Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 303 (4 milliseconds)
English
Persian
chip spreader
جاده صاف کن
road roller
جاده صاف کن
steam roller
جاده صاف کن
Search result with all words
alignment
مسیر جاده
alignments
مسیر جاده
rake
جای پا جاده باریک
rakes
جای پا جاده باریک
raking
جای پا جاده باریک
line
جاده
lines
جاده
uphill
جاده سربالا دشوار
pad
جاده
pads
جاده
waste
تعدی و تفریط مستاجر یا متصرف در عین مستاجره یا مورد تصرف درمدت اجاره حاشیه جاده
wastes
تعدی و تفریط مستاجر یا متصرف در عین مستاجره یا مورد تصرف درمدت اجاره حاشیه جاده
flag
جاده سنگ فرش
flags
جاده سنگ فرش
rut
رد جاده
ruts
رد جاده
fenders
علائمی که جهت اگاهی ازوضع جاده در راهها نصب میشود
hard up
جاده شیب دارکه ازمیان پیش ساحل بگذرد
hard-up
جاده شیب دارکه ازمیان پیش ساحل بگذرد
bump
دست انداز جاده
landslide
ریزش خاک کوه کنار جاده
landslides
ریزش خاک کوه کنار جاده
blocking
سد جاده
blocking
سدکردن جاده دفاع غیر عامل مسدود کردن راه دشمن
Tarmac
جاده اسفالته دارای سنگفرش
tarmacadam
جاده اسفالته دارای سنگفرش
path
جاده
path
جاده مال رو
paths
جاده
paths
جاده مال رو
causeway
جاده
causeway
جاده ایکه از کف زمین بلندتراست
causeways
جاده
causeways
جاده ایکه از کف زمین بلندتراست
bridle path
جاده اسب رو
bridle paths
جاده اسب رو
sail
کشتیرانی کردن بادبان برافراشتن بادبان حرکت در روی جاده یا دریا
sailed
کشتیرانی کردن بادبان برافراشتن بادبان حرکت در روی جاده یا دریا
sailings
کشتیرانی کردن بادبان برافراشتن بادبان حرکت در روی جاده یا دریا
road
جاده
roads
جاده
roadway
وسط خیابان زمین جاده
roadway
جاده
roadways
وسط خیابان زمین جاده
roadways
جاده
superhighway
جاده وسیع
superhighways
جاده وسیع
turnpike
جاده
turnpikes
جاده
galaxies
جاده شیری
galaxy
جاده شیری
steamroller
جاده صاف کن دارای نیروی بخار
steamroller
باجاده صاف کن جاده را صاف کردن
steamrollered
جاده صاف کن دارای نیروی بخار
steamrollered
باجاده صاف کن جاده را صاف کردن
steamrollering
جاده صاف کن دارای نیروی بخار
steamrollering
باجاده صاف کن جاده را صاف کردن
steamrollers
جاده صاف کن دارای نیروی بخار
steamrollers
باجاده صاف کن جاده را صاف کردن
sidetrack
جاده فرعی
sidetracked
جاده فرعی
spur
جاده انشعابی
spurring
جاده انشعابی
spurs
جاده انشعابی
route
جاده
routes
جاده
underpass
مسیر جاده در زیر پل هوایی جاده زیرجاده دیگری
underpasses
مسیر جاده در زیر پل هوایی جاده زیرجاده دیگری
pavement
سنگفرش جاده فرش شده
pavements
سنگفرش جاده فرش شده
street
خیابانی جاده
streets
خیابانی جاده
Milky Way
اسمان دره جاده شیری
going
وضع جاده زمین جاده
highwayman
راهزن وسارق جاده
highwaymen
راهزن وسارق جاده
main road
جاده اصلی
main roads
جاده اصلی
wayside
کنار جاده
speedway
جاده سریع السیر
detour
جاده یا مسیر انحرافی
detours
جاده یا مسیر انحرافی
sea lane
جاده دریایی
sea lanes
جاده دریایی
track
خط اهن جاده
track
جاده
tracked
خط اهن جاده
tracked
جاده
tracks
خط اهن جاده
tracks
جاده
way
جاده
pathway
جاده
pathway
خط سیر جاده پیاده رو
pathways
جاده
pathways
خط سیر جاده پیاده رو
concourse
محل تلاقی چندخیابان یا جاده
concourses
محل تلاقی چندخیابان یا جاده
hairpin
پیچ تند جاده
hairpins
پیچ تند جاده
roadside
کنار جاده
Other Matches
divided highway
[American E]
شاهراه چند خطی
[جاده رفت کاملا سوا از جاده آمد است]
emerging traffic
جاده فرعی که از جاده اصلی بیرون آمده
road screen
پوشش و استتار جاده پوشاندن جاده
