Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (12 milliseconds)
English
Persian
shelf
تپه دریایی جزیره نما
Search result with all words
shoaly
پر از جزیره نمایاتپههای دریایی
Other Matches
Manx
وابسته به جزیره انسان لهجهای که در جزیره نامبرده بدان سخن میگویند
rhodian
وابسته به جزیره rhodes اهل جزیره رودز
seabee
گردان ساختمان دریایی گردان مهندسی دریایی مخصوص ساختن پایگاه ولنگرگاه یکان استحکامات دریایی
midshipman
افسر پایین رتبه نیروی دریایی دانشجوی سال دوم دانشکده دریایی
piratic
درخوردزدان دریایی مربوطبه دزدان دریایی مبنی بردزدی
petty officer
معاون افسرنگهبان دریایی درجه دارنیروی دریایی
oceanography
تهیه نقشههای دریایی و نقشه برداری دریایی
running lights
فارهای شناور دریایی چراغهای راه دریایی
petty officers
معاون افسرنگهبان دریایی درجه دارنیروی دریایی
pilot chart
نقشههای راهنمای دریایی نقشه ناوبری دریایی
kite
کایت دریایی هدف کش دریایی غوطه وردر اب
kites
کایت دریایی هدف کش دریایی غوطه وردر اب
chine
عضو طولی در کنار بدنه شناورهای دریایی یاهواپیماهای دریایی که محل برخورد سطوح فوقانی وتحتانی میباشند
stadimeter
مسافت یاب دریایی الیداد دریایی
sea mark
راهنمای دریایی :چراغ یافانوس دریایی
sea cucumber
حلزون دریایی از جنس راب دریایی
sea power
قدرت دریایی منظور کشوری است که بادریا ارتباط ویژه دارد ودارای نیروی دریایی قوی است
convoy joiner
ناوهای منفردی که به کاروان دریایی پیوسته اند ناوهای متفرقه اضافی درستون دریایی
marine
تفنگداران دریایی تکاوران دریایی
marines
تفنگداران دریایی تکاوران دریایی
tern
پرستوک دریایی چلچله دریایی
naval activity
تاسیسات دریایی قسمت دریایی
terns
پرستوک دریایی چلچله دریایی
task unit
نیروی واگذار کننده ماموریت دریایی یکان یا بخشی ازگروه ماموریت دریایی که زیر امر فرمانده گروه قرارمی گیرد
attack director
وسایل محاسباتی سیستم کنترل اتش دریایی وسیله هادی تک اتش دریایی
isles
جزیره
islands
جزیره
isle
جزیره
island
جزیره
light lists
کتابهای راهنمای محل فارهای دریایی فهرست راهنمای چراغهای دریایی
summary areas
مناطق اطلاعاتی دریایی مناطق یاد شده در خلاصه وضعیت دریایی
islets
جزیره کوچک
reefs
جزیره نما
isle
جزیره کوچک
crete
جزیره کرت
isles
جزیره کوچک
Haiti
جزیره هاییتی
insularity
جزیره بودن
peninsulas
شبه جزیره
peninsula
شبه جزیره
Malta
جزیره مالت
Madagascar
جزیره مالاگازی
islanders
جزیره نشین
islander
جزیره نشین
Cyprus
جزیره قبرس
reef
جزیره نما
islet
جزیره کوچک
islaner
جزیره نشین
islands
جزیره ساختن
chersonese
شبه جزیره
insular
وابسته به جزیره
cay
جزیره کوچک
islaner
اهل جزیره
sand bank
جزیره نما
coral island
جزیره مرجانی
newfoundland
جزیره نیوفاوندلند
island
جزیره ساختن
island of reil
جزیره ریل
knot
میل دریایی
[واحد اندازه گیری]
[واحد سرعت دریایی]
knot
گره دریایی
[واحد اندازه گیری]
[واحد سرعت دریایی]
insulating
بصورت جزیره دراوردن
insulate
بصورت جزیره دراوردن
isles
جزیره نشین کردن
cuban
اهل جزیره کوبا
crimean
اهل جزیره کریمه
isle
جزیره نشین کردن
insulates
بصورت جزیره دراوردن
sicilian
اهل جزیره سیسیل
cretan
اهل جزیره کرت
haitian
اهل جزیره هاییتی
eyot
جزیره کوچک در رودخانه
jutland
شبه جزیره دانمارک
atoll
جزیره مرجانی حلقوی
atolls
جزیره مرجانی حلقوی
peninsularity
حالت شبه جزیره
peninsulate
شبه جزیره کردن
rialto
جزیره ریالتو در ونیز
island
جزیره دار کردن
peninsular
وابسته به شبه جزیره
greenlander
اهل جزیره گرینلند
malay peninsula
شبه جزیره مالاکا
icelander
اهل جزیره ایسلند
pawn island
جزیره پیادهای شطرنج
minorca
جزیره مینورکا در مدیترانه
manhattan
جزیره مان هاتان
islands
جزیره دار کردن
manxman
اهل جزیره انسان
crannog
جزیره کوچک میان دریاچه
enisle
بصورت جزیره دراوردن جداکردن
liliputian
وابسته به جزیره خیالی لی لی پوت
tahitian
اهل جزیره تاهیتی در جزایرپلینزی
key
کی
[جزیره ای کوچک در ایالت فلوریدا]
orkney lslands
جزیره اورکنی درشمال اسکاتلند
floating island
جزیره شناور ومصنوعی شیرینی
iberian
اهل شبه جزیره ایبری
Iceland
جزیره ایسلند زبان ایسلندی
