English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
electronic counter measure جنگهای الکترونیکی
Other Matches
unconventional warfare جنگهای چریکی
crusade wars جنگهای صلیبی
punic wars جنگهای سه گانه رم باقرطاجنی ها
gold palm نشان شرکت در جنگهای ازادی امریکا
solid-state وسیله الکترونیکی که با اثرات سیگنالهای الکترونیکی یا مغناطیسی در ماده نیمه هادی کار میکند
electronic office محل تجهیزات الکترونیکی دفتر الکترونیکی
ebam Addressed ElectricBeam دستگاه ذخیره الکترونیکی که از مدارهای الکترونیکی برای کنترل اشعهای از یک سطح نیمه هادی اکسید فلز خوانده یا در ان می نویسد استفاده میکندemory
cybernetics مط العه روش حرکت ماشین الکترونیکی یا انسانی و نحوه تقلید ماشین الکترونیکی از رفتار و اعمال انسان
electronic element بخش الکترونیکی قسمت الکترونیکی
paperless شرکت الکترونیکی یا شرکتی که از کامپیوتر و سایر قط عات الکترونیکی برای کارهای شرکت استفاده میکند و از کاغذ استفاده نمیکند
electronic کامپیوتر دیجیتالی با قط عات الکترونیکی حالت ساده با CPU و حافظه اصلی و فضای ذخیره سازی و دستگاه ورودی / خروجی . که توسط قط عات الکترونیکی و مدارهای مجتمع پیاده سازی می شوند
whitest پایگاه داده کاربران و آدرس پست الکترونیکی آنها ذخیره شده در اینترنت که به سایر کاربران کمک میکند تا آدرس پست الکترونیکی را پیدا کنند
white پایگاه داده کاربران و آدرس پست الکترونیکی آنها ذخیره شده در اینترنت که به سایر کاربران کمک میکند تا آدرس پست الکترونیکی را پیدا کنند
whiter پایگاه داده کاربران و آدرس پست الکترونیکی آنها ذخیره شده در اینترنت که به سایر کاربران کمک میکند تا آدرس پست الکترونیکی را پیدا کنند
electrosensitive printer چاپگر حساس الکترونیکی چاپگر با حساسیت الکترونیکی
e mail علامت اختصاری پست الکترونیکی پست الکترونیکی
electro optics وسایل نشانه روی الکترونیکی دوربینهای نشانه روی الکترونیکی
electronic الکترونیکی
electronic calculator حسابگر الکترونیکی
electronic deception فریب الکترونیکی
electronic element عنصر الکترونیکی
electronic filling پر کردن الکترونیکی
electronic control کنترل الکترونیکی
electronic counter counter measures اقدامات ضد ضد الکترونیکی
electronic countermea sures اقدامات ضد الکترونیکی
electronic interfrence تداخل الکترونیکی
electronic security تامین الکترونیکی
electronic publishing انتشارات الکترونیکی
electronic magazine مجله الکترونیکی
electronic music موسیقی الکترونیکی
electronic navigation ناوبری الکترونیکی
electronic printer چاپگر الکترونیکی
electronic mail پست الکترونیکی
electronic pen قلم الکترونیکی
electronic control تنظیم الکترونیکی
graphics وسیله الکترونیکی
pos قط ه فروش الکترونیکی
snail mail و نه پست الکترونیکی
computers ماشین الکترونیکی
adapter وسیله الکترونیکی
strobe ا ز یک مدار الکترونیکی
email [short for electronic mail] پست الکترونیکی
elctron tube لامپ الکترونیکی
electrical communications ارتباطات الکترونیکی
electrical interception رهگیری الکترونیکی
electronic computer کامپیوتر الکترونیکی
electronic beam اشعه ی الکترونیکی
electronic brain مغز الکترونیکی
e-mail [short for electronic mail] پست الکترونیکی
