English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 32 (3 milliseconds)
English Persian
arrest توقیف
arrest توقیف کردن بازداشتن
arrest جلوگیری کردن
arrest بازداشت
arrest وقفه
arrest دستگیرکردن
arrest حکم توقیف
arrest حکم ضبط توقیف کردن
arrest ضبط کردن
arrest جلوگیری از سقوط
arrest دستگیر کردن
arrest جلب کردن توقیف کردن جلوی ادامه جریان دادرسی و علی الخصوص صدور حکم دادگاه را با حکم یا قرار همان دادگاه گرفتن
arrest سد کردن
arrest جلوگیری کردن ممانعت کردن ممانعت
arrest سد جلوگیری
arrest توقیف شخص
arrest دستگیری
Other Matches
under arrest تحت الحفظ
house arrest بازداشت در خانه
house arrest توقیف در منزل
warrant as arrest حکم توقیف
warrant as arrest حکم بازداشت
parol arrest جلب و توقیف فردی که درحضور رئیس دادگاه بخش مرتکب اخلال نظم عمومی شده است
cardiac arrest توقف ناگهانی قلب
arrest warrant قرار توقیف
arrest warrants قرار توقیف
arbitrary arrest توقیف غیر قانونی وخودسرانه
arrest of judgment سرباز زدن قاضی از صدورحکم پس از اعلام نظر هیات منصفه به علت مطالبی که درمدارک ارائه شده به نظررسیده و انهارا غلط یا قابل نقض قلمداد کند . به عبارت دیگر خودداری قاضی ازصدور رای است تا رفع اشتباهات موجود
parol arrest جلب شفاهی
parol arrest توقیف شفاهی
He went underground to avoid arrest. او [مرد] خودش را غایم کرد تا دستگیرش نکنند.
privilege frome arrest مصونیت از توقیف
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com