Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
nebula
تودههای عظیم گازو گرد مابین فواصل ستارگان جاده شیری
Other Matches
galaxies
جاده شیری
galaxy
جاده شیری
jacob's ladder
جاده شیری
Milky Way
اسمان دره جاده شیری
floccule
تودههای معلق درمایع
divided highway
[American E]
شاهراه چند خطی
[جاده رفت کاملا سوا از جاده آمد است]
underpasses
مسیر جاده در زیر پل هوایی جاده زیرجاده دیگری
underpass
مسیر جاده در زیر پل هوایی جاده زیرجاده دیگری
tween
فی مابین
twixt
مابین
medial
مابین
in between
فی مابین
betwixt
مابین
between
مابین
emerging traffic
جاده فرعی که از جاده اصلی بیرون آمده
the stars twinkle
ستارگان
road screen
پوشش و استتار جاده پوشاندن جاده
merging traffic
ادغام جاده فرعی به جاده اصلی
atrioventricular
مابین دهلیز و بطن قلب
star chart
نقشه ستارگان
star catalogue
فهرست ستارگان
nedula
سحاب ستارگان
variable stars
ستارگان متغیر
an infinitude of stars
ستارگان بیشمار
spacing
مراعات فواصل
periodically
در فواصل معین
planetary influence
تاسیس ستارگان یا کواکب
interstellar space
فاصله میان ستارگان
circumpolar stars
ستارگان دور قطبی
sights
رصد کردن ستارگان
scintillation
چشمک زدن ستارگان
sight
رصد کردن ستارگان
circumpolar stars
ستارگان پیرا قطبی
main sequence stars
ستارگان رشته اصلی
asterism
برج دستهای از ستارگان
asterium
عنصر ویژه ستارگان
interstellar
واقع در میان ستارگان
plant out
در فواصل معین کاشتن
dogfight
جنگ مابین دو یاچند نفر در گوشه تنگی
dogfights
جنگ مابین دو یاچند نفر در گوشه تنگی
joint operations
عملیات مشترک مابین نیروهای مسلح ارتش
starfinder
وسیله شناسایی ستارگان در اسمان
grid interval
فواصل شبکه بندی نقشهای
chronograph
الت سنجش فواصل زمانی
moniliform
دارای فواصل دانه وار
spacing
در فواصل مساوی تقسیم بندی
measuring magnifier
مسافت یاب مخصوص فواصل کم
trabecula
دارای فواصل دربین یاخته ها
going
وضع جاده زمین جاده
service road
جاده کناری جاده سرویس
signing on
فرایند ایجاد یک ارتباط مابین کامپیوتر و استفاده کننده
cameos
رنگهای مابین قرمز مایل به ابی یاقرمزمایل به زرد
cameo
رنگهای مابین قرمز مایل به ابی یاقرمزمایل به زرد
isochronous
واقع شونده در فواصل منظم ومساوی
astrophotography
عکس برداری از ستارگان برای تحقیقات فضایی
starlight scope
دوربین دید شبانه با استفاده از نور ستارگان
feeler
وسیله اندازه گیری فواصل بسیار کوچک
feelers
وسیله اندازه گیری فواصل بسیار کوچک
dole
سرنوشت تقسیم پول یا غذا در فواصل معین
isochronal
همزمان واقع شونده در فواصل منظم و مساوی
mail
پیام های ارسالی بین کاربران صفحه آگهی یا شبکههای مابین
mails
پیام های ارسالی بین کاربران صفحه آگهی یا شبکههای مابین
heliometry
پیمایش قوسهای اسمانی یافاصلههای ستارگان قطرپیمایی خورشید
endomixis
تجدید وضع هستهای اغازیان تاژکدار در فواصل معینه
planimetric
نقشهای که فقط فواصل افقی نقاط رانشان میدهد
sextant
وسیله اندازه گیری ارتفاع ستارگان مسافت سنج دریایی
minute gun
توپی که به فواصل معین به احترام مرگ کسی شلیک میکند
dental floss
نخی که برای پاک کردن فواصل بین دندانهابکار میرود
lactary
شیری
actic
شیری
agalactia
کم شیری
lactiform
شیری
leonine
شیری
lactescent
شیری
milky
شیری
lacteous
شیری
lacteal
شیری
lactea
شیری
acteous
شیری
actescent
شیری
How did you make out? Did you succeed or fail?