electronic components اجزاء الکترونیکی
electronic control فرمان الکترونیکی
computer ماشین الکترونیکی
electronic الکترونیکی مربوط به الکترونیک
edp manager مدیرداده پردازی الکترونیکی
eft انتقال الکترونیکی دارائی
eft انتقال الکترونیکی سرمایه
electronic camputer ماشین حساب الکترونیکی
bin بلوک سه بعدی الکترونیکی
electronic countermea sures پیش گیریهای ضد الکترونیکی
electronic data processing پردازش الکترونیکی داده
electronic warfare میدان جنگ الکترونیکی
bins بلوک سه بعدی الکترونیکی
amusement arcade سالن بازیهای الکترونیکی
integrate electronic component قطعه الکترونیکی مجتمع
electrosensitive paper کاغذ حساس الکترونیکی
electronic voltmeter ولت سنج الکترونیکی
electronic transfer of data انتقال الکترونیکی اطلاعات
electronic spreadsheet صفحه گسترده الکترونیکی
electronic fund transfer ارسال الکترونیکی دارائی
electronic power supply منبع تغذیه الکترونیکی
electronic modulation مدولاسیون اطلاعات الکترونیکی
videoed فرافرستی الکترونیکی اطلاعات مرئی
videoing فرافرستی الکترونیکی اطلاعات مرئی
industrial electronic computer ماشین حساب الکترونیکی صنعتی
trunk exchange مرکز تلفن با سیستم الکترونیکی
EXOR پیاده سازی الکترونیکی تابع EX OR
microsoft برنامهای در ویندوز که پست الکترونیکی
videos فرافرستی الکترونیکی اطلاعات مرئی
OR function پیاده سازی الکترونیکی تابع OR
electronic security رعایت حفافت ارتباط الکترونیکی
electronically programmable برنامه پذیر به صورت الکترونیکی
electronic data processing system سیستم پردازش الکترونیکی داده
video فرافرستی الکترونیکی اطلاعات مرئی
gates پیاده سازی الکترونیکی تابع EXNOR
replied پاسخ دادن به پیام پست الکترونیکی
replies پاسخ دادن به پیام پست الکترونیکی
reply پاسخ دادن به پیام پست الکترونیکی
gates پیاده سازی الکترونیکی تابع EXOR
gates مدار الکترونیکی که تابع NOR را انجام میدهد
gates مدار الکترونیکی که تابع OR را انجام میدهد
gates پیاده سازی الکترونیکی تابع NAND
exclusive پیاده سازی الکترونیکی تابع EXOR
gate مدار الکترونیکی که تابع OR را انجام میدهد
gate مدار الکترونیکی که تابع NOR را انجام میدهد
gate پیاده سازی الکترونیکی تابع NAND
gate پیاده سازی الکترونیکی تابع EXOR
gate پیاده سازی الکترونیکی تابع EXNOR
replying پاسخ دادن به پیام پست الکترونیکی
electronically مراجعه به دستورات بااستفاده از روشهای الکترونیکی
facsimile transceiver واحدی برای انتقال و دریافت الکترونیکی
electronic navigation هدایت هواپیما یا کشتی بادستگاههای الکترونیکی
sensed آزمایش وضعیت یک وسیاه یا قطعه الکترونیکی
motorola سازنده تجهیزات الکترونیکی شامل ریزپردازنده ها
NEQ پیاده سازی الکترونیکی تابع NER
non equivalence function پیاده سازی الکترونیکی تابع NEQ
sense آزمایش وضعیت یک وسیاه یا قطعه الکترونیکی
senses آزمایش وضعیت یک وسیاه یا قطعه الکترونیکی
EXNOR پیاده سازی الکترونیکی تابع EXNOR
responsor دستگاه گیرنده و جواب دهنده الکترونیکی
an system سیستم الکترونیکی نیروی زمینی و دریایی
balloon reflector بالن منعکس کننده امواج الکترونیکی منعکس کننده امواج الکترونیکی بالن
new وسیله الکترونیکی که اخیرا اختراع شده باشد
