English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 156 (7 milliseconds)
English Persian
production فراوری
production تولید
production عمل اوری ساخت
production استخراج
production فراورده محصول
production ایجاد
production تولید کردن
production حاصل دادن
production ساخته شده طبق طرح کارخانه اتومبیل سازی موتورسیکلت ساخته شده طبق طرح کارخانه
production ارائه
production اقامه
production تولید محصول
production محصول عمل
production ارائه ساخت
production الگوریتم فشرده سازی با کیفیت بالای ویدیویی با استفاده ترتیب ویدیویی تمام حرکتی DIV
production کنترل ساخت یک محصول
production سرعت ساخت محصول
production تولید حجم بزرگ محصولات
production تولید دستهای
production ساخت مواد برای فروش
production فرآورده کارگاه
Other Matches
over production محصول زیادی
over production عمل اوزدن کالایی بیش ازاندازهای که بدان نیازمندی هست
production routine روال تولید
production programme برنامه تولید
production program برنامه تولید
production process روند ساخت
production rule قاعده
production rule تولید
production run اجرای یک برنامه اصلاح شده که بطور معمول اهدافش راباتمام می رساند
production technique فن تولید
production technique روش فنی تولید
production account حساب تولید
production capacity فرفیت تولید
production process جریان تولید
production process فرایند تولید
period of production دوره تولید
pilot production تولید نمونه
power of production نیروی تولید
production index شاخص تولید
production management مدیریت تولید
production method روش تولید
production missile موشک یکپارچه یا کامل که ازکارخانه به همان صورت تحویل میشود
production of oil استخراج نفت
production overheads هزینههای بالاسری تولید هزینههای سربار تولید هزینههای غیرمستقیم تولید
production part بخش تولید
production planning برنامه ریزی تولید
pair production تغییر شکل انرژی سینتیک فوتون یا هر ذره پر انرژی به جرم
production coefficient ضریب تولید
series production سری سازی
surplus production تولید اضافی
surplus production مازاد تولید
track production فهور هدف
track production شروع تعقیب هدف
volume of production حجم تولید
electricity production تولیدالکتریسیته
production adviser مشاوره محصولات
production desk میزمحصولات
production of sound تولیدات صدا
production platform سکویتولیدات
production cycle زمان یا دوره بافت یک فرش [این دوره از زمان طراحی یا نقشه کشی شروع شده و به بافت کامل فرش منتهی می شود.]
scale of production مقیاس تولید
roundabout production تولید با کارائی بیشتر
relations of production رابطه تولید
production control کنترل تولید
production cost هزینه تولید
production cost ارزش ساخت
production efficiency کارائی تولید
production efficiency کارائی در تولید
production engineer مهندس تولید
production facility سهولت تولید
production frontier مرز تولید
production function تابع تولید
production gap شکاف تولید
production time زمان تولید
production time زمان ساخت
production base مبنای تولید یا تولیدات ملی
production line خط تولید
cost of production هزینه تولید
elasticity of production کشش تولید
energy production تولید انرژی
energy production تولید نیرو
factor of production عامل تولید
factory production تولید کارخانهای
flow of production جریان تولید
flow of production گردش تولید
food production تولید غذا
forces of production نیروهای تولید
full production تولید کامل
full production تولید در حداکثرفرفیت
production period دوره تولید
census of production امار تخمینی تولیدات در یک کشور در مدت معین
census of production امارگیری در خصوص تولید
mass-production تولید انبوه
agents of production عوامل تولید
factors of production عوامل تولید
production factors عوامل تولید
aliterary production فراورده یا محصول ادبی تالیف
aliterary production تصنیف
an artistic production عمل یا کار صنعتی
batch production تولید زیاد یک نوع کالا
batch production تولیدانبوه
branches of production شاخههای تولید
branches of production رشتههای تولید
bulk production تخلیه سوخت از تانکر به مخزن
bulk production تقسیم سوخت درفروف کوچک
ingot production تولید شمش
census of production امار سرشماری
mass production تولید بمقدارزیاد
mass production تولید انبوه
mode of production وجه تولید
production lines خط تولید
means of production ابزار تولید
means of production وسایل تولید
mode of production شیوه تولید
surplus production فزونی تولید
mode of production طرز تولید
mass production بس فراوری
mass production تولید ماشینی
mechanical production تولید ماشینی
pig iron production تولید اهن خام
He works in the production section . درقسمت تولید کار می کند
pilot line production تولید به حداقل در کارخانجات نظامی
To step up ( increase ) production. سطح تولید رابالابردن
piece production cost ارزش تولید قطعه
additional production personnel عوامل دیگر تولد
steps in the production of electricity مراحلتولیدالکتریسیته
aggregate production function تابع تولید کل
production video switcher دکمهنمایشگرمحصولات
non specific factors of production عوامل غیر اختصاصی تولید
production control room اتاقکنترلمحصولات
net primary production تولید خالص نخستین
production of electricity by the generator الکتریسیتهتولیدشدهبوسیلهژنراتور
nuclear power production تولید انرژی هستهای
multi stage production تولید چند مرحلهای
production resource planning برنامه ریزی منابع تولید
index of industrial production شاخص تولید صنعتی
labor intensive production تولید کاربر
production possibility curve منحنی امکانات تولید
production possibility frontier مرز امکانات تولید
fixed production coefficients ضرایب تولید ثابت
production possibility bondary مرز امکانات تولید
production planning and control برنامه ریزی و کنترل تولید
mobility of factors of production تحرک عوامل تولید
homogeneous production function تابع تولید همگن
production indifference curve منحنی بی تفاوتی تولید
mass production of goods تولید انبوه کالا
mass production of goods تولید توده وار کالا
large scale production method روش تولیدانبوه
large scale production method روش تولیدبه مقیاس وسیع
linear homogenous production function تابع تولید خطی همگن
production/export riser system صادراتدستگاهپایه
production/export riser system تولیدات
cobb doglas production function ر کار بتوان کشش تولید نسبت به عامل سرمایه . اگرحاصلجمع کششهای فوق برابر 1 باشد تابع تولیدهمگن درجه 1 و مجموعه عوامل سرمایه و کار ثابت است و اگر بزرگتراز 1 باشدبازده کل صعودی و اگرکوچکتراز 1 باشد بازده کل نزولی است
production of electricity from nuclear energy تولیدالکتریسیتهازانرژیهستهای
production of electricity from solar energy دستیابیبهالکتریسیتهبوسیلهانرژیخورشیدی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com