شیری یا روباه ؟
galaxies
راه شیری
yellowish-white
رنگ شیری
milk tooth
دندان شیری
milky color
شیری رنگ
milk teeth
دندان شیری
opalescent
شیری رنگ
Milky Way
راه شیری
galaxy
راه شیری
opalescence
شیری رنگی
deciduous teeth
دندانهای شیری
opal globe
حباب شیری
milkiness
خاصیت شیری
opalline
شیری رنگ
temporary teeth
دندانهای شیری
mammary glands
غدههای شیری
milky electrolyte
الکترولیت شیری
milk white
شیری رنگ
milkiness
حالت شیری
great-
عظیم
great
عظیم
highest
عظیم
high
عظیم
massively
عظیم
massive
عظیم
glorious
عظیم
greatest
عظیم
highs
عظیم
wallopings
عظیم
walloping
عظیم
astronomical
عظیم
enormous
عظیم
breast bone
عظیم قص
stour
عظیم
decuman
عظیم
tremendous
عظیم
astronomic
عظیم
d. products
لبنیات فراوردههای شیری
milky way galaxy
کهکشان راه شیری
galactites
پشم شیری رنگ
white meat
فرآوردهی شیری پنیر
udders
غده پستانی یا شیری
udder
غده پستانی یا شیری
milky
شیری رنگ شیردار
galactic
عظیم الجثه
terrific
مهیب عظیم
grand slam
توفیق عظیم
vast
زیاد عظیم
whale
عظیم الجثه
swith
خیلی عظیم
hiding
عظیم الشان
hidings
عظیم الشان
berg
قطعه عظیم یخ
boomed
توسعه عظیم
elephantine
عظیم الجثه
grand slams
توفیق عظیم
chasms
پرتگاه عظیم
boom
توسعه عظیم
colossus
عظیم الجثه
colossuses
عظیم الجثه
monsters
عظیم الجثه
slashing
عظیم چاک
full bodied
عظیم الجثه
booms
توسعه عظیم
gargantua
عظیم الجثه
whackings
بسیار عظیم
whacking
بسیار عظیم
whales
عظیم الجثه
best
عظیم ترین
monster
عظیم الجثه
chasm
پرتگاه عظیم
booming
توسعه عظیم
grand larceny
سرقت عظیم
Milk that has turned sour.
شیری که ترش شده است.
trug
فرف شیری چوبی تفت
actescence
نمایش شیر خاصیت شیری
august
عظیم عالی نسب
whoppers
از اندازه بزرگتر عظیم
whopper
از اندازه بزرگتر عظیم
cataclysmic
وابسته بتحولات عظیم
hugely
بطور عظیم الجثه
ether
جسم قابل ارتجاعی که فضاوحتی فواصل میان ذرات اجسام را پر کرده ووسیله انتقال روشنایی و گرمامیشود
track clearer
جاده پاک کن جاده صاف کن راه صاف کن
road distance
مسافت روی جاده یا مسافت طی شده از جاده
opal
عین الهر شیشه شیری رنگ
opals
عین الهر شیشه شیری رنگ
evaporated milk
شیری که بوسیله تبخیرغلیط شده است
gargantuan
غول پیکر عظیم الجثه
rogue
حیوان عظیم الجثه سرکش
rogues
حیوان عظیم الجثه سرکش
titanism
عظیم الجثگی شورش گرایی
avalanches
نزول ناگهانی و عظیم هر چیزی
macroevoluyion
تحولات عظیم سیر تکامل
avalanche
نزول ناگهانی و عظیم هر چیزی
kelly drive bushing
اتصال کلی که بصورت استوانه بوده و مابین کلی وسوزن حفاری وجود دارد
scalded cream
سر شیری که بوسیله گرم کردن شیر بگیرند
modified milk
شیری که اجزا ان را کم وزیاد کرده بکودکان می خوراتتد
behemoth
کرگدن هرچیز عظیم الجثه و نیرومند
sauropod
سوسمارهای عظیم الجثه و گیاهخواردوران ژوراسیک و کرتاسه
sextant altitude
ارتفاع اندازه گیری شده ستارگان ارتفاع سکستانتی
NetBEUI
گونه پیشرفته پروتکل شبکه NetBios ساخت ماکروسافت NetBECI در شبکه قابل سیریابی نیست و برای شبکههای مابین بزرگ نامناسب میشود
reed valve
شیری متشکل از ورقه فولادی نازکی که جریان یکطرفه سیال را سبب میشود
milk of magnesia
مایع شیری رنگی که هیدرکسید منیزیم است وبعنوان ضد اسید وملین بکارمیرود
increment
فواصل کوچک کیسههای کوچک خرج
increments
فواصل کوچک کیسههای کوچک خرج
asynchronous transmission
اطلاعات در فواصل زمانی بدون قاعده و نامنظم به وسیله قراردادن یک بیت شروع قبل از هر کاراکتر ویک بیت خاتمه پس از ان انتقال می یابند
cirro status
ابرهای لایهای خاکستری رنگ یا سفید شیری در ارتفاع تقریبی 0007 متری از سطح زمین
back end network
اتصال بین کامپیوتر main frame و یک رسانه ذخیره سازی عظیم با سرعت بالا یا سرور فایل
juggernaut
نیروی عظیم منهدم کننده نیروی تخریبی مهیب
juggernauts
نیروی عظیم منهدم کننده نیروی تخریبی مهیب
photogrammetry
علم تهیه نقشه از روی عکس هوایی یا اندازه گیری فواصل زمینی از روی عکس هوایی
lion rug
فرش شیری
[این طرح بیشتر مربوط به استان فارس و عشایر آن منطقه بوده و گاه در طرح از شتر و یا حیوانات دیگر نیز استفاده می شود.]
cabin pressurization safety valve
شیری مرکب از شیر خلاص فشار و خلاء و شیر تخلیه برای جلوگیری از افزایش بیش از حد فشار داخل کابین
causeway
جاده
causeways
جاده
line
جاده
invious
بی جاده
roads
جاده
path
جاده
lines
جاده
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com