Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (10 milliseconds)
English
Persian
collection
جمع اوری اخبار
collections
جمع اوری اخبار
Search result with all words
collection agency
عامل جمع اوری اخبار
collection plan
طرح جمع اوری اخبار
Other Matches
cross tell
پخش اخبار به طور عرضی توزیع اخبار دریک سطح فرماندهی
collection activity
عملیات جمع آوری اخبار سازمان جمع آوری اخبار
proteranthy
گل اوری قبل از برگ اوری
news
اخبار
information
اخبار
assertion
اخبار
communication
اخبار
newsreader
اخبار
traditions
اخبار
broadcasts
پخش اخبار
broadcast
پخش اخبار
shockers
اخبار موحش
shocker
اخبار موحش
ruise
اخبار دروغ
information processing
تقویم اخبار
buzzer
زنگ اخبار
buzzers
زنگ اخبار
annals
اخبار سال
electric bell
زنگ اخبار
life blood
جنبش بی اخبار
forebedement
اخبار قبلی پیشگویی
push botton
دکمه زنگ اخبار
evaluations
ارزیابی اخبار رسیده
bell transformer
ترانسفورماتور زنگ اخبار
bell ringing transformer
مبدل زنگ اخبار
locals
داخلی اخبار محلی
poney
پرداختن خلاصه اخبار
local
داخلی اخبار محلی
bell wire
سیم زنگ اخبار
essential elements of information
عناصر اصلی اخبار
newsmen
خبرنگار گوینده اخبار
newsman
خبرنگار گوینده اخبار
action information center
مرکز اخبار تاکتیکی
ponies
پرداختن خلاصه اخبار
newsy
دارای اخبار زیاد
sound bow
کاسه زنگ اخبار
pony
پرداختن خلاصه اخبار
evaluation
ارزیابی اخبار رسیده
to break news
فاش کردن اخبار
monitoring
رله کردن اخبار و پیامها
magneto bell
زنگ اخبار جریان متناوب
ring
احاطه کردن زنگ اخبار
newsreels
فیلم اخبار جاری روز
evaluations
ارزیابی کردن تقویم اخبار
newsreel
فیلم اخبار جاری روز
evaluation
ارزیابی کردن تقویم اخبار
What is the latest news?
آخرین خبرها ( اخبار ) چیست ؟
disseminated
توزیع اخبار فرستادن پخش کردن
disseminates
توزیع اخبار فرستادن پخش کردن
collective
جمعی پخش یکجای اخبار هواشناسی
disseminating
توزیع اخبار فرستادن پخش کردن
disseminate
توزیع اخبار فرستادن پخش کردن
syntheses
استنتاج تفسیر و تقویم اخبار در کسب اطلاعات
synthesis
استنتاج تفسیر و تقویم اخبار در کسب اطلاعات
interpretation
تفسیر اخبار واطلاعات رسیده تفسیر عکس ترجمه کردن
interpretations
تفسیر اخبار واطلاعات رسیده تفسیر عکس ترجمه کردن
competition
هم اوری
reproductions
هم اوری
supplementation
پس اوری
supplementation
هم اوری
reproduction
هم اوری
rivalries
هم اوری
rivalry
هم اوری
competitions
هم اوری
exemplification
نمونه اوری
harassment
بستوه اوری
justification
دلیل اوری
justifications
دلیل اوری
gathering
گرد اوری
gatherings
گرد اوری
resuscitation
بهوش اوری
assemblages
جمع اوری
childbearing
بچه اوری
assemblage
جمع اوری
enucleation
مغزبیرون اوری
innovate
نو اوری کردن
boring
ملال اوری
innovated
نو اوری کردن
innovates
نو اوری کردن
exemplification
مثال اوری
collection
جمع اوری
accumulations
جمع اوری
salivation
بزاق اوری
innovating
نو اوری کردن
reproductivity
استعداد هم اوری
prosaicness
کسالت اوری
productiveness
بار اوری
perniciousness
زیان اوری
stigmatism
ننگ اوری
odontiasis
دندان در اوری
accumulation
جمع اوری
sporogony
هاگ اوری
malignancy
زیان اوری
collections
جمع اوری
titillation
غلغلک اوری
symbolization
نماد اوری
obtainment
