English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (11 milliseconds)
English Persian
screen تور سیمی پنجره توری دار
screened تور سیمی پنجره توری دار
screening, screenings تور سیمی پنجره توری دار
screens تور سیمی پنجره توری دار
Other Matches
wire gauze توری سیمی
wire netting بافت توری سیمی
wire cloth تور سیمی پارچه سیمی پرده سیمی
child window پنجره کوچکتر نمیتواند از مرز پنجره بزرگتر خارج شود و وقتی پنجره اصلی بسته است آن هم بسته میشود
title میله افقی در بالای یک پنجره که نام آن برنامه یا پنجره را بیان میکند
titles میله افقی در بالای یک پنجره که نام آن برنامه یا پنجره را بیان میکند
non rotating wire rope طناب سیمی یک سو با مغزی طناب سیمی نپیچ
picture window پنجره دل باز وخوش منظره پنجره بزرگ
double lancet [پنجره گوتیکی با دو پنجره سر نیزه ای]
horizontal میلهای در پایین پنجره که نشان میدهد صفحه پهن تر از پنجره است . کاربر میتواند به صورت افق در صفحه حرکت کند و این میله را بکشد
cascading windows چندین پنجره که روی هم نمایش داده می شوند به طوری که فقط عنوان پنجره رویی نمایش داده میشود
windowing 1-عمل تنظیم یک پنجره برای نمایش اطلاعات درصفحه . 2-نمایش یا دستیابی به اطلاعات از طریق پنجره
stringed سیمی
wiry سیمی
wire netting تور سیمی
wire rope طناب سیمی
wire hinge لولای سیمی
greyhounds غربال سیمی
wire ropes طنابهای سیمی
wire drag لاروب سیمی
wire core مغزی سیمی
hawser طناب سیمی
lang's lay wire rope طناب سیمی یک سو
backstop حصار سیمی
open wire line خط سیمی لخت
open wire line خط سیمی هوایی
hawsers طناب سیمی
greyhound غربال سیمی
netting شبکه سیمی
three wire generator دینام سه سیمی
netting تور سیمی
three wire system دستگاه سه سیمی
tightwire طناب سیمی
wirework کارهای سیمی
cable طناب سیمی
cabled طناب سیمی
stringed instruments سازهای سیمی
wire beater همزن سیمی
quadded cable کابل چهار سیمی
phantomed cable کابل چهار سیمی
magnetic wire recording ضبط صوت سیمی
beach matting تور سیمی ساحلی
plated wire memory حافظه سیمی اندوده
griddle غربال سیمی کارگران
griddles غربال سیمی کارگران
sarrated wire rope طناب سیمی دندانهای
phantom circuit مدار چهار سیمی
meshing توری
lace توری
meshes توری
lacing توری
laces توری
nett توری
mesh توری
grating توری
grids توری
nets توری
gratings توری
net توری
filters توری
grid توری
hairnets توری سر
hairnet توری سر
filter توری
screened تور سیمی نصب کردن
screen تور سیمی نصب کردن
screens تور سیمی نصب کردن
string band دسته موزیک سازهای سیمی
phantoplex telegraphy تلگراف چهار سیمی مرکب
screening, screenings تور سیمی نصب کردن
fancywork توری دوزی
lattice توری منظم
lattices توری منظم
netting توری دوزی
screen grid توری غربال
meshwork توری بافی
mantle burner چراغ توری
scramble net پله توری
mesh connection اتصال توری
jet blast deflector توری محافظ
Flugelaltar توری کاری
incandescent mantle توری چراغ
imitation lace توری نما
imitation lace توری بدل
mantle lamp چراغ توری
diffraction grating توری پراش
control grid توری کنترل
brass screen توری برنجی
reflection grating توری بازتاب
ruche پارچه توری
ruching پارچه توری
meat safe قفسه توری
mantle توری چراغ
lantern چراغ توری
networks شبکه توری
mantle کلاه توری
mantles کلاه توری
mantles توری چراغ
lanterns چراغ توری
network شبکه توری
cord سیمی که وسیله را به سوکت وصل میکند
wired glass شیشه دارای شبکه سیمی در متن ان
omnibus wire سیمی که همگی جریان الکتریک از ان می گذرد
wire glass شیشه دارای شبکه سیمی در متن ان
cords سیمی که وسیله را به سوکت وصل میکند
transom پنجره بالای در یا بالای پنجره دیگری
Lattice [order] توری [ترتیب] [ریاضی]
guipure پارچه توری گلدار
star thistle قنطوریون ستارهای گل توری
drawnwork حاشیه توری پارچه
flashback screen توری مانع شعله
