Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
platelet
جسم مسطح و کوچک بویژه پلاکتهای خونی
Other Matches
hematoblast
پلاکتهای خونی
plasma panel display
وسیله نمایش مسطح باحبابهای کوچک نئون
notebook computer
یک کامپیوتر کوچک به اندازه یک چمدان که از یک نمایش کریستال مایع و مسطح استفاده میکند
haematocele
دمل خونی ورم خونی
evolute
بسط منحنی مسطح وابسته به منحنی مسطح بعقب برگشته
hematic
خونی بیماری خونی
in chief
بویژه
specifically
بویژه
choppers
هواپیمایی با بال گردنده بویژه هلیکوپتر
chopper
هواپیمایی با بال گردنده بویژه هلیکوپتر
fish pot
سبدبرای گرفتن ماهی بویژه مارماهی وخرچنگ
distributions
عمل ارسال داده بویژه از طریق شبکه
C-scroll
[پیچک هایی به شکل سی و اس بویژه در تزئینات روکوکو]
plexiglas
خانوادهای از پلاستیکهای رزین بویژه از نوع نورگذران
distribution
عمل ارسال داده بویژه از طریق شبکه
rookie
تازه کار
[بویژه در پلیس یا ارتش ]
[اصطلاح شوخی]
fence
روکش محافظ
[یا نرده]
[بویژه در اره کمانه ای ]
[مهندسی]
purdah
برای پوشیدن زنان ازدیدارمردان بویژه در هند پارچه پردهای
to upset the applecart
<idiom>
مشکل ایجاد کردن بویژه با بهم زدن برنامه کسی
[اصطلاح مجازی]
thermodynamics
علم مربوط به تبادل کار وحرارت و جریان گرما وتغییر دما بویژه در سیالات متحرک
anaemia
کم خونی
haemoptysis
تف خونی
haemal
خونی
anemia
کم خونی
haematic
خونی
haemic
خونی
hemal
خونی
consanguity
هم خونی
plethoric
خونی
poverty of the blood
کم خونی
sanguinary
خونی
bloodstained
خونی
sanguine
خونی
bloodiest
خونی
gory
خونی
bloodstain
خونی
bloody
خونی
sanguinity
هم خونی
bloodier
خونی
sanguine a
سکته خونی
hematoma
غده خونی
haematuria
پیشاب خونی
septicemia
گند خونی
sanguineous
خونی دموی
greensickness
کم خونی زنان
haematocele
کورک خونی
haematozoon
انگل خونی
haematoma
ورم خونی
haematoma
دمل خونی
pernicious anemia
کم خونی خطرناک
blood cell
گویچههای خونی
blood cells
گویچههای خونی
blood group
گروه خونی
blood groups
گروه خونی
blood type
گروه خونی
blood types
گروه خونی
blood vessel
عروق خونی
toxemia
مسمومیت خونی
ischmia
کم خونی موضعی
ischemia
کم خونی موضعی
bloody flux
اسهال خونی
hematozoon
انگلهای خونی
red water
پیشاب خونی
hypoglycemia
کم قند خونی
ischaemia
کم خونی موضعی
ischemia
کم خونی موقت
septicaemic
مبتلا بگند خونی
sanguine temperament
مزاج خونی یا دموی
life blood
خونی که زندگی به ان نیازمنداست
transient ischemia
کم خونی موضعی موقت
vendettas
دشمنی خونی خانوادگی
vendetta
دشمنی خونی خانوادگی
chlorotic
سبزرنگی براثرکم خونی
dysentery
اسهال خونی دیسانتری
cariovascular
وابسته بقلب ورگهای خونی
neurocirculatory asthenia
ضعف عصبی- گردش خونی
angiology
مطالعه عروق خونی و لنفی
extrinsic factor
عامل ضدکم خونی وخیم
petty cash
صندوق ویژه وجوه کوچک حساب هزینه های کوچک
planing
مسطح
levels
مسطح
leveled
مسطح
plane
مسطح
planes
مسطح
levelled
مسطح
planar
مسطح
tabulate
مسطح
level
مسطح
flattest
مسطح
plain
مسطح
plainer
مسطح
plainest
مسطح
plains
مسطح
flat
مسطح
flattened
مسطح
even
مسطح
tabulates
مسطح
tabulated
مسطح
planed
مسطح
Japonaiserie
[از بعد از نیمه قرن نوزدهم میلادی طراحی ژاپنی متاثر از فرهنگ غرب بویژه در صنایع دستی و زیبایی شناسی بوجود آمد.]
