English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
English Persian
heating power توان حرارتی
thermal power توان حرارتی
Other Matches
spark printer چاپگر حرارتی که حروف را روی کاغذ حرارتی با جرقه الکتریکی تولید میکند
thermal نوعی چاپگر که حروف روی کاغذ حرارتی با نوک چاپ قرار می گیرند و یک ماتریس از عناصر حرارتی کوچک ایجاد می کنند
eight bit system کم توان که CPU آن می توان کلمات هشت بیتی را پردازش کند
power meter دستگاه اندازه گیری توان توان سنج وات متر
rating توان نامی توان قدرت
ratings توان نامی توان قدرت
lsb رقم دودویی که محل سمت راست کلمه را اشغال میکند و کمترین توان دو را در کلمه دارد که معمولا معادل رو به توان صفر است
watt واحداندازه گیری SI برای توان الکتریکی که به صورت توان تولیدشده در صورت عبور جریان یک آمپر از باری که ولتاژ یک ولت دارد تعریف میشود
watts واحداندازه گیری SI برای توان الکتریکی که به صورت توان تولیدشده در صورت عبور جریان یک آمپر از باری که ولتاژ یک ولت دارد تعریف میشود
A jars mouth may be stopped ,a mans cannot. <proverb> در کوزه را مى توان بست اما دهان آدمى را نمى توان بست.
volt ampere meter دستگاه اندازه گیری توان فاهری توان فاهری سنج
mini کامپیوتر کوچک با محدوده توان پردازش و دستورات بیشتر از یک ریز کامپیوتر ولی قابل رقابت با سرعت یا توان کنترل داده کامپیوتر mainframe نیست
thermal حرارتی
heating installation تاسیسات حرارتی
heating jacket ژاکت حرارتی
heating mantle ژاکت حرارتی
calorific power مقدار حرارتی
heating resistor مقاومت حرارتی
heating tape نور حرارتی
high temperature strength استحکام حرارتی
thermoswitch سویچ حرارتی
hot shortness شکنندگی حرارتی
heat conductivity هدایت حرارتی
ablating material سپر حرارتی
evolution of heat انبساط حرارتی
heating wire سیم حرارتی
heating furnace کوره حرارتی
heating blower دمنده ی حرارتی
heat balance تعادل حرارتی
heat capacity فرفیت حرارتی
heat conduction هدایت حرارتی
heat energy انرژی حرارتی
heat engine موتور حرارتی
heat exchanger مبدل حرارتی
heat loss گمگشتگی حرارتی
heat pulse پالس حرارتی
heat shield حفاظ حرارتی
heat sink انباره حرارتی
heat supply منبع حرارتی
heat proof quality ثبات حرارتی
heat treatment عملیات حرارتی
dilatation انبساط حرارتی
temperature coefficient ضریب حرارتی
thermal radiation تشعشع حرارتی
thermopile پیل حرارتی
thermal expansion انبساط حرارتی
thermal switch سویچ حرارتی
thermal devices ابزارهای حرارتی
thermal stress تنش حرارتی
thermal effects اثرات حرارتی
thermal efficiency راندمان حرارتی
thermal emission تابش حرارتی
thermal shadow سایههای حرارتی
thermal radiation تابش حرارتی
thermal protection محافظت حرارتی
thermal fatigue خستگی حرارتی
thermal instability ناپایداری حرارتی
thermal power مقدار حرارتی
thermal printer چاپگر حرارتی
thermoswitch کلید حرارتی
hot-wires رشته حرارتی
hot wire رشته حرارتی
thermocouple زوج حرارتی
thermocouple عنصر حرارتی
thermal ammeter امپرسنج حرارتی
thermal battery باطری حرارتی
heating سیستم حرارتی
hot-wiring رشته حرارتی
hot-wired رشته حرارتی
hot-wire رشته حرارتی
thermal conductivity رسانائی گرمایی یا حرارتی
heat treating equipment تاسیسات عملیات حرارتی
thermonuclear بمب هستهای حرارتی
heat treating furnace کوره عملیات حرارتی
heat treating property خاصیت عملیات حرارتی
radiant تشعشع کننده حرارتی
precipitation heat treatment عملیات حرارتی رسوبی
heat insulation عایق کاری حرارتی
heat treating department دپارتمان عملیات حرارتی
thermit fusion welding جوشکاری ذوبی حرارتی
continous heating furnace کوره حرارتی دائمی
thermic وابسته بگرما حرارتی
austemper سخت گردانی حرارتی
thermal shadow سایه روشن حرارتی
heat resisting steels فولادهای مقاوم حرارتی
heat treating تشویه حرارتی فولاد
heat treatment crack ترک عملیات حرارتی
solution heat treatment عملیات حرارتی محلول
hot wire meter امپر سنج حرارتی
hot working die ابزار عملیات حرارتی
hot working steel فولاد عملیات حرارتی
thermal critical point نقطه ی بحرانی حرارتی
thermo plasticity شکل پذیری حرارتی
induction heat treatment عملیات حرارتی القائی
internal thermal resistance مقاومت حرارتی داخلی
