English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (19 milliseconds)
English Persian
lot جنس عرضه شده برای فروش
Search result with all words
stock عرضه کردن کالا برای فروش سرسلسله
stocked عرضه کردن کالا برای فروش سرسلسله
warehousing system روشی که به موجب ان کالاهای وارداتی بدون پرداخت حقوق و عوارض گمرکی به مملکت وارد و انبار میشود و این عوارض درموقع عرضه برای فروش اخذ میشود
Other Matches
oversold بیش از عرضه یا تولید فروش کردن
oversell بیش از عرضه یا تولید فروش کردن
oversells بیش از عرضه یا تولید فروش کردن
overselling بیش از عرضه یا تولید فروش کردن
reaganomics اقتصادطرفدار عرضه است که اساس ان بر خلاف اقتصاد کینزی برروی مدیریت عرضه قراردارد . در این اقتصاد کاهش مالیات بعنوان یک محرک اقتصادی که باعث افزایش تولید و عرضه خواهد شد معرفی میشود
Kaleida Labs شرکت فروش واسط بین Apple و IBM برای تولید از برای نوشتاری چندرسانهای
to offer a reward [for] عرضه کردن پاداشی [برای]
electronic سیستمی که از ترمینال کامپیوتری برای سایت فروش برای امور الکترونیکی یا کنترل مثل مشخصات محصول و...
skimming محصولی را با قیمت بالاعرضه کردن برای اطمینان ازمقاومت ان و متعاقبا" تخفیف تدریجی دادن برای توسعه فروش
tenderest وجهی که خوانده برای اثبات امادگیش در مورد ادای دین خواهان به دادگاه عرضه میکند
tendered وجهی که خوانده برای اثبات امادگیش در مورد ادای دین خواهان به دادگاه عرضه میکند
tender وجهی که خوانده برای اثبات امادگیش در مورد ادای دین خواهان به دادگاه عرضه میکند
tendering وجهی که خوانده برای اثبات امادگیش در مورد ادای دین خواهان به دادگاه عرضه میکند
sales برای فروش حراجی
on offer اماده برای فروش
ready مناسب برای استفاده از یا فروش .
readying مناسب برای استفاده از یا فروش .
production ساخت مواد برای فروش
spot price قیمت برای فروش فوری
productions ساخت مواد برای فروش
readied مناسب برای استفاده از یا فروش .
the book is print کتاب برای فروش موجودایت
readies مناسب برای استفاده از یا فروش .
woollen draper پشمینه فروش ماهوت فروش شال فروش
sales talk مذاکره وبازار گرمی برای فروش
products محصول تولید شده برای فروش
cash crop محصولی که برای فروش فرآوری میشود
import بردن محصولات به کشوری برای فروش
imported بردن محصولات به کشوری برای فروش
product محصول تولید شده برای فروش
importing بردن محصولات به کشوری برای فروش
packs قرار دادن چیزها در جعبه برای فروش یا ارسال
pack قرار دادن چیزها در جعبه برای فروش یا ارسال
current asset cycle زمانی که برای تساوی حجم فروش با سرمایه جاری لازم است
neoclassical theory of value تئوری ارزش نئوکلاسیک .براساس این نظریه ارزش یک کالا براثر تداخل عرضه وتقاضا برای کالای مورد نظربدست می اید
debt finance افزایش سرمایه از طریق فروش سهام تامین محل برای پرداخت قروض و دیون
In the short term, it may be wiser to sacrifice profit in favour of turnover. برای دوره کوتاه مدت مصلحت دیده می شود که سود را به نفع فروش فدا دهند.
