English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 113 (6 milliseconds)
English Persian
premium for excellence جایزه فضیلت
Other Matches
Bounty hunter جایزه بگیر،کسی که کارش دستگیری خلافکارها برای گرفتن جایزه است
awarding جایزه دادن جایزه
awards جایزه دادن جایزه
reward and rewarded جایزه.جایزه داده شده
awarded جایزه دادن جایزه
award جایزه دادن جایزه
virtu فضیلت
virtueless بی فضیلت
pre-eminence فضیلت
vertu فضیلت
accomplishment فضیلت
pre eminence فضیلت
choiceness فضیلت
acquirement فضیلت
excellence فضیلت
preponderance فضیلت
virtuosa با فضیلت
virtuosic با فضیلت
virtues فضیلت
virtue فضیلت
virtue <adj.> فضیلت
preponderantly ازروی فضیلت
citizenship virtue فضیلت شهروندی
disparage انکار فضیلت چیزی راکردن
disparages انکار فضیلت چیزی راکردن
disparaged انکار فضیلت چیزی راکردن
rewards جایزه
prize جایزه
rewarded جایزه
prized جایزه
reward جایزه
prizes جایزه
priase جایزه
bounty جایزه
rewardable جایزه
prize man جایزه بر
meed جایزه
guerdon جایزه
award جایزه
prizing جایزه
awarded جایزه
trophy جایزه
prise جایزه
premium جایزه
premiums جایزه
bonus جایزه
bonuses جایزه
prised جایزه
trophies جایزه
awarding جایزه
awards جایزه
prises جایزه
prising جایزه
Nobel Prize جایزه نوبل
oscar جایزه اسکار
laureate جایزه دار
nobel prize جایزه نوبل
prizer برنده جایزه
testimonialize جایزه دادن
to win laurels جایزه گرفتن
prizewinner برنده جایزه
pursing جایزه نقدی
consideration جایزه قیمت
considerations جایزه قیمت
testimonial پاداش جایزه
testimonials پاداش جایزه
prize انعام جایزه
prized انعام جایزه
prizes انعام جایزه
prizing انعام جایزه
money جایزه نقدی
purses جایزه نقدی
head money جایزه اوردن سر
pursed جایزه نقدی
export bounty جایزه صدور
purse جایزه نقدی
Nobel laureate برنده جایزه نوبل
Nobel Prize winner برنده جایزه نوبل
cups گلدان جایزه مسابقات
the export of ... is granted the premium. صدور ... جایزه دارد.
Ig Nobel Prize جایزه ایگ نوبل
pewter جام پیروزی جایزه
cupped گلدان جایزه مسابقات
booby prizes جایزه تسلی بخش
booby prize جایزه تسلی بخش
outland trophy جایزه دانشگاهی بازیگرفوتبال
cup گلدان جایزه مسابقات
rewarder جایزه یا پاداش دهنده
coronate جایزه یا انعام دادن
brilliancy prize جایزه درخشندگی شطرنج
eclipse award جایزه سوارکار ممتاز سال
prize poem شعری که جایزه برده است
despatch money جایزه بارگیری یا تخلیه سریع
edward j. neil award جایزه بوکسور ممتاز سال
salvage money جایزه نجات کشتی یا محموله
prizefight مسابقه مشت زنی جایزه دار
dispatch money جایزه یا انعام بارگیری یاتخلیه سریع
cupholder برنده گلدان جایزه در مسابقه نهایی
golden shoe بهترین جایزه گلزن فصل اروپا
grey cup مسابقه قهرمانی و جایزه اتحادیه فوتبال کانادایی
prize fight جنگ با مشت برای گرفتن پول یا جایزه
ashes جایزه مخصوص مسابقه کریکت استالیا و انگلستان
sullivan award جایزه سولیوان برای بهترین ورزشکار اماتور سال
saving قرارداد بین سوارکاران مسابقه برای تقسیم جایزه برنده
free-for-alls اسبیکه برنده جایزه شده وباید باسریعترین اسبهامسابقه بدهد
free-for-all اسبیکه برنده جایزه شده وباید باسریعترین اسبهامسابقه بدهد
lap money جایزه نقدی برای موفقیت درهر دور مسابقه اتومبیل رانی
prize fellow شاگردی که در امتحانات سرامد شده وامتیازی بعنوان جایزه باو داده اند
winner's circle محوطه نزدیک خط پایان درمسیر سوارکار و اسب برنده برای گرفتن جایزه
prize fighting درمحلهای عمومی برای جایزه که طرفین نزاع و شرط بندی کنندگان قابل تعقیب هستند
one and one جایزه پرتاب دوم اگر پرتاب اول گل شود
one plus one جایزه پرتاب دوم اگر پرتاب اول گل شود
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com