thermal critical point نقطه تبدیل حرارتی
convection ارزش حرارتی همبرداری
low heat value مقدار حرارتی پایین
thermal coefficient of expansion ضریب انبساط حرارتی
temperature stress تنش حرارتی یا دمایی
high temperature steel فولاد با ثبات حرارتی
coefficient of thermal expansion ضریب انبساط حرارتی
heating element المان یا عنصر حرارتی
heat treatable قابل عملیات حرارتی
heating coil سیم پیچ حرارتی
bogie hearth furnce کوره حرارتی گردان
heating zone منطقه یا ناحیه حرارتی
critical heat flux ratio نسبت شار حرارتی بحرانی
radiant exposure پخش حرارت یا انرژی حرارتی
dewar محفظه عایق حرارتی با دوجداره
heat treatable steel فولاد قابل عملیات حرارتی
thermit pressure welding روش جوشکاری فشاری حرارتی
heat treat انجام دادن عملیات حرارتی
high frequency heating equipment تاسیسات حرارتی فرکانس بالا
diathermic هادی اشعه حرارتی ماوراء قرمز
diathermanous هادی اشعه حرارتی ماوراء قرمز
dilatometer دستگاه اندازه گیری انبساط حرارتی
reactor دستگاه تبدیل انرژی اتمی به حرارتی
reactors دستگاه تبدیل انرژی اتمی به حرارتی
Is there heating? آیا سیستم حرارتی وجود دارد؟
The heating doesn't work. این سیستم حرارتی کار نمیکند.
hot wire instrument دستگاه اندازه گیری با رشته حرارتی
thermojet نیروی جت حاصله از حرارت موتور جت حرارتی
thermal crossover تقابل حرارتی در عکاسی مادون قرمز
thermal imagery عکاسی با اشعه حرارتی مادون قرمز
bi fuel موتور حرارتی که میتواند بادو نوع سوخت
heat resisting quality حالت و چگونگی مقاومت حرارتی ثبات گرمایشی
radiant exposure وسیله عکسبرداری مادون قرمز یا انرژی حرارتی
kapton نوعی پلاستیک عایق حرارتی باپوشش طلایی در فضاپیما
maximum junction to case thermal impedan مقاومت حرارتی حداکثر بین محلهای تماس و بدنه
electrothermal printer چاپگری با سرعت زیاد بااستفاده از عناصر گرمازا چاپگر حرارتی
blanket لایهای از عایق حرارتی برای حفافت یک جزء یا قطعه معین
blanketed لایهای از عایق حرارتی برای حفافت یک جزء یا قطعه معین
blankets لایهای از عایق حرارتی برای حفافت یک جزء یا قطعه معین
invar الیاژی از نیکل و اهن باضریب انبساط حرارتی نزدیک صفر
cyaniding عملیات حرارتی که برای سخت کردن پوسته الیاژهای اهن دار بکار می رود
open cycle reactor system سیستم راکتوری که دران ماده سردکننده تنها یکبار از مبدل حرارتی مرکزی عبور میکند
muff مبدل حرارتی اگزوز که ازگرمای گازهای خروجی برای گرم کردن کابین هواپیما استفاده میکند
muffing مبدل حرارتی اگزوز که ازگرمای گازهای خروجی برای گرم کردن کابین هواپیما استفاده میکند
muffed مبدل حرارتی اگزوز که ازگرمای گازهای خروجی برای گرم کردن کابین هواپیما استفاده میکند
muffs مبدل حرارتی اگزوز که ازگرمای گازهای خروجی برای گرم کردن کابین هواپیما استفاده میکند
ambidextrous دو سو توان
high-powered پر توان
vim توان
vigor توان
equipotent هم توان
ambidextral دو سو توان
isoelectric هم توان
low power توان کم
oligotrophic کم توان
capacitance توان
p توان
potency توان
vigour توان
powers توان
power توان
potential توان
powered توان
powering توان
exponent توان
exponents توان
throughput توان
reactive power توان راکتیو
power output توان خروجی
reactive volt amperes توان هرز
reactive power توان واکنشی
horsepower توان اسب
valence توان ارزش
powers قوه یا توان
reactive power توان هرز
puissance توان قدرت
purchasing power توان خرید
reactor output توان راکتور
real power توان حقیقی
explosive power توان انفجاری
sounp power توان صوتی
exponentiation به توان رساندن
powered قوه یا توان
flexural strength توان خمشی
fluctuating power توان نوشی
received power توان دریافتی
real power توان موثر
resolution power توان تفکیک
h.p. توان اسب
rated output توان نامی
power loss اتلاف توان
powers توان نیرو
i. and evdevolution توان یابی
i^ r loss اتلاف توان
idle current wattmeter توان کورسنج
idle power توان کور
wattles power توان کور
increase of output افزایش توان
indicated horsepower توان فاهری
input power توان ورودی
instantaneous power توان لحظهای
motor output توان موتور
interference power توان پارازیت
powering توان برقی
microcomputer کامپیوتر کم توان
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com