Videotex تحویل اطلاعات خانگی الکترونیکی متن تصویری
newest وسیله الکترونیکی که اخیرا اختراع شده باشد
newer وسیله الکترونیکی که اخیرا اختراع شده باشد
proms حاقظه الکترونیکی که داده روی آن ذخیره میشود
equipment bay محفظه یا جعبهای که تجهیزات الکترونیکی در ان نصب میشود
new- وسیله الکترونیکی که اخیرا اختراع شده باشد
shoran نوعی وسیله ناوبری الکترونیکی برد کوتاه
pursuit navigation ناوبری و هدایت موشک باامواج الکترونیکی تا هدف
NAND function مدار الکترونیکی که دارای تابع NAND است
processor سیستم کامپیوتری یا الکترونیکی برای پردازش تصویر
edp پردازش داده بااستفاده از قط عات کامپیوتری و الکترونیکی
NOT function مدار الکترونیکی یا قطعه که تابع NOT را انجام میدهد
NOR function = مدار الکترونیکی یا قطعهای که تابع NOR را انجام میدهد
calculator ماشین الکترونیکی که پاسخ مشکلات عددی را میدهد
electrically erasable read only memory حافظه الکترونیکی پاک شدنی فقط خواندنی
electroluminescent قابل انتشار نور طبق روشنایی الکترونیکی
electroluminescing که نور را طبق روشنایی الکترونیکی انتشار میدهد
proms وسیله الکترونیکی برای برنامه نویسی PROM
prom حاقظه الکترونیکی که داده روی آن ذخیره میشود
technology قط عات الکترونیکی که تازه ساخته شده اند
amplifier مدار الکترونیکی که قدرت یک سیگنال را افزایش میدهد
amplifiers مدار الکترونیکی که قدرت یک سیگنال را افزایش میدهد
technologies قط عات الکترونیکی که تازه ساخته شده اند
charges وسیله الکترونیکی که با بار الکتریکی کار میکند
shouts نوشتن پیام یا بیت الکترونیکی با حروف بزرگ
charge وسیله الکترونیکی که با بار الکتریکی کار میکند
shouting نوشتن پیام یا بیت الکترونیکی با حروف بزرگ
shouted نوشتن پیام یا بیت الکترونیکی با حروف بزرگ
calculators ماشین الکترونیکی که پاسخ مشکلات عددی را میدهد
shout نوشتن پیام یا بیت الکترونیکی با حروف بزرگ
electronic پردازش داده با استفاده از وسایل الکترونیکی و کامپیوتر
prom وسیله الکترونیکی برای برنامه نویسی PROM
electronic داده ارسال شده به صورت باسهای الکترونیکی
peripheral و تنها محدود به سرعت مدار الکترونیکی است
technologies قرار دادن یک قطعه الکترونیکی جدید در تجارت یا صنعت
musical instrument digital interface واسط سریال که قط عات الکترونیکی را بهم وصل میکند
gates قط عات الکترونیکی که یک تابع منط قی را پیاده سازی می کنند
components تعداد اعضای الکترونیکی در واحد مسافت در روی یک PCB
mail پیام های الکترونیکی از و به کاربران صفحه آگهی یا شبکه
mails پیام های الکترونیکی از و به کاربران صفحه آگهی یا شبکه
MAPI که نحوه ارسال و انتقال پست الکترونیکی را نشان میدهد
gate قط عات الکترونیکی که یک تابع منط قی را پیاده سازی می کنند
mail application programming interface که نحوه ارسال و انتقال پست الکترونیکی را بیان می کنند
hall effect یچ الکترونیکی در حالت جامد که با میدن مغناطیسی کار میکند
component تعداد اعضای الکترونیکی در واحد مسافت در روی یک PCB
circuits ارتباط بین عناصر الکترونیکی که عملی را انجام می دهند
technology قرار دادن یک قطعه الکترونیکی جدید در تجارت یا صنعت
capacitor عنصر الکترونیکی که میتواند بار الکتریکی ذخیره کند
electronic شخصی که متخصص کار روی وسایل الکترونیکی است