carring over تعویق تصفیه حساب در خریدو فروش سهام برای انتقال مال یا تسلیم مبیع مهلت تعیین کردن
pearlies جامه میوه فروش یا سبزی فروش دوره گرد که دکمههای مروارید دارد
on licence پروانه فروش ابجو یا نوشابههای دیگر که در همان جایگاه فروش گسازده شود
wine seller میفروش باده فروش شراب فروش خمار
epos سیستمی که از یک ترمینال کامپیوتر به عنوان سایت فروش برای محصولهای الکتریکی یا کنترل انبار و نیز مشخصات محصول به کارمی رود
pos سیستمی که از ترمینال کامپیوتری در سایت نقط ه فروش برای ارسال الکترونیکی یا کترول مشابه به قیمت گذاری محصول و... استفاده میکند
hard sell سخت کوشی در فروش فروش مجدانه
sale maximization به حداکثر رسانیدن فروش ماکزیمم فروش
sales force نیروی فروش کارکنان قسمت فروش
point of sale سیستمی که از ترمینال کامپیوتر در نقط ه فروش سایت برای ارسال الکترونیکی یا کنترل ارسال مشابه قیمت گذاری محصول و.. استفاده میشود
optional claiming race مسابقهای که صاحب اسب ازادی در فروش یا خودداری از فروش اسب دارد
foreign military sales فروش نظامی خارجی فروش مواد و تجهیزات فروش مواد و تجهیزات نظامی به خارجیان
furrier خز فروش پوست فروش
furriers خز فروش پوست فروش
sales promotion افزایش فروش از راه تبلیغات افزایش فروش
offered عرضه
inept بی عرضه
offer عرضه
presentations عرضه
offers عرضه
presentation عرضه
slouchy بی عرضه
aggregate supply عرضه کل
dowdy بی عرضه
supplied عرضه
good for nothing بی عرضه
proffers عرضه
proffered عرضه
proffer عرضه
supply عرضه
supplying عرضه
total supply عرضه کل
proffering عرضه
efficiency عرضه
disposable قابل عرضه
change in supply تغییر عرضه
exposition عرضه نمایشگاه
expositions عرضه نمایشگاه
inelastic supply عرضه بی کشش
supply عرضه داشتن
presentative عرضه داشتنی
offered عرضه کردن
work effort عرضه کار
aggregate market supply عرضه کل بازار
jackstraw ادم بی عرضه
joint supply عرضه مشترک
offer عرضه کردن
supplied عرضه داشتن
leader merchandising پیشرو در عرضه
money supply عرضه پول
supply function تابع عرضه
presentation ارائه عرضه
presentations ارائه عرضه
offer and demand عرضه و تقاضا
supply price قیمت عرضه
supply schedule جدول عرضه
supply of money عرضه پول
national supply عرضه ملی
supply of labor عرضه کار
supply curve منحنی عرضه
supply constraints محدودیتهای عرضه
fixed supply عرضه ثابت
offers عرضه کردن
supply and d. عرضه وتقاضا
supply and demand عرضه و تقاضا
supplying عرضه داشتن
oversupply عرضه بیش از حد
money stock عرضه پول
supply management مدیریت عرضه
provide عرضه کردن
presenting عرضه کردن
presents عرضه کردن
elastic supply عرضه حساس
trial offer عرضه ازمایشی
elasticity of supply کشش عرضه
elastic supply عرضه با کشش
counter offer عرضه متقابل
gluts عرضه بیش از حد
representable قابل عرضه
provides عرضه کردن
excess supply عرضه بیش از حد
excess supply عرضه اضافی
quantity of supply مقدار عرضه
sampling offer عرضه ازمایشی
glut عرضه بیش از حد
present عرضه کردن
presented عرضه کردن
marketed به بازار عرضه کردن
perfectly inelastic supply عرضه کاملا بی کشش
market به بازار عرضه کردن
price elasticity of supply کشش قیمتی عرضه
marketable قابل عرضه دربازار
institute of purchasing and supply موسسه خرید و عرضه
perfectly elastic supply عرضه کاملا با کشش
quantity supplied مقدار عرضه شده
disposure نمایش عرضه داشت
real money supply عرضه واقعی پول
gluts عرضه بیش از تقاضا
marginal supply price قیمت عرضه نهائی
supply and demand law قانون عرضه و تقاضا
