Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 256 (13 milliseconds)
English
Persian
attachment of property
توقیف مال
Search result with all words
arresting
توقیف کننده
attachment
توقیف کردن ضمیمه
attachment
توقیف
attachment
حکم توقیف
attachment
توقیف و ضبط شخص یا مال به دلایل قانونی ضمیمه
immunity
به طوری که توقیف و اعمال مجازات درمورد چنین ماموری ممکن نیست مگر به وسیله تحویل دادنش به دولت متبوع وی
habeas corpus
حکم توقیف از طرف دادگاه باذکر دلایل توقیف
habeas corpus
دستور احضار زندانی دستوری که دادگاه به زندان محل توقیف زندانی یی که توقیفش را غیر قانونی می داند
constraint
توقیف
seizing
تصرف توقیف
execution
ضبط توقیف
seize
قاپیدن توقیف کردن
seize
ضبط یا توقیف یاتصرف کردن
seized
قاپیدن توقیف کردن
seized
ضبط یا توقیف یاتصرف کردن
seizes
قاپیدن توقیف کردن
seizes
ضبط یا توقیف یاتصرف کردن
confine
توقیف کردن در جمع
confining
توقیف کردن در جمع
arrest
توقیف
arrest
توقیف کردن بازداشتن
arrest
حکم توقیف
arrest
حکم ضبط توقیف کردن
arrest
جلب کردن توقیف کردن جلوی ادامه جریان دادرسی و علی الخصوص صدور حکم دادگاه را با حکم یا قرار همان دادگاه گرفتن
arrest
توقیف شخص
arrested
توقیف
arrested
توقیف کردن بازداشتن
arrested
حکم توقیف
arrested
حکم ضبط توقیف کردن
arrested
جلب کردن توقیف کردن جلوی ادامه جریان دادرسی و علی الخصوص صدور حکم دادگاه را با حکم یا قرار همان دادگاه گرفتن
arrested
توقیف شخص
arrests
توقیف
arrests
توقیف کردن بازداشتن
arrests
حکم توقیف
arrests
حکم ضبط توقیف کردن
arrests
جلب کردن توقیف کردن جلوی ادامه جریان دادرسی و علی الخصوص صدور حکم دادگاه را با حکم یا قرار همان دادگاه گرفتن
arrests
توقیف شخص
commitment
حکم توقیف
commitments
حکم توقیف
restraint
توقیف
restraints
توقیف
ban
حکم تحریف یا توقیف
ban
توقیف کردن
banning
حکم تحریف یا توقیف
banning
توقیف کردن
bans
حکم تحریف یا توقیف
bans
توقیف کردن
embargo
توقیف
embargo
توقیف کردن
embargo
توقیف کشتی در بندر
embargoes
توقیف
embargoes
توقیف کردن
embargoes
توقیف کشتی در بندر
escapade
فرار و اختقا از ترس توقیف جفتک زنی
escapades
فرار و اختقا از ترس توقیف جفتک زنی
constrain
حبس کردن توقیف
constraining
حبس کردن توقیف
constrains
حبس کردن توقیف
distress
توقیف
distress
توقیف مال متخلف و دادن ان به قبض طرف زیان دیده تامین خواسته یا محکوم به اضطرار
distresses
توقیف
distresses
توقیف مال متخلف و دادن ان به قبض طرف زیان دیده تامین خواسته یا محکوم به اضطرار
caption
توقیف
caption
توقیف کردن به حکم دادگاه حکم دستگیری
caption
حکم توقیف
captions
توقیف
captions
توقیف کردن به حکم دادگاه حکم دستگیری
captions
حکم توقیف
attach
ضبط کردن توقیف شدن
attach
توقیف کردن
attaches
ضبط کردن توقیف شدن