merging traffic
ادغام جاده فرعی به جاده اصلی
service road
جاده کناری جاده سرویس
road distance
مسافت روی جاده یا مسافت طی شده از جاده
track clearer
جاده پاک کن جاده صاف کن راه صاف کن
roadless
بی جاده
hard core
پی جاده
road blocks
سد جاده
road block
سد جاده
roadbed
کف جاده
roadable
جاده رو
roadability
جاده رو
road bed
کف جاده
invious
بی جاده
overhead roadway
جاده هوایی
pack road
جاده مال رو
spur track
جاده فرعی
by path
جاده فرعی
pathless
بدون جاده
post road
جاده پستی
profile of the road
نیمرخ جاده
provincial road
جاده محلی
bypath
جاده پرت
raod bed
بستر جاده
road builder
جاده ساز
backway
جاده پرت
backway
جاده فرعی
operational route
جاده عملیاتی
operational route
جاده رزمی
by the side of the road
در کنار جاده
drive way
جاده خیابان
clearing iron
جاده پاک کن
collective goods
مانند جاده
concrete pavement
جاده بتنی
double flow route
جاده دو خطه
criterium
مسابقه جاده
cross road
تقاطع جاده
cross trail
جاده عرضی
double flow route
جاده دوطرفه
frontage road
جاده کناری
hard core
زیرسازی جاده
open route
جاده باز
by way
جاده پرت
molecular attracticm
جاده ذرات
byroad
جاده فرعی
bypath
جاده فرعی
lateral route
جاده عرضی
jacob's ladder
جاده شیری
high road
جاده عمده
cross country
خارج از جاده
diverticulum
جاده فرعی
road capacity
فرفیت جاده
road ditch
خندق جاده
causeway
جاده سنگفرش
berm
لبه جاده
traffic on public roads
ترافیک
[جاده]
street traffic
ترافیک
[جاده]
To make roads .
جاده کشیدن
commercial vehicle
وسیلهحملکالاومسافردر جاده
roadhogs
خوک جاده
single flow
جاده یک مسیره
single carriageway road
راه با یک جاده
secondary road
جاده درجه دو
screed
شمشه جاده
route reconnaissance
شناسایی جاده
roadwheel
چرخ جاده
road net
شبکه جاده ها
road junction
تقاطع جاده
the impediment of a road
موانع جاده
roadhog
خوک جاده
wayless
بدون جاده
uneven road
جاده ناهموار
trackless
بی جاده بی ریل
to beat a path
کوبیدن یک جاده
third class road
جاده درجه سه
the road was impaired
جاده خراب شد
the impediment of a road
پا گیرهای جاده
road clearance
تخلیه جاده
roadsides
کنار جاده
asphalt paving
جاده سازی
access road
جاده دسترسی
road construction
جاده سازی
axial road
جاده طولی
road building
جاده سازی
incoming traffic
جاده وسایل که می آیند
road side
کنار جاده یا خیابان
road time
زمان عبور از جاده
road clearance
تخلیه کردن جاده
road contractor
مقاطعه کار جاده
road embankment
خاک ریزی جاده
road engineer
مهندس جاده سازی
road haulage
حمل از طریق جاده
road movement
حرکات روی جاده
to stand across the road
درمیان جاده ایستادن
road reconnaissance
عملیات شناسایی جاده ها
outgoing traffic
جاده به راستای بیرونی
roadblock
وسیله انسداد جاده
steam roller
جاده کوب غلتک
subgrade
قشر بستر جاده
the f. path
جاده پیش یاجلویی
the road to tehran
راه یا جاده تهران
the road was impaired
جاده خراب بود
To construct( build ) roads and buildings.
جاده وساختمان ساختن
crossroads
تقاطعدر جاده یا خیابان
crash barrier
حصار کنار جاده
toby
خیابان جاده اصلی
road ditch
راه آب
[کنار جاده]
Straight hair (road,line).
موی ( جاده و خط ) صاف
skid road
جاده لیز ولغزنده
highway engineering
مهندسی جاده سازی
You're on the wrong way.
جاده را اشتباهی آمدید.
route classification
طبقه بندی جاده ها
router
دستگاه جاده صاف کن
The roads are obstructed.