glut عرضه بیش از تقاضا
marketability قابلیت عرضه در بازار
law of supply and demand قانون عرضه و تقاضا
markets به بازار عرضه کردن
offer پیشکش کردن عرضه
goons تروریست بی عرضه و نالایق
to offer عرضه کردن [ کالا]
offeror فروشنده عرضه کننده
offered پیشکش کردن عرضه
to place on the market به بازار عرضه کردن
demand and supply market بازار عرضه و تقاضا
goon تروریست بی عرضه و نالایق
personal service utility عرضه سرانه کار
supply side economics اقتصاد طرفدار عرضه
elastic supply عرضه انعطاف پذیر
scruff ادم بی عرضه وفقیر
to put on the market به بازار عرضه کردن
offers پیشکش کردن عرضه
supply push inflation تورم ناشی از فشار عرضه
long run industry supply curve منحنی عرضه صنعت در بلندمدت
marketable goods کالاهای قابل عرضه به بازار
backward bending supply curve منحنی عرضه به عقب خم شونده
supplied تامین موجودی عرضه نمودن
supply تامین موجودی عرضه نمودن
supplying تامین موجودی عرضه نمودن
oligopoly انحصار چند جانبه فروش انحصار چند قطبی فروش
loanable funds وجوه قابل عرضه به بازار پول
vendible قابل فروش جنس قابل فروش
vendable قابل فروش جنس قابل فروش
kiosk فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
kiosks فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
sue and losse part عرضه کالا به صورت مجزا یاتفکیک شده
sad sack ادم خوش نیت ولی احمق وبی عرضه
readout دریافت فوری اطلاعات پردازش شده قابل عرضه بازخوانی
launch جاانداختن کالا در بازار عرضه نمودن کالای جدید دربازار
launched جاانداختن کالا در بازار عرضه نمودن کالای جدید دربازار
launching جاانداختن کالا در بازار عرضه نمودن کالای جدید دربازار
launches جاانداختن کالا در بازار عرضه نمودن کالای جدید دربازار
window shopper کسی که فقط از پشت ویترین کالاهای عرضه شده راتماشا میکند
commodities چیزی که قادر به رفع نیاز بشر بوده ومقدار عرضه ان محدود باشد
commodity چیزی که قادر به رفع نیاز بشر بوده ومقدار عرضه ان محدود باشد
letters patent نامهای است که به وسایل مختلفه به مردم عرضه میشود تا ازمضمون ان همگان اگاه شوند
badminton بازی انفرادی یا دو نفره در زمین به طول 04/31 متر و عرض 01/6متر برای دونفره و 81/5متر در 01/6 متر برای انفرادی و شامل سه گیم وهر گیم 51 امتیاز برای مردان و 11 امتیاز برای زنان
say's law عرضه تقاضای خودرا بوجود می اورد بنابراین تعادل همواره در سطح اشتغال کامل وجود خواهدداشت
Beginner's All Purpose Symbolic Instruction Code زبان برنامه سازی مط ح بالا برای توسعه برنامه به صورت محاورهای برای ایجاد یک مقدمه ساده برای برنامه نویسی کامپیوتری
plug compatible دستگاه جانبی که نیازمند هیچ گونه تغییر رابط برای اتصال مستقیم به سیستم کامپیوتری یک سازنده دیگر نمیباشدهمساز برای اتصال سازگاری برای اتصال
microsoft بزرگترین طراحی و ناشر نرم افزار برای PC و Macintosh. ماکروسافت سیستم عامل را برای IBM PC سافت و پس برای ماکروسافت با مجموعهای از نرم افزارهای کاربردی
supply price of capital قیمت عرضه سرمایه اصطلاح کینز در رابطه باهزینه سرمایه گذاری
marketing فروش
sells فروش
iceman یخ فروش
taverner می فروش
sale فروش
selling فروش
turnover فروش
sales فروش
turnover کل فروش
sell فروش
vendition فروش
offtake فروش
retailer تک فروش
department store فروشگاه بزرگی که انواع مختلف کالا در ان بفروش میرسد و هر کالا در بخش خاص خود عرضه میگردد
department stores فروشگاه بزرگی که انواع مختلف کالا در ان بفروش میرسد و هر کالا در بخش خاص خود عرضه میگردد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com