attaches
توقیف کردن
attaching
ضبط کردن توقیف شدن
attaching
توقیف کردن
apprehension
جلب توقیف
apprehension
توقیف شخص
apprehensions
جلب توقیف
apprehensions
توقیف شخص
detention
توقیف
detention
توقیف شخص
detentions
توقیف
detentions
توقیف شخص
pound
محل محصور برای نگهداری گله یا سایر اموال توقیف شده
pounded
محل محصور برای نگهداری گله یا سایر اموال توقیف شده
pounding
محل محصور برای نگهداری گله یا سایر اموال توقیف شده
pounds
محل محصور برای نگهداری گله یا سایر اموال توقیف شده
internment
توقیف
internment
توقیف کردن
committal
حکم توقیف
injunction
حکم توقیف
injunctions
حکم توقیف
grab
توقیف کردن
grabbed
توقیف کردن
grabbing
توقیف کردن
grabs
توقیف کردن
keep
توقیف کردن بازداشتن
keeps
توقیف کردن بازداشتن
book
رزرو کردن توقیف کردن
booked
رزرو کردن توقیف کردن
books
رزرو کردن توقیف کردن
Other Matches
under restraint
در توقیف تحت توقیف د ربند
stoppage
توقیف
stoppages
توقیف
garnishment
توقیف
confinement
توقیف
seizure
توقیف
imperisonment
توقیف
nab
توقیف
nabbed
توقیف
durance
توقیف
nabbing
توقیف
nabs
توقیف
custody
توقیف
seizures
توقیف
durante
توقیف
hold up
توقیف
bail
توقیف
suppression
توقیف
confiscation
توقیف
arrestment
توقیف
distrainment
توقیف
hold-ups
توقیف
hold-up
توقیف
distraint
توقیف
sequestration
توقیف
supperession
توقیف
trustee process
توقیف
arrest warrant
قرار توقیف
arrest warrants
قرار توقیف
restrains
توقیف کردن
pull-in
توقیف کردن
restrain
توقیف کردن
suppress
توقیف کردن
pull in
توقیف کردن
suppresses
توقیف کردن
foreclosing
توقیف کردن
restraining
توقیف کردن
interning
توقیف کردن
suppressing
توقیف کردن
apprehended
توقیف کردن
apprehend
توقیف کردن
pull-ins
توقیف کردن
intern
توقیف کردن
interns
توقیف کردن
apprehending
توقیف کردن
apprehends
توقیف کردن
sequestrate
توقیف کردن
sequester
توقیف کردن
recaption
توقیف مجدد
re attachment
توقیف مجدد
put under the ban
توقیف کردن
privilege frome arrest
مصونیت از توقیف
preventive detention
توقیف احتیاطی
pinfold
توقیف گاه
parol arrest
توقیف شفاهی
house arrest
توقیف در منزل
writ of attachment
قرار توقیف
writ of attachment
حکم توقیف
warrant as arrest
حکم توقیف
to take into custody
توقیف کردن
to hold in restraint
توقیف کردن
stay of proceedings
توقیف دادرسی
sequestration
توقیف غیرقانونی
nabber
توقیف کننده
lift the seizure
رفع توقیف
distrainer
توقیف کننده
distrainee
توقیف کننده
distrain
توقیف کردن
detention pending trial
توقیف احتیاطی
confiscatable
قابل توقیف
confiscable
قابل توقیف
attachment of earnings
توقیف درامد
distrainor
توقیف کننده
distraint
توقیف اموال
keep in
توقیف کردن
house of d.