tat توری حاشیه بافتن
fan tracery طاق توری کاری
metal gauze بافت توری فلزی
gauze نوعی بافت توری
macrame knot گره توری بافی
tatting توری حاشیه لباس
tat حاشیه توری گذاشتن
lattice network شبکه توری منظم
gauze brush زغال توری شکل
acoustic screen تور سیمی قابل نفوذ صدا در میکروفن
headstay سیمی که دکل را بسمت جلوقایق نگاه میدارد
viola d'amore ویولون دارای 7 سیم زهی و 7 تار سیمی
to raise the v توری یانقاب ازروی برداشتن
trampolines توری که در اکروبات از ان استفاده میکنند
trampoline توری که در اکروبات از ان استفاده میکنند
caul نوعی روسری مشبک توری
bobbinet نوعی توری نخی یا ابریشمی
wracks توری مشبک اشغال گیر
tat دارای حاشیه توری کردن
racked توری مشبک اشغال گیر
rack توری مشبک اشغال گیر
the drop the veil توری یانقاب خودراپایین انداختن
filet توری دارای اشکال مربع
penicillate دارای شبکه توری فریف
tiffany پارچه توری ابریشمی نازک
wracked توری مشبک اشغال گیر
picot حلقه زینتی توری بافی
racks توری مشبک اشغال گیر
macrame توری ضخیم و ریشه دار
trommel غربال سیمی استوانه شکلی مخصوص سنگ معدن
live bag توری که ماهی را در زیر اب زنده نگهمیدارد
goffer اهنی که باان توری راچین میدهند
lattic-moulding [ابزار بند مشبک یا توری مانند]
grillage زمینه و طرح مشبک توری و غیره
cable suspension bridge پلی که از رشتههای سیمی بهم تابیده درست شده باشد
staple سوزن [حرف ] یو شکل [برای محکم کردن سیمی به دیوار]
mechlin توری فریف مخصوص کلاه وتوری دوزی
racking تمیز کردن شبکه توری اشغال گیر
batting cage حصار توری برای تمرین بیس بال
ruching یقه باریک توری وحاشیه دار زنانه
mignonette یکجور توری فریف سبز مایل به سفید
ruche یقه باریک توری وحاشیه دار زنانه
rope chaff وسایل تولید پارازیت دردستگاه رادار که با طناب سیمی درست میشود
centaury گیاه سن توری که از ریشه آن رنگینه زرد به دست می آید
DC روش ارتباط با استفاده از باسهای روی یک مدار سیمی مثل سیستم تلگراف
decoyed طعمه یا دام یا توری برای گرفتن اردک و مرغان دیگر
decoys طعمه یا دام یا توری برای گرفتن اردک و مرغان دیگر
decoying طعمه یا دام یا توری برای گرفتن اردک و مرغان دیگر
decoy طعمه یا دام یا توری برای گرفتن اردک و مرغان دیگر
tulle پارچه توری ابریشمی نازک مخصوص روسری ولباس زنانه
screened تور سیمی که در دهنه ابگذرهای پوشیده جهت جلوگیری از ورود اشغال نصب میشود
screening, screenings تور سیمی که در دهنه ابگذرهای پوشیده جهت جلوگیری از ورود اشغال نصب میشود
screen تور سیمی که در دهنه ابگذرهای پوشیده جهت جلوگیری از ورود اشغال نصب میشود
screens تور سیمی که در دهنه ابگذرهای پوشیده جهت جلوگیری از ورود اشغال نصب میشود
jobot توری یا چین چینی که برای ارایش درسینه بند زنانه میگذارند
bolster کیسه یا توری حاوی سنگ شکسته که برای کنترل فرسایش بکار میرود
bolstered کیسه یا توری حاوی سنگ شکسته که برای کنترل فرسایش بکار میرود
bolsters کیسه یا توری حاوی سنگ شکسته که برای کنترل فرسایش بکار میرود
the wind drowned the strigs سازهای بادی صدای سازهای سیمی را خفه میکند
Faraday cage صفحه فلزی یا سیمی متصل به زمین که وسایل حساس را کامل حفظ میکند به طوری که هیچ واسط ی از جریان الکترومغناطیسی ایجاد نشود
sash پنجره
biforis دو پنجره
peeper پنجره
window پنجره
sashes پنجره
thirl پنجره
sole plate کف پنجره
cant bay window کج پنجره
inlier پنجره
biforus دو پنجره
casement پنجره
winnock پنجره
casements پنجره
window-sill لب پنجره
window-sills لب پنجره
pivoting window پنجره گردان
lattic-window پنجره مشبک
pivoting window پنجره محوری
rear window پنجره عقب
lantern-light پنجره فانوسی
fanlight پنجره بالای در
jalousie پشت پنجره ای
Ipswich window پنجره بالکن
persian blinds پنجره کرکرهای
middle lintel in window کمرکش پنجره
open light پنجره واشو
oriel پنجره بالکن
windowsill طاقچه پنجره
oculus پنجره گرد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com