English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (21 milliseconds)
English Persian
search jammer تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
Other Matches
chaff وسایل تولید پارازیت دردستگاه رادار نوارهای منعکس کننده امواج رادار
radar scan تجسس بوسیله رادار میدان مراقبت رادار
radar prediction بررسی به وسیله رادار تجزیه و تحلیل اطلاعات به وسیله رادار
astigmatizer وسیله استیگمات کننده وسیله تقویت کننده مسافت یاب برای دیدن نور کم در شب
radar picket ناو تقویت کننده رادار هواپیمای تقویت کننده رادار
radar tracking تعقیب به وسیله رادار ردیابی هدفها به وسیله رادار
radar locating تعیین محل نقاط یا هدفها به وسیله رادار تعیین محل توپهای دشمن به وسیله رادار
smokey the bear وسیله تولید کننده دود
preventive حفافت کننده جلوگیری کننده
primers وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
primer وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
crystal ball گنبد انتن رادار انتن صفحه تصویر رادار
crystal balls گنبد انتن رادار انتن صفحه تصویر رادار
sensor وسیله اکتشافی وسیله مراقبتی وسیله کشف کننده
clatter تار کردن صفحه رادار تولید خطوط پارازیت سفید در صفحه رادارکور کردن صفحه رادار
clattered تار کردن صفحه رادار تولید خطوط پارازیت سفید در صفحه رادارکور کردن صفحه رادار
clattering تار کردن صفحه رادار تولید خطوط پارازیت سفید در صفحه رادارکور کردن صفحه رادار
clatters تار کردن صفحه رادار تولید خطوط پارازیت سفید در صفحه رادارکور کردن صفحه رادار
peripheral مدیر و کنترل کننده وسیله ورودی /خروجی یا وسیله جانبی
preclusive جلوگیری کننده
interceptive جلوگیری کننده
inhibitor جلوگیری کننده
inhibiter جلوگیری کننده
suppressor جلوگیری کننده
repessive جلوگیری کننده
suppressive جلوگیری کننده
preventive جلوگیری کننده
doppler radar رادار تعیین کننده اشیاء ثابت و متحرک
preservatives جلوگیری کننده از فساد
prohibitively بطور جلوگیری کننده
prevenience خاصیت جلوگیری کننده
preventative پیشگیر جلوگیری کننده
preservative جلوگیری کننده از فساد
prohibitive گران جلوگیری کننده
prohibitory گران جلوگیری کننده
stopper توپی جلوگیری کننده
stoppers توپی جلوگیری کننده
rope chaff وسایل تولید پارازیت دردستگاه رادار که با طناب سیمی درست میشود
texts وسیله الکترونیکی که از همان کننده صوت برای تولید صدایی معادل متن وارد شده استفاده میکند
text وسیله الکترونیکی که از همان کننده صوت برای تولید صدایی معادل متن وارد شده استفاده میکند
skin paint نوعی علایم راداری روی صفحه رادار که از انعکاس امواج رادار تولید میشود
lacquer preservative لاک جلوگیری کننده از فساد
antibiotics جلوگیری کننده ازصدمه به حیات
antibiotic جلوگیری کننده ازصدمه به حیات
preventive عامل ممانعت جلوگیری کننده
plotter وسیله ناوبری وسیله رسم کننده
plotters وسیله ناوبری وسیله رسم کننده
antiperiodic جلوگیری کننده از نوبت و دورهء امراض
railing امواج ضربانی که باعث کورکردن رادار و تولید خطوط موازی ریل مانند روی صفحه رادار میشود
railings امواج ضربانی که باعث کورکردن رادار و تولید خطوط موازی ریل مانند روی صفحه رادار میشود
components اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
component اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
radar altimetry ارتفاع سنجی به وسیله رادار
radar prediction کسب اطلاعات به وسیله رادار
radar imagery عکاسی به وسیله امواج رادار
radar ranging تنظیم تیر به وسیله رادار
families محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
family محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
interlook dormant period زمان توقف دستگاه رادار مدت زمان توقف کار تجسس رادار
radar danning ناوبری به وسیله رادار برای احتراز از برخورد به مین
tracked vehicle وسیله نقلیه بکسل کننده وسیله نقلیه یدک کش
contraceptives وسیله جلوگیری از ابستنی
contraceptive وسیله جلوگیری از ابستنی
blasting machine وسیله منفجر کننده
exerciser آزمایش کننده یک وسیله
delay release sinker وسیله غوطه ور کننده مین زمانی غوطه ور کننده مین تاخیری
shrinkage prevention وسیله جلوگیری از جمع شدگی