توقیف گاه
hold in restraint
توقیف کردن
garnishment
توقیف کردن
garnishment
حکم توقیف
embay
توقیف کردن
release of seizure
رفع توقیف
distraint
توقیف دارائی
attachment of debt
توقیف طلب
impounds
توقیف کردن
detain
توقیف کردن
lockups
توقیف حبس
detained
توقیف کردن
detaining
توقیف کردن
detains
توقیف کردن
lockup
توقیف حبس
impounded
توقیف کردن
impounding
توقیف کردن
impound
توقیف کردن
foreclose
توقیف کردن
foreclosed
توقیف کردن
forecloses
توقیف کردن
interim injunction
حکم توقیف موقت
sequestration
حکم توقیف اموال
apprehends
بازداشت توقیف کردن
unlawful detention
توقیف غیر قانونی
irrepleviable
رفع توقیف نکردنی
apprehended
بازداشت توقیف کردن
lift the ban on
رفع توقیف کردن
lay an embargo on
در بندر توقیف کردن
apprehending
بازداشت توقیف کردن
apprehend
بازداشت توقیف کردن
to be subject to an attachment
مشمول توقیف بودن
slap down
ناگهان توقیف کردن
irreplevisable
رفع توقیف نکردنی
false imprisonment
توقیف غیر قانونی
detainer
حکم ادامه توقیف
confinement
حبس کردن توقیف
to cop somebody
کسی را توقیف کردن
zeri suppression
توقیف کردن صفر
confiscate
مصادره یا ضبط یا توقیف کردن
to lay one on a ship
کشتی را در بندر توقیف کردن
suppress
توقیف کردن فرو نشاندن
retention
حفافت توقیف بازداشت کردن
to seize something
[from somebody]
چیزی را توقیف کردن
[از کسی]
confiscates
مصادره یا ضبط یا توقیف کردن
foreign
توقیف اموال مدیون خارجی
confiscating
مصادره یا ضبط یا توقیف کردن
incarcerator
توقیف کننده نگاه دارنده
foreign
توقیف اموال مدیون غایب
arbitrary arrest
توقیف غیر قانونی وخودسرانه
suppresses
توقیف کردن فرو نشاندن
suppressing
توقیف کردن فرو نشاندن
irreplevisable
از توقیف بیرون نیامدنی ولو با ضامن
garnishment
توقیف مال نزد شخص ثالث
irrepleviable
از توقیف بیرون نیامدنی ولوبادادن ضامن
proprietate probanda
حکم تملیک مال توقیف شده
sequestrator
کسی که چیز توقیف شدهای رابدست او میسپارند
capias
حکم یا امریه دائر بر توقیف شخص معینی
to take off one
رفع توقیف از ورود و خروج کشتی کردن
praemunire
حکم توقیف وضبط اموال یاغیان ومتمردین
levy a sum on a person's property
به منظور تامین مدعی به دارایی کسی را توقیف کردن
garnishment
اخطاری که به شخصی که اموال دیگری در ید او توقیف شده است
replevin
طرح دعوی به منظور استرداد مال توقیف شده
elegit
حکم توقیف اموال مدیون تا زمان واریز بدهی خود
to hold any one to ransom
کسیرا در توقیف نگاه داشتن تااینکه با دادن فدیه اورا ازادکنند
Over 1,000 pirate discs were seized during the raid.
بیش از ۱۰۰۰ سی دی بدون اجازه ناشر چاپ شده در حمله پلیس ضبط و توقیف شد.
parol arrest
جلب و توقیف فردی که درحضور رئیس دادگاه بخش مرتکب اخلال نظم عمومی شده است
garnishee
کسی که خواستهای نزداو تامین یا توقیف باشد تامین مدعا به کردن
garnished
علامت محل عبور سیم مسلح کردن توقیف کردن
garnishes
علامت محل عبور سیم مسلح کردن توقیف کردن
garnish
علامت محل عبور سیم مسلح کردن توقیف کردن
foreign attachment
توقیف دارایی شخص بیگانه یاغائب ازمحل دارایی
detention of pay
ممانعت ازپرداخت حقوق توقیف حقوق
lock up
توقیف بازداشت کردن حبس کردن
confiscating
توقیف کردن مصادره کردن
confiscates
توقیف کردن مصادره کردن
to keep in
توقیف کردن جلوگیری کردن
confiscate
توقیف کردن مصادره کردن
sequester
توقیف کردن جدا کردن
re attachment
در مورد کسی که قبلا" توقیف شده بوده وبه علتی بدون تعیین تاریخ دقیق ازاد شده بوده است die sine
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com