maritime
ناوگان مستقل دریایی ناوگان دریایی دریایی
corsican
اهل جزیره کورس دردریای مدیترانه
the peninsula
شبه جزیره اسپانی و پرتغال ایبری
peloponnesian
وابسته به شبه جزیره جنوبی یونان
maf
بیزاری مردم جزیره سیسیل ازقانون
terra firma
قطعه اصلی خطه بدون جزیره
rumpy
یکجور گربه بی دم در جزیره man of isle
rear commodore
سرپرست کاروان دریایی جانشین فرمانده کاروان دریایی
bureau of naval personnel
اداره پرسنل نیروی دریایی دفتر پرسنل دریایی
naval aviation
قسمت هوایی نیروی دریایی هواپیمایی نیروی دریایی
minoan
مربوط به تمدن باستان عصرمفرغ جزیره کرت
the peninsular war
جنگ انگلیس و فرانسه در شبه جزیره ایبری
samoan
وابسته به یا اهل جزیره ساموا واقع در پلینزی
Aztec architecture
معماری آزتکی
[مربوط به ساکنان جزیره تکسکوکو]
st helena
جزیره سنت هلن درجنوب غربی افریقا
sandbar
جزیره نمایی که دردهانه رودخانه یا بندر گاه باشد
daedalus
نام معماری که ساختمان پرپیچ و خم جزیره کرت را ساخت
holm
جزیره کوچکی میان رودخانه با دریاچه ویانزدیک خشکی
light period
دوره تناوب روشنایی چراغ دریایی دوره تناوب روشن شدن فار دریایی
crash position indicator
برج اعلام محل وقوع سوانح دریایی برج مراقبت سوانح دریایی
Marine Corps
نیروی تکاوران دریایی نیروی تفنگداران دریایی
naval gunfire
تیراندازی توپخانه دریایی اتش توپخانه دریایی
convoy commodore
فرمانده ستون دریایی فرمانده کاروان دریایی
atole
جزیره یا جزایر مرجانی که اطراف دریاچه را مثل کمربندی احاطه کرده باشد
paphian
وابسته PAPHOS شهرباستانی جزیره قبرس که اختصاص برب النوع عشق داشت
convoy schedule
برنامه کلی حرکت ستون دریایی برنامه حرکت کاروان دریایی
convoy routing
تعیین مسیر کاروان دریایی تعیین مسیر حرکت ستون دریایی
crash locator beacon
برج اعلام سوانح دریایی برج تعیین محل سوانح دریایی
light ship
کشتی حامل فار دریایی کشتی حامل فانوس دریایی
commandant of marine corps
فرمانده نیروی تکاوران دریایی فرمانده نیروی تفنگداران دریایی
convoy route
مسیر حرکت ستون دریایی مسیر حرکت کاروان دریایی
sofar
سیستم مسافت یابی صوتی دریایی نوعی روش مسافت یابی صوتی دریایی
lobster
خرچنگ دریایی گوشت خرچنگ دریایی
lobsters
خرچنگ دریایی گوشت خرچنگ دریایی
spotting board
طرح تیر توپخانه دریایی طرح تنظیم تیر توپخانه دریایی
saltiest
دریایی
salty
دریایی
sharks
سگ دریایی
nautical
دریایی
benthic
ته دریایی
marine
دریایی
marines
دریایی
dogfish
سگ دریایی
shark
سگ دریایی
saltier
دریایی
maritime
دریایی
sea pier
سد دریایی
pelagian
دریایی
naval
دریایی
sea born
دریایی
thalassic
دریایی
sea
دریایی
seas
دریایی
thalaesic
دریایی
mariner's compass
قطبنمای دریایی
medusa
ستاره دریایی
hogfish
گراز دریایی
marooner
دزد دریایی
maritime commerce
بازرگانی دریایی
maritime law
قوانین دریایی
holothurian
راب دریایی
pigboat
زیر دریایی
pharos
فانوس دریایی
maritime trade
تجارت دریایی
mark sensing
نشان دریایی
sill
برامدگی دریایی
sills
برامدگی دریایی
holothurian
حلزون دریایی
hydro aeroplane
هواپیمای دریایی
hydrographic chart
نقشه دریایی
maritime lien
امتیاز دریایی
maritime lien
برتری دریایی
marine sand
ماسه دریایی
marine regatta
ریل دریایی
navy
ناوگان دریایی
navy
نیروی دریایی
navies
ناوگان دریایی
navies
نیروی دریایی
rock sucker
مارماهی دریایی
rover
دزد دریایی
naval
افسرنیروی دریایی
naval
نیروی دریایی
marine forces
تفنگداران دریایی
light house
فار دریایی
jellyfish
عروس دریایی
kelp
اشنه دریایی
marine railway
ریل دریایی
light house
چراغ دریایی
marines
تکاور دریایی
marines
تفنگدار دریایی
maritime law
حقوق دریایی
marine
تکاور دریایی
marine insurance
بیمه دریایی
marine
تفنگدار دریایی
marine climate
اب و هوای دریایی
gribble
موریانه دریایی
data mile
میل دریایی
naval forces
نیروی دریایی
fairy bird
پرستوک دریایی
fairy bird
چلچله دریایی
salangane
پرستوک دریایی
naval port
بندر دریایی
continental shelf
کفه دریایی
commercial marine
ناوگان دریایی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com