جاده ها مسدود هستند.
secondary road
جاده فرعی یا درجه 2
crossroad
محل تقاطع دو جاده
lane
یک خط جاده برای یک مسیر
gravel walk
جاده سنگ فرش
road blocks
مانع روی جاده
road block
مانع روی جاده
highway engineering
تکنیک جاده سازی
barricading
مهار هواپیما سد جاده
driving lane
یک خط جاده برای یک مسیر
shoulder
دو طرف خاکی جاده
verges
شانه خاکی جاده
shouldered
دو طرف خاکی جاده
verge
شانه خاکی جاده
shouldering
دو طرف خاکی جاده
dual carriageway road
راه بادو جاده
shoulders
دو طرف خاکی جاده
traffic lane
یک خط جاده برای یک مسیر
barricades
مهار هواپیما سد جاده
post road
جاده چاپارخانه دار
barricade
مهار هواپیما سد جاده
commercial road traffic
ترافیک جاده تجاری
bituminous road
جاده یا خیابان اسفالت
autobahn
اتوبان جاده عریض
barrier inspection
بازدید کنار جاده
operational route
جاده حاضر به کار
road building machine
ماشین جاده سازی
byroad
جاده کم امد وشد
milepost
کیلومتر شمار جاده
motor road
جاده موتور سواری
road building slag
شلاکه جاده سازی
barricaded
مهار هواپیما سد جاده
axial road
جاده طولی منطقه مواصلات
He was involved in a road accident.
او
[مرد]
در یک تصادف جاده ای بود.
international road transport
ترابری بین المللی جاده ای
The road has been washed a way of floods.
سیل جاده راشسته است
The road was greasy.
جاده چرب بود ( لغزنده )
To widen a road .
جاده یی را گشاد کردن ( تعریض )
Where does this road lead to?
این جاده به کجا میرود؟
cross trail
جاده سرتاسری عرضی در منطقه
roundness
از بین بردن موانع جاده
metalled road
جاده شوسه یا اسفالته سرد
road clearance
انضباط و نظم حرکت در جاده
roadability
راهواری قابل مسافرت در جاده
open route
جاده بدون کنترل وبازرسی
ravelling
لکه گیری سطح جاده
reduction of road
از بین بردن موانع جاده
cross road
محل تقاطع دو جاده چهارراه
tack coat
پوشش نهائی جاده با قیر
finger post
تیرپنجه دار راهنمای جاده
Road signs
علائم راهنمایی و رانندگی جاده
ford crossing
تقاطع جاده با مجاری ابگذر
freight route order
ترتیب تقدم استفاده از جاده ها
to run the f.
جاده پیشین رادوباره رفتن
to go into the ditch
با خودرو به خندق جاده رفتن
taxiway
جاده یا راه تاکسی رو فرودگاه
traffic on public roads
رفت و آمد
[مثال در جاده یا خیابان]
to veer off the street
از جاده منحرف شدن
[ترا فیک]
to jackknife truck-trailers
تا شدن کامیون در جاده
[بیشتر در تصادفات]
tramroad
جاده مخصوص تراموا وواگن برقی
road space
فضای اشغالی از جاده به وسیله ستون
pull over
<idiom>
متوقف کردن ماشین گوشه جاده
The new road is 40 miles long .
جاده جدید 40 میل طول دارد
speed limits
حداکثر سرعت مجز در جاده ها وغیره
depth of indentation
عمق فشردگی در جاده سازی اسفالت
speed limit
حداکثر سرعت مجز در جاده ها وغیره
culvert
نهر سرپوشیده مجرای اب زیر جاده
street traffic
رفت و آمد
[مثال در جاده یا خیابان]
culverts
نهر سرپوشیده مجرای اب زیر جاده
Are we on the right road for ... ?
آیا ما در جاده درستی برای ... هستیم؟
haulage
حمل و نقل کالااز طریق جاده
road capacity
کشش جاده ازنظر حداکثر ترافیک
Is there a road with little traffic?
آیا جاده ای با شلوغی کمتر هست؟
Is there a road with little traffic?
آیا جاده ای با ترافیک کمتر هست؟
road discipline
مقررات عبور و مرور روی جاده
road roller
غلطک ویژه جاده صاف کنی
infrastucture
زیربنای اقتصادی مانند جاده ها بنادر
road time
زمان حرکت ستون در روی جاده
regulatory signs
علایم نشان دهنده مقررات جاده ها
tote road
جاده مخصوص حمل لوازم وذخایر به محلی
hauliers
حمل کننده محمولههای سنگین برروی جاده
haulier
حمل کننده محمولههای سنگین برروی جاده
pull over
اتوموبیل را بکنار جاده راندن کنار زدن
balisage
مشخص کردن مسیر جاده باچراغهای راهنما
way station
ایستگاههای فرعی بین راهی جاده یا خط اهن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com