English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English Persian
to run the f. جاده پیشین رادوباره رفتن
Other Matches
to go into the ditch با خودرو به خندق جاده رفتن
to r. any one in an office کسی رادوباره به منصبی گماشتن
to r. aking کسی رادوباره به تخت پادشاهی نشاندن
divided highway [American E] شاهراه چند خطی [جاده رفت کاملا سوا از جاده آمد است]
underpass مسیر جاده در زیر پل هوایی جاده زیرجاده دیگری
underpasses مسیر جاده در زیر پل هوایی جاده زیرجاده دیگری
emerging traffic جاده فرعی که از جاده اصلی بیرون آمده
merging traffic ادغام جاده فرعی به جاده اصلی
road screen پوشش و استتار جاده پوشاندن جاده
going وضع جاده زمین جاده
service road جاده کناری جاده سرویس
ventral پیشین
primitive پیشین
anterior پیشین
previous پیشین
pristine پیشین
antecedent پیشین
antecedents پیشین
one-time پیشین
primeval پیشین
ci devant پیشین
apriori پیشین
fore پیشین
primogenitors نیاکان پیشین
prior پیشین جلوی
incisor دندان پیشین
cerebrum مغز پیشین
olden پیشین سابق
antecendent phenomenon پدیده پیشین
foretime روزگار پیشین
incisive tooth دندان پیشین
early poets شعرای پیشین
instatu quo بحالت پیشین
past master استاد پیشین
past masters استاد پیشین
langsyne در روزگار پیشین
cerebrums مغز پیشین
cerebra مغز پیشین
the magi of old مجوسیان پیشین
protext عبارت پیشین
the days of old روزگار پیشین
telencephalon مغز پیشین
the old ways رسمهای پیشین
paleocrystic یخ بسته از زمانهای پیشین
orbital frontal cortex قشر پیشین حدقهای
former قالب گیر پیشین
incisive دندان پیشین ثنایا
old boys دانش آموز پیشین
old boy دانش آموز پیشین
to rest on ones laurels بجایزههای پیشین خودخرسند بودن
Dahomey نام پیشین کشور بنین
constable of france فرمانده کل قوادرغیاب پادشاهان پیشین فرانسه
og الفبای پیشین و ایرلندی که 02 حرف داشت
track record آمار اعمال یا موفقیت های پیشین
track records آمار اعمال یا موفقیت های پیشین
road distance مسافت روی جاده یا مسافت طی شده از جاده
track clearer جاده پاک کن جاده صاف کن راه صاف کن
prestation خدمتی که درزمان پیشین دربرابرمالیات انجام می دادند
sanhedrim سهندرین :دادگاه وشورای عالی بنی اسرائیل دراورشلیم درزمانهای پیشین
pussyfoot دزدکی راه رفتن اهسته ودزدکی کاری کردن طفره رفتن
goose step رژه رفتن بدون زانو خم کردن قدم اهسته رفتن
you have no option but to go چارهای جز رفتن ندارید کاری جز رفتن نمیتوانیدبکنید
hush ship کشتی جنگی که درجنگ بزرگ پیشین نهانی ساخته شده وبسیار کلان و تندرو بود
mouch راه رفتن دولادولاراه رفتن
trot یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trotting یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trotted یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trots یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
non destructive cursor صفحه نمایش که حروف پیشین را هنگام نمایش حروف جدید برگرداند
roadless بی جاده
roadbed کف جاده
road block سد جاده
pathways جاده
roadable جاده رو
routes جاده
blocking سد جاده
path جاده
way جاده
paths جاده
hard core پی جاده
causeway جاده
causeways جاده
pathway جاده
invious بی جاده
turnpikes جاده
tracked جاده
road bed کف جاده
ruts رد جاده
track جاده
road blocks سد جاده
road جاده
roads جاده
roadway جاده
roadways جاده
rut رد جاده
turnpike جاده
route جاده
tracks جاده
pads جاده
pad جاده
lines جاده
line جاده
roadability جاده رو
the road was impaired جاده خراب شد
clearing iron جاده پاک کن
byroad جاده فرعی
cross trail جاده عرضی
cross road تقاطع جاده
chip spreader جاده صاف کن
to beat a path کوبیدن یک جاده
criterium مسابقه جاده
collective goods مانند جاده
spurring جاده انشعابی
spurs جاده انشعابی
diverticulum جاده فرعی
concrete pavement جاده بتنی
double flow route جاده دو خطه
cross country خارج از جاده
drive way جاده خیابان
the impediment of a road پا گیرهای جاده
third class road جاده درجه سه
spur جاده انشعابی
the impediment of a road موانع جاده
double flow route جاده دوطرفه
galaxies جاده شیری
raod bed بستر جاده
road builder جاده ساز
molecular attracticm جاده ذرات
road clearance تخلیه جاده
road junction تقاطع جاده
road capacity فرفیت جاده
lateral route جاده عرضی
road net شبکه جاده ها
jacob's ladder جاده شیری
bridle paths جاده اسب رو
provincial road جاده محلی
open route جاده باز
roadwheel چرخ جاده
galaxy جاده شیری
superhighways جاده وسیع
superhighway جاده وسیع
profile of the road نیمرخ جاده
post road جاده پستی
pathless بدون جاده
overhead roadway جاده هوایی
operational route جاده رزمی
operational route جاده عملیاتی
bridle path جاده اسب رو
road roller جاده صاف کن
sidetrack جاده فرعی
sidetracked جاده فرعی
frontage road جاده کناری
screed شمشه جاده
paths جاده مال رو
secondary road جاده درجه دو
single carriageway road راه با یک جاده
path جاده مال رو
single flow جاده یک مسیره
steam roller جاده صاف کن
hard core زیرسازی جاده
To make roads . جاده کشیدن
trackless بی جاده بی ریل
uneven road جاده ناهموار
wayless بدون جاده
route reconnaissance شناسایی جاده
tracks خط اهن جاده
roadhog خوک جاده
roadhogs خوک جاده
pack road جاده مال رو
commercial vehicle وسیلهحملکالاومسافردر جاده
high road جاده عمده
causeway جاده سنگفرش
road construction جاده سازی
traffic on public roads ترافیک [جاده]
street traffic ترافیک [جاده]
axial road جاده طولی
backway جاده فرعی
bypath جاده فرعی
bypath جاده پرت
road building جاده سازی
asphalt paving جاده سازی
berm لبه جاده
wayside کنار جاده
access road جاده دسترسی
roadside کنار جاده
roadsides کنار جاده
main roads جاده اصلی
main road جاده اصلی
streets خیابانی جاده
sea lanes جاده دریایی
by path جاده فرعی
spur track جاده فرعی
backway جاده پرت
sea lane جاده دریایی
street خیابانی جاده
track خط اهن جاده
by the side of the road در کنار جاده
alignment مسیر جاده
road ditch خندق جاده
tracked خط اهن جاده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com