Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
uphill
جاده سربالا دشوار
Other Matches
divided highway
[American E]
شاهراه چند خطی
[جاده رفت کاملا سوا از جاده آمد است]
underpass
مسیر جاده در زیر پل هوایی جاده زیرجاده دیگری
underpasses
مسیر جاده در زیر پل هوایی جاده زیرجاده دیگری
emerging traffic
جاده فرعی که از جاده اصلی بیرون آمده
uphill
سربالا
acclivous
سربالا
road screen
پوشش و استتار جاده پوشاندن جاده
merging traffic
ادغام جاده فرعی به جاده اصلی
by the stern
قایق سربالا در اب
rises
سربالا رفتن
cast up hill
سربالا ریختن
rise
سربالا رفتن
an upward glance
نگاه سربالا
up hill
سربالا شیب سربالایی
snubs
سربالا خاموش کردن
snubbing
سربالا خاموش کردن
snubbed
سربالا خاموش کردن
snub
سربالا خاموش کردن
service road
جاده کناری جاده سرویس
going
وضع جاده زمین جاده
hard
دشوار
harder
دشوار
hardest
دشوار
nerve racking
دشوار
nerve-racking
دشوار
mind-boggling
دشوار
inexplicit
دشوار
inexplicable
دشوار
metaphisical
دشوار
nerve wrack
دشوار
mind-blowing
دشوار
difficult
دشوار
intolerable
دشوار
rough
دشوار
roughest
دشوار
arduous
دشوار
operous
دشوار
operose
دشوار
spiny
دشوار
tough
دشوار
strait
دشوار
rock bound
دشوار
spinose
دشوار
straits
دشوار
deep
<adj.>
دشوار
trickly
دشوار
toughest
دشوار
tougher
دشوار
road distance
مسافت روی جاده یا مسافت طی شده از جاده
track clearer
جاده پاک کن جاده صاف کن راه صاف کن
escapades
فراراززندگی دشوار
formidable
دشوار نیرومند
knotted
سفت دشوار
sores
سخت دشوار
clutching
وضع دشوار
slippery
دشوار لغزان
poseur
پرسش دشوار
poseurs
پرسش دشوار
dilemmas
وضع دشوار
sticky
دشوار سخت
crux
مسئله دشوار
hard game
بازی دشوار
insuperability
دشوار گیری
clutches
وضع دشوار
poser
پرسش دشوار
tour de force
کار دشوار
escapade
فراراززندگی دشوار
dilemma
وضع دشوار
sore
سخت دشوار
clutch
وضع دشوار
laborious
دشوار پرزحمت
clutched
وضع دشوار
posers
پرسش دشوار
herculean
بسیار دشوار
hot potatoes
کار دشوار و ناخوشایند
succussatory
دارای حرکت دشوار
glossary
فرهنگ لغات دشوار
jaw breaking
دشوار برای تلفظ
glossaries
فرهنگ لغات دشوار
hot potato
کار دشوار و ناخوشایند
pickle
خیارترشی وضعیت دشوار
pickles
خیارترشی وضعیت دشوار
to be in a pickle
<idiom>
در وضعیتی دشوار بودن
impasse
وضع بغرنج و دشوار
onerous
دشوار طاقت فرسا
However difficult the circumstances
[are]
, ...
هر قدر هم که شرایط دشوار هستند، ...
hydra
چیزی که برانداختن ان دشوار است
insupportable
دشوار غیر قابل مقاومت
tongue-twisters
کلمه یا عبارت دارای تلفظ دشوار
tongue-twister
کلمه یا عبارت دارای تلفظ دشوار
tongue twister
کلمه یا عبارت دارای تلفظ دشوار
money player
ارائه کننده بهترین بازی درموقعیتهای دشوار
overparted
دارای سهم زیاد یا دشوار سنگین بار
glossarist
کسی که در پایان کتابی فهرست یا فرهنگی برای لغات دشوار ان تهیه میکند مفسر
roadability
جاده رو
way
جاده
paths
جاده
blocking
سد جاده
tracks
جاده
pads
جاده
road bed
کف جاده
ruts
رد جاده
line
جاده
tracked
جاده
roadable
جاده رو
pathway
جاده
roadbed
کف جاده
rut
رد جاده
pad
جاده
path
جاده
road block
سد جاده
road blocks
سد جاده
lines
جاده
pathways
جاده
roadless
بی جاده
roadway
جاده
track
جاده
road
جاده
route
جاده
routes
جاده
roads
جاده
turnpikes
جاده
turnpike
جاده
roadways
جاده
hard core
پی جاده
causeway
جاده
invious
بی جاده
causeways
جاده
overhead roadway
جاده هوایی
double flow route
جاده دوطرفه
profile of the road
نیمرخ جاده
frontage road
جاده کناری
drive way
جاده خیابان
provincial road
جاده محلی
road clearance
تخلیه جاده
raod bed
بستر جاده
road capacity
فرفیت جاده
road builder
جاده ساز
double flow route
جاده دو خطه
operational route
جاده عملیاتی
jacob's ladder
جاده شیری
high road
جاده عمده
lateral route
جاده عرضی
molecular attracticm
جاده ذرات
diverticulum
جاده فرعی
open route
جاده باز
operational route
جاده رزمی
hard core
زیرسازی جاده
alignment
مسیر جاده
route reconnaissance
شناسایی جاده
pack road
جاده مال رو
pathless
بدون جاده
post road
جاده پستی
To make roads .
جاده کشیدن
commercial vehicle
وسیلهحملکالاومسافردر جاده
roadhogs
خوک جاده
roadhog
خوک جاده
wayless
بدون جاده
uneven road
جاده ناهموار
trackless
بی جاده بی ریل
berm
لبه جاده
causeway
جاده سنگفرش
road ditch
خندق جاده
traffic on public roads
ترافیک
[جاده]
to beat a path
کوبیدن یک جاده
roadwheel
چرخ جاده
street traffic
ترافیک
[جاده]
road roller
جاده صاف کن
road net
شبکه جاده ها
road junction
تقاطع جاده
screed
شمشه جاده
secondary road
جاده درجه دو
third class road
جاده درجه سه
the road was impaired
جاده خراب شد
the impediment of a road
پا گیرهای جاده
the impediment of a road
موانع جاده
steam roller
جاده صاف کن
single flow
جاده یک مسیره
single carriageway road
راه با یک جاده
superhighway
جاده وسیع
axial road
جاده طولی
roadside
کنار جاده
paths
جاده مال رو
backway
جاده فرعی
backway
جاده پرت
bypath
جاده فرعی
path
جاده مال رو
bypath
جاده پرت
streets
خیابانی جاده
by path
جاده فرعی
asphalt paving
جاده سازی
main road
جاده اصلی
spur track
جاده فرعی
roadsides
کنار جاده
road construction
جاده سازی
road building
جاده سازی
superhighways
جاده وسیع
galaxies
جاده شیری
galaxy
جاده شیری
sidetrack
جاده فرعی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com