serial قطعه الکترونیکی که داده سریال را به موازی تبدیل میکند
serials قطعه الکترونیکی که داده سریال را به موازی تبدیل میکند
circuit ارتباط بین عناصر الکترونیکی که عملی را انجام می دهند
nonlinear مدار الکترونیکی که خروجی آن نسبت به ورودی خط ی تغییر نمیکند
communication مدار الکترونیکی که به کامپیوتر اجازه ارتباط با مودم میدهد
duplex مدار الکترونیکی برای ارسال داده در دو جهت همزمان
office of the future ارتباطات داده و سایر تکنولوژیهای الکترونیکی بعمل می اورد
duplexes مدار الکترونیکی برای ارسال داده در دو جهت همزمان
music در رهگیری هوایی به معنی پخش پارازیت دردستگاههای الکترونیکی است
cards ورقه نصب مواد که روی آن قط عات الکترونیکی قابل نصبند
radio sheck یک سازنده و توزیع کننده تجهیزات الکترونیکی شامل سیستمهای ریزکامپیوتر
bayonetting سیستم الکترونیکی که به هواپیما امکان رسیدن به اهداف زمینی را میدهد
bayonetted سیستم الکترونیکی که به هواپیما امکان رسیدن به اهداف زمینی را میدهد
bayonets سیستم الکترونیکی که به هواپیما امکان رسیدن به اهداف زمینی را میدهد
image [وسیله عکاسی الکترونیکی که سیگنالی تولید میکند به مجموعهای از نورها.]
attachment فایل نام دارای که همراه یک پیامیست الکترونیکی ارسال میشود
bayonet سیستم الکترونیکی که به هواپیما امکان رسیدن به اهداف زمینی را میدهد
images وسیله عکاسی الکترونیکی که سیگنالی تولید میکند به مجموعهای از نورها.
battery integration end radar display وسایل توزیع اتش الکترونیکی پدافند هوایی و رادارهای مربوطه
multiplan یک صفحه گسترده الکترونیکی که شبکه بزرگی برای ورودی ها میدهد
card ورقه نصب مواد که روی آن قط عات الکترونیکی قابل نصبند
transistor وسیله الکترونیکی نیمه هادی که جریان را در یک مدار کنترل میکند.
transistors وسیله الکترونیکی نیمه هادی که جریان را در یک مدار کنترل میکند.
sysop فردی که تابلوی اعلانات الکترونیکی را راه اندازی میکند سیساپ
analyzer وسیله آزمایش الکترونیکی که الگوهای مختلف سیگنال را نمایش میدهد
X.00 استاندارد CCITT که روش ارسال پست الکترونیکی را بیان میکند
communication وسیله الکترونیکی که ارسال داده و router مسیر را کنترل میکند
combinational مدار الکترونیکی که از چندین عنصر متصل تشکیل شده است
technology فناوری درخواست , ذخیره سازی , پردازش و توزیع اطلاعات به صورت الکترونیکی .
board computer یک کامپیوتر که تمام مولفههای الکترونیکی ان روی یک برد قرار گرفته است
motorola تولید کننده قط عات الکترونیکی شامل پردازندههای کامپیوتری Apple Macintosh
logic مدار الکترونیکی که از چندین دروازههای منط قی مثل EXOR,OR,AND تشکیل شده
mails که به سیستم پست الکترونیکی دستیابی دارد بدون ترک برنامه کاربردی
mail که به سیستم پست الکترونیکی دستیابی دارد بدون ترک برنامه کاربردی
volatile حافظه داده پرداز الکترونیکی که با قطع توان الکتریکی پاک میشود
populated board یک تخته مدار چاپی که حاوی تمام مولفه ها الکترونیکی خود میباشد
forwarded ارسال پیام پست الکترونیکی که از کاربر دیگری دریافت کرده اید
forward ارسال پیام پست الکترونیکی که از کاربر دیگری دریافت کرده اید
and دروازه الکترونیکی که تابع "و" منط قی را روی سیگنالهای الکتریکی انجام میدهد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com