cleansers وسیله یا ماده تمیز کننده
conductors وسیله هادی اجرا کننده
launcher حمله کننده وسیله پرتاب
conductor وسیله هادی اجرا کننده
cleanser وسیله یا ماده تمیز کننده
ejector وسیله پرتاب کننده پوکه به خارج
asdic دستگاه سونار رادار کشف هدف به وسیله پخش امواج صوتی در زیر اب
gyroscope وسیله تعیین کننده گرای نجومی بطورخودکار
external ساعت یا سیگنال یکسان کننده در خارج یک وسیله
externals ساعت یا سیگنال یکسان کننده در خارج یک وسیله
gyroscopes وسیله تعیین کننده گرای نجومی بطورخودکار
the producer and the consumer تولید کننده و مصرف کننده
anti blush tinner ماده رقیق کننده ایکه به کندی خشک میشود و در شرایط رطوبت زیاد برای جلوگیری از التهاب لعاب روی سطح بکار میرود
seeker رادار تجسس هدف
surveillance radar رادار تجسس هدف
sector of search منطقه تجسس رادار
retraction lock وسیله مکانیکی برای جلوگیری از جمع شدن غیرعمدی ارابه فرود
corrector جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
crystal balls انتن رادار
crystal ball انتن رادار
radome گنبد انتن رادار
radar beacon برج مراقبت رادار
sector of search منطقه مراقبت رادار
radar scan مراقبت بوسیله رادار
exchange control جلوگیری از ورودامتعه خارجی به وسیله محدود کردن ارزی که دراختیار واردکننده گذاشته میشود
scanned یک دور گردش انتن رادار
scan یک دور گردش انتن رادار
scans یک دور گردش انتن رادار
aspect رادار مراقبت هوایی و ضدزیردریایی
unattended ground sensor رادار مراقبت زمینی خودکار
aspects رادار مراقبت هوایی و ضدزیردریایی
beamrider موشک هدایت شوندهای که به وسیله اشعه رادار هدایت میشود
snowed پوشاندن کامل صفحه رادار باتولید پارازیت
snows پوشاندن کامل صفحه رادار باتولید پارازیت
snowing پوشاندن کامل صفحه رادار باتولید پارازیت
snow پوشاندن کامل صفحه رادار باتولید پارازیت
device کلمه اختصار بیان کننده یک پورت یا وسیله ورودی / خروجی مثل COM برای پورتهای سری
devices کلمه اختصار بیان کننده یک پورت یا وسیله ورودی / خروجی مثل COM برای پورتهای سری
surveillant تجسس کننده
intercepting search کاوش برای رهگیری هوایی تجسس با رادار به منظوررهگیری
scurve distortion لرزش تصویر رادار در اثرحرکت انتن
radome پوشش پلاستیکی انتن رادار درهواپیما
hunting نوسان دادن انتن رادار درردیابی
sidelobe ستونهای جانبی انرژی انتن رادار
gadgets نوعی رادار با صفحه رنگی رادار رنگ نما
gadget نوعی رادار با صفحه رنگی رادار رنگ نما
sbend distortion لرزش تصویر دراثر حرکت زیگزاکی انتن رادار
pip matching روش بصری روانه کردن انتن رادار در ارتفاع و سمت
surveillant مراقبت کننده دیدبان
semaphore مشخصات دو کار و تصدیق مناسب برای جلوگیری از قفل کردن یا سایر مشکلات وقتی که هر دو نیاز به وسیله جانبی یا تابعی دارند
confusion reflector وسیله پخش امواج فریبنده سیستم انعکاس امواج گیج کننده
beach marker علامت یا وسیله مشخص کننده ساحل یا تاسیسات ساحلی شاخص خط ساحل
disruptive pattern اشکار سازنده هدف استتارشده وسیله اشکار ساختن هدف استتار شده روی صفحه رادار
location audit تصدیق دقت تعیین محل هدف به وسیله رادار تصدیق محل سکنی پرسنل یامحل اجناس درانبار
corrector وسیله تصحیح کننده ماسوره وسیله تصحیح ماسوره
scramblers وسیله کدگزاری رشته دادهای به صورت تصادفی پیش ازارسال برای جلوگیری از اینکه مجموعهای از صفرها یا یک ها وصفرهای متغیر باعث مشکلات هماهنگی در گیرنده شوند
scrambler وسیله کدگزاری رشته دادهای به صورت تصادفی پیش ازارسال برای جلوگیری از اینکه مجموعهای از صفرها یا یک ها وصفرهای متغیر باعث مشکلات هماهنگی در گیرنده شوند
lasers وسیله تولید نور با طول موج یکسان در یک اشعه باریک به وسیله برانگیختن یک ماده به حدی که فوتونهای نورانی منتشر کند
laser وسیله تولید نور با طول موج یکسان در یک اشعه باریک به وسیله برانگیختن یک ماده به حدی که فوتونهای نورانی منتشر کند
producer's goods هرچیزی که تولید کننده یا صاحب کارخانه در جهت تولید جنس دیگری ازان استفاده کند
failed سیستمی که وضعیتی از پیش تعریف شده دارد که در صورت خرابی برنامه اصلی یا وسیله آن را دنبال میکند برای جلوگیری ازفاجعهای که ناشی از خاموش کردن کابل میباشد