gemmule
یاخته کوچک که ازان جانورتازه پدیدمیاید غنچه کوچک
greensick
مبتلا به بیماری کم خونی زنان جوان
haematogen
دارویی که برای چاره کم خونی میدهند
tabulated
مسطح کردن
tabulates
مسطح کردن
leveled
مسطح کردن
square planar
مسطح مربعی
portfolios
کانتینر مسطح
clearings
مکان مسطح
map chart
نقشه مسطح
level
مسطح کردن
level point
نقطه مسطح
piggybacks
واگن مسطح
portfolio
کانتینر مسطح
tabulate
مسطح کردن
planar complex
کمپلکس مسطح
planar configuration
پیکربندی مسطح
levelled
مسطح شدن
rase
مسطح کردن
levels
مسطح کردن
planes
صاف مسطح
levelled
مسطح کردن
levels
مسطح شدن
leveled
مسطح شدن
plane
صاف مسطح
plane wave
موج مسطح
flatly
بطور مسطح
piggyback
واگن مسطح
level land
زمین مسطح
clearing
مکان مسطح
planing
صاف مسطح
flat pack
بسته مسطح
level
مسطح شدن
flat ground
زمین مسطح
flat arch
قوس مسطح
plane figure
شکل مسطح
flatbed scanner
پویشگر مسطح
flatfoot
مسطح شدن کف پا
planed
صاف مسطح
flatware
فروف مسطح
flat pass
رخده مسطح
flatbed plotter
رسام مسطح
area weight balance
ترازوی مسطح
flat weld
جوش مسطح
flat roof
بام مسطح
campaigns
زمین مسطح
campaigning
زمین مسطح
campaigned
زمین مسطح
campaign
زمین مسطح
plateaux
زمین مسطح
plateaus
زمین مسطح
plateau
زمین مسطح
arch flat
طاق مسطح
widget
آلت کوچک
[ابزار ]
[اسباب مکانیکی کوچک]
flat panel display
صفحه نمایش مسطح
trigonal planar molcule
مولکول مسطح مثلثی
tableland
زمین هموار و مسطح
door panel
بخش مسطح درب
plane
سطح تراز مسطح
linear polarized light
نور قطبیده مسطح
plane polarized light
نور قطبیده مسطح
planes
سطح تراز مسطح
planing
سطح تراز مسطح
planisphere
جهان نمای مسطح
plano concave lens
عدسی مسطح- مقعر
to level off
مسطح شدن
[ناحیه ای]
plano convex lens
عدسی مسطح- محدب
plain gypsum lath
[توفان سنگ و گچ مسطح]
tringular planar molecule
مولکول سه گوش مسطح
terraced roof
پشت بام مسطح
planed
سطح تراز مسطح
cycled
زمان بین شروع و خاتمه یک عمل بویژه برای آدرس دهی یک محل از حافظه و بازیابی داده و سپس توقف عمل
cycle
زمان بین شروع و خاتمه یک عمل بویژه برای آدرس دهی یک محل از حافظه و بازیابی داده و سپس توقف عمل
cycles
زمان بین شروع و خاتمه یک عمل بویژه برای آدرس دهی یک محل از حافظه و بازیابی داده و سپس توقف عمل
pig board
تخته کوچک برای موجهای کوچک
jigger
بادبان کوچک یکجور کرجی کوچک
increment
فواصل کوچک کیسههای کوچک خرج
increments
فواصل کوچک کیسههای کوچک خرج
rafts
دگل قایق مسطح الواری
boarded
تخته یا مقوا ویاهرچیز مسطح
board
تخته یا مقوا و یا هرچیز مسطح
flat bed plotter
رسام با بستر تخت مسطح
sinusoidal projection
نقشه جهان نمای مسطح
raft
دگل قایق مسطح الواری
holm
زمین مسطح وپست نزدیک رودخانه
planation
مسطح شدن زمین در اثر فرسایش
penster
نویسنده بویژه نویسنده مزدور
diaper
[نقش های تزئینی روی سطح صاف و مسطح]
knobble
برامدگی کوچک گره کوچک
pannikin
لیوان کوچک پیمانه کوچک
anoxia
فقدان اکسیژن در سلولهای خونی و بافتی که اغلب منجربه زیانهای جبران ناپذیری میشود
conical flow
تئوری جریانهای مافوق صوت روی صفحات مسطح گوشه دار
mortarboard
کلاه مسطح چهارگوش و مشکی رنگ که اساتید و فارغ التحصیلان بر سر میگذارند.
mortarboards
کلاه مسطح چهارگوش و مشکی رنگ که اساتید و فارغ التحصیلان بر سر میگذارند.
chimney-bar
[نعل درگاه برای شومینه که اغلب از آهن مسطح به شکل اچ یا تی است.]
gas plasma display
صفحه نمایش مسطح که براساس اصولی هماننداصول تابلوهای نئون کارمیکندfraxinella
applet
1-برنامههای کاربردی کوچک 2-برنامه کوچک برای بهبود کارایی برنامه کاربردی وب که توسط Activex یا برنامه جا وا تامین میشود3-
small scale
طبلک کوچک مقیاس نقشه مقیاس کوچک
small-scale
طبلک کوچک مقیاس نقشه مقیاس کوچک
storage
1-حافظه داخلی کوچک با دستیابی سریع سیستم که حاوی برنامه جاری است . 2-حافظه کوچک داخلی سیستم
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com