English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
English Persian
mother substitute جانشین مادر
mother surrogate جانشین مادر
Other Matches
silver cord محبت مادر وفرزندی همبستگی مادر وفرزند
foremother مادر مادر بزرگ
take over مسلط شدن غلبه کردن جانشین کردن جانشین شدن
subsitute جانشین
succedent جانشین
replacement جانشین
replacements جانشین
substituting جانشین
substituted جانشین
locum جانشین
locums جانشین
locumtenens جانشین
succedaneum جانشین
imam or imaum جانشین
succeeder جانشین
heir جانشین
superseder جانشین
successor جانشین
vicar جانشین
vicars جانشین
deputies جانشین
deputy جانشین
absence indicator جانشین
relief جانشین
standby جانشین
standbys جانشین
substitute جانشین
surrogate جانشین
surrogates جانشین
swaps جانشین کردن
swopped جانشین کردن
father surrogate جانشین پدر
swopping جانشین کردن
swops جانشین کردن
surrogate جانشین شدن
substitution جانشین سازی
incomer جانشین مهاجر
swapped جانشین کردن
heir جانشین شدن
displace جابجاکردن جانشین
displace جانشین شدن
displacement جانشین سازی
displaced جابجاکردن جانشین
displaced جانشین شدن
displaces جابجاکردن جانشین
repeater پرچم جانشین
displaces جانشین شدن
displacing جابجاکردن جانشین
displacing جانشین شدن
swap جانشین کردن
he succeeded his father جانشین پدرش شد
succedaneous متعاقب جانشین
surreptitiously محرمانه جانشین
substituted جانشین کردن
substitute جانشین کردن
standby application کاربرد جانشین
vicar of christ جانشین یا خلیفه
to take over جانشین شدن
vacant succession بدون جانشین
pinch اندک جانشین
pinches اندک جانشین
substituting جانشین کردن
complete substitution جانشین کامل
alternate forms شکلهای جانشین
backup جانشین بازیگر
b. eliminator جانشین باتری ب
replacements جانشین سازی
expromissor جانشین بدهکار
kludge جانشین کردن
replacement جانشین سازی
surrogates جانشین شدن
substitute goods کالاهای جانشین
alias نام جانشین
aliases نام جانشین
substitute goals هدفهای جانشین
fill in جانشین شونده
fill in جانشین کردن
wlldcard علامت جانشین
ingraft در ذهن جانشین کردن
standards کالای جانشین رزمی
alternate command authority افسر جانشین فرمانده
to take the place of something جانشین چیزی شدن
alternate command authority مقام جانشین فرماندهی
vice chief of staff جانشین رئیس ستاد
standard کالای جانشین رزمی
vicegerent جانشین قائم مقام
stand in for someone <idiom> جانشین کسی بودن
substitute تعویض جانشین کردن
stand-ins جانشین هنرپیشه شدن
substitution test ازمون جانشین سازی
deputies قائم مقام جانشین
deputy قائم مقام جانشین
subrogation نیابت جانشین سازی
locumtenens کفیل جانشین موقت
substituting تعویض جانشین کردن
stand-in جانشین هنرپیشه شدن
stand in جانشین هنرپیشه شدن
substituted تعویض جانشین کردن
symbol substitution test ازمون جانشین سازی نمادها
vicarious به نیابت قبول کردن جانشین
succee جانشین شدن میراث بردن
succession of the presidency سیستم تعیین جانشین درریاست
acceptable product فراورده جانشین قابل قبول
make do with something <idiom> جانشین چیزی به جای چیزدیگر
deputy chief of naval operation جانشین فرماندهی نیروی دریایی
mother in law مادر زن
matricidal مادر کش
mater مادر
moms مادر
mom مادر
parenticide مادر کش
mothers-in-law مادر زن
mamma مادر
mother in low مادر زن
mother liquor مادر اب
matriarch مادر
matriarchs مادر
motherless بی مادر
matricide مادر کش
mother liquid مادر اب
stepmothers مادر
stepmother مادر
mothers مادر
mama مادر
mothering مادر
mamas مادر
mammas مادر
mothered مادر
mum مادر
mums مادر
mother مادر
mother-in-law مادر زن
parent company شرکت مادر
original map نقشه مادر
matricide مادر کشی
congenitally ازشکم مادر
motherlike مادر وار
control map نقشه مادر
mother in low مادر شوهر
parant body جسم مادر
parent chain زنجیر مادر
parent ship کشتی مادر
moon calf خل مادر زاد
grand mother مادر بزرگ
foster mother مادر رضاعی
matronymic مادر نامی
paternal grandmother مادر بزرگ
grandame مادر بزرگ
grand uncle دایی مادر
dame fortune مادر روزگار
grand uncle عموی مادر
grannie مادر بزرگ
head well مادر چاه
thetis مادر اشیل
home port پایگاه مادر
collecting tank مخزن مادر
metropolises مادر شهر
mother-in-law مادر شوهر
mothers-in-law مادر شوهر
parricide مادر کشی
parricides مادر کشی
mother مادر ننه
mothered مادر ننه
mothering مادر ننه
mothers مادر ننه
sultana زن یا مادر یا دخترسلطان
sultanas زن یا مادر یا دخترسلطان
sultaness زن یا مادر یا دخترسلطان
metropolis مادر شهر
granny مادر بزرگ
orphan بی پدر و مادر
orphaned بی پدر و مادر
orphans بی پدر و مادر
grandmas مادر بزرگ
parent پدر یا مادر
tender کشتی مادر
tendered کشتی مادر
tenderest کشتی مادر
tendering کشتی مادر
mother figure مادر- نماد
mother figures مادر- نماد
grandma مادر بزرگ
grannies مادر بزرگ
grandmother مادر بزرگ
grandmothers مادر بزرگ
stepfathers شوهر مادر
Mother's Day روز مادر
metropolitan مادر شهری
main line نهر مادر
main lines نهر مادر
mother liquer باز مادر
virgin mary مادر عسیی
godmother مادر تعمیدی
godmothers مادر تعمیدی
uniparental از یک پدر و مادر
base map نقشه مادر
bed rock سنگ مادر
by birth ازشکم مادر
chart base چارت مادر
stepfather شوهر مادر
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com