بدست اوری
procurement
بدست اوری
staging
برصحنه اوری
ingathering
فراهم اوری
food gathering
خوراک اوری
nauseousness
تهوع اوری
lethality
مرگ اوری
track telling
ارتباط و مخابرات بین هواپیمای شناسایی و سیستم کنترل و ردگیری زمینی مبادله اخبار و اطلاعات ردگیری و تعقیب هدف
inspissation
قوام اوری سفتی
muster
جمع اوری کردن
collect
جمع اوری کردن
ingethering
جمع اوری محصول
collects
جمع اوری کردن
tax collection
جمع اوری مالیات
to beat up for
جمع اوری کردن
collecting
جمع اوری کردن
herborization
جمع اوری گیاه
to round up
جمع اوری کردن
to put in mind
یاد اوری کردن
florescence
فصل شکوفه اوری
exogamy
برون زاد اوری
assemblages
جمع اوری اماد
to get in
جمع اوری کردن
compiled
جمع اوری کردن
intelligence collection
جمع اوری اطلاعات
assemblage
جمع اوری اماد
get in
جمع اوری کردن
marshalling
جمع اوری کردن
mustered
جمع اوری کردن
mustering
جمع اوری کردن
data capturing
جمع اوری داده
paragraph assembly
جمع اوری پاراگراف
capacitance
قدرت جمع اوری
capitalization
جمع اوری سرمایه
codification
گرد اوری قوانین
neurypnology
علم خواب اوری
outbreeding
برون زاد اوری
cumulation
جمع اوری انباشتگی
culler
جمع اوری کننده
collection plan
طرح جمع اوری
data collection
جمع اوری داده ها
reflorescence
غنچه اوری مجدد
musters
جمع اوری کردن
stypticity
بند اوری خون
collecting point
نقطه جمع اوری
stemless
فاقداستعداد ساقه اوری
marshall
جمع اوری کردن
deposit collection
جمع اوری سرمایه
data gathering
جمع اوری داده
data gathering
جمع اوری داده ها
round on
جمع اوری کردن
data gathering
گرد اوری داده ها
conglobation
گردشدگی- گرد اوری
compiles
جمع اوری کردن
antagonism
هم اوری اصل مخالف
compile
جمع اوری کردن
seed
اولاد تخم اوری
seeds
اولاد تخم اوری
surveys
جمع اوری اطلاعات
surveyed
جمع اوری اطلاعات
survey
جمع اوری اطلاعات
compilations
جمع اوری و انتخاب
cull
جمع اوری کردن
productions
عمل اوری ساخت
compiling
جمع اوری کردن
culls
جمع اوری کردن
culling
جمع اوری کردن
culled
جمع اوری کردن
mass
جمع اوری کردن
masses
جمع اوری کردن
massing
جمع اوری کردن
production
عمل اوری ساخت
recover
جمع اوری یکان
recovers
جمع اوری یکان
innovations
چیز تازه نو اوری
recovers
جمع اوری کردن
raking
جمع اوری کردن
fruition
تمتع میوه اوری
collection
جمع اوری کردن
recovering
جمع اوری کردن
collections
جمع اوری کردن
recover
جمع اوری کردن
rakes
جمع اوری کردن
compilation
جمع اوری و انتخاب
innovation
چیز تازه نو اوری
recovering
جمع اوری یکان
rake
جمع اوری کردن
sewerage
شبکه جمع اوری فاضلاب
attachment
ضمیمه اثاث جمع اوری
wrangling
گرد اوری وراندن احشام
vernalize
میوه اوری را تسریع کردن
data collection system
سیستم جمع اوری داده ها
deposit collection
جمع اوری کردن زباله ها
wrangles
گرد اوری وراندن احشام
assemblages
جمع اوری اقلام تدارکاتی
wrangled
گرد اوری وراندن احشام
information bureau
مرکز جمع اوری اطلاعات
information center
مرکز جمع اوری اطلاعات
hoardings
جمع اوری دیوار موقتی
hoarding
جمع اوری دیوار موقتی
gathering pit
گودال جمع اوری فاضلاب
group
جمع اوری چندین چیز با هم
reviviscence
بهوش اوری نیرو بخشی
intelligence collection
طرح جمع اوری اطلاعات
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com