fails سیستمی که وضعیتی از پیش تعریف شده دارد که در صورت خرابی برنامه اصلی یا وسیله آن را دنبال میکند برای جلوگیری ازفاجعهای که ناشی از خاموش کردن کابل میباشد
fail سیستمی که وضعیتی از پیش تعریف شده دارد که در صورت خرابی برنامه اصلی یا وسیله آن را دنبال میکند برای جلوگیری ازفاجعهای که ناشی از خاموش کردن کابل میباشد
altitude/height hold متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
propounder ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
inhibitor کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
marshaller هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
quick disconnect coupling کوپلینگی برای لولههای ی سیالات دارای دریچههای مسدود کننده و اجزاء اب بندی- کننده
sensor گیرنده یادریافت کننده خاطرات حسی ضبط کننده
homogeneous computer network یچ کننده و توزیع کننده که همه کانالهای داده آن از پروتکل و نرخ ارسال یکسان استفاده می کنند
localizer انتن سمت نما یا تعیین کننده محل هواپیما نسبت به مسیرباند فرود
MIDI sequencer داده MIDI از درون دستگاه یکسان کننده میدهد. 2-وسیله سخت افزاری که داده MIDI ذخیره شده را ضب و اجرا میکند
vasomotor اعصاب تنگ کننده وگشاد کننده رگها
del credere وصول کننده مطالبات تضمین کننده طلبها
makgi boowi نقاط حمله کننده و دفاع کننده تکواندو
distractive گیج کننده برگرداننده یا اشغال کننده فکر
steam fitter نصب کننده وتعمیر کننده لولههای بخار
interceptor هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
detonator منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
detonators منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
changer دواتصال کننده که اتصال کننده مادگی را به نری
interceptors هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
producers تولید کننده
productive تولید کننده
producer تولید کننده
manufacturers تولید کننده
manufacturer تولید کننده
progenitive تولید کننده
directional radar prediction تجزیه و تحلیل سمتی رادار پیش بینی سمتی رادار
radar return انعکاس امواج در روی صفحه رادار علایم صفحه رادار
producers تولید کننده مولد
pistillate تولید کننده مادگی
gonocyte سلول تولید کننده
genies تولید کننده تناسلی
producer's risk ریسک تولید کننده
genie تولید کننده تناسلی
reproducer دوباره تولید کننده
supplier شرکت تولید کننده
suppliers شرکت تولید کننده
marginal producer تولید کننده نهائی
producer تولید کننده مولد
manufacturers تولید کننده سازنده
manufacturer تولید کننده سازنده
producer surplus مازاد تولید کننده
rational producer تولید کننده منطقی
automatic pilot وسیله تثبیت خودکار مسیرتقرب هواپیما تثبیت کننده خودکار مسیر
automatic pilots وسیله تثبیت خودکار مسیرتقرب هواپیما تثبیت کننده خودکار مسیر
sector scan کاوش منطقهای با رادار تجسس منطقهای
blips نقاط درخشان روی صفحه رادار علامت روشنی که نشانه تعقیب امواج روی لامپ صفحه رادار است
blip نقاط درخشان روی صفحه رادار علامت روشنی که نشانه تعقیب امواج روی لامپ صفحه رادار است
suppressive خنثی کننده اتش سرکوب کننده
sprining charge خرج چال کننده یا گود کننده
prepossessing مجذوب کننده جلب توجه کننده
claqueur تشویق کننده [یا هو کننده] استخدام شده
expostulator سرزنش کننده نصیحت کننده باسرزنش
padding پنهان کننده یااستتار کننده پیامها
producer surplus اضافه ارزش تولید کننده
toxicogenic تولید کننده محصولات سمی
absorbefacient تولید کننده عمل جذب
radar comouflage استتار کردن از دید رادار استتار در مقابل رادار
trapping اختلاف در امواج رادار ممانعت از پخش امواج رادار
producer شخص یا شرکت یا کشور تولید کننده
homogonous تولید کننده اولاد شبیه به والدین
bilge blocks قسمتهای تولید کننده فشار دریایی
oil rich countries کشورهای ثروتمند تولید کننده نفت
g.d.p deflator تعدیل کننده تولید ناخالص داخلی
producers شخص یا شرکت یا کشور تولید کننده
stop order دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
lifter مرتفع کننده برطرف کننده
corrupter فاسد کننده منحرف کننده
spell binder مسحور کننده مجذوب کننده
coordinator هم اهنگ کننده هماهنگ کننده
suberter سرنگون کننده تضعیف کننده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com