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com