English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 90 (6 milliseconds)
English Persian
double i butt weld جوش درزی ای دوبل
Other Matches
double squirrel cage motor موتور قفس سنجابی دوبل موتور با شیار دوبل
commisural درزی
commissural درزی
fashioner درزی
knight of the shears درزی
ninth part of a man درزی
sutural درزی
butt seam weld جوشکاری درزی
in the costume of درلباس درزی
butt welding جوشکاری درزی
resistance seam welding جوشکاری درزی مقاومتی
circular seam welding جوشکاری درزی کمانهای
lapped seam welding جوشکاری درزی رویهم
under the guize of بعنوان به بهانه درهیئت درزی
duple دوبل
double frequency فرکانس دوبل
double integral انتگرال دوبل
double knot گره دوبل
double refraction شکست دوبل
double refraction انکسار دوبل
double entry bookkeeping حسابداری دوبل
double diode دیود دوبل
double seam درز دوبل
push and pull lever اهرم دوبل
twin lever اهرم دوبل
double u butt joint اتصال لب به لب یو دوبل
twin conductor هادی دوبل
double vee guide راهنمای وی دوبل
dual capacitor خازن دوبل
dual tire لاستیک دوبل
double u butt weld جوش لب به لب یو دوبل
double bottoms ناو کف دوبل
fours مسابقه دوبل
double amplitude دامنه دوبل
double-checks کیش دوبل
double acting fuse فیوز دوبل
doubles بازی دوبل
double بازی دوبل
doubled بازی دوبل
doubled up بازی دوبل
double-checking کیش دوبل
double belt تسمه دوبل
double-checked کیش دوبل
double-check کیش دوبل
double check کیش دوبل
double bank radial engine موتور ستارهای دوبل
double entry سیستم دفترداری دوبل
double tandem engine موتور سری دوبل
double three spindle machine دستگاه سه هرزگردی دوبل
double earth fault اتصال زمین دوبل
double dribble خطای دوبل در بسکتبال
dual crank میل لنگ دوبل
double rotor motor موتور با رتور دوبل
duplex fixed bed miller دستگاه فرز دوبل
double accumulator switch کلید انباره دوبل
indenture دوبل کردن قرارداد
double flanged butt joint اتصال لب به لب- لبه دوبل
double knee لوله زانویی دوبل
double flanged seam درز- لبه دوبل
double integration method روش انتگرال دوبل
polyphase earth اتصال زمین دوبل
double delta connection اتصال مثلث دوبل
double keyway broach مته دستی با جا خار دوبل
double angle milling cutter دستگاه فرز زاویه دوبل
double helical gear چرخ دندانه مارپیچی دوبل
double four spindle machine دستگاه چهار هرزگردی دوبل
double thrust ball bearing بلبرینگ با فشار محوری دوبل
double thrust bearing یاطاقان با فشار محوری دوبل
double track railway bridge پل راه اهن باسکوی دوبل
double two high rolling mill دستگاه نورد مضاعف دوبل
double multiple disc clutch کلاج چند صفحه- دوبل
double frame hobbing machine دستگاه فرز غلطکی با قاب دوبل
adjustable double endwrench آچار شش گوش قابل تنظیم دوبل
double squirrel cage موتور با رتور قفس سنجابی دوبل
double accentric press پرس خارج از مرکز بایاطاقان دوبل
service line خط مرزی روی زمین در بازی اسکواش دوبل
duplex operation کارکرد یا عملکرد دوبل مکالمه تلفنی دو طرفه
up and back بازیگران عقب و جلو در بازی تنیس دوبل
double base diode دیود- بیس دوبل ترانزیستور یونی- جانکشن
credit ستون اعتبار در حسابداری دوبل به حساب بستانکاری کسی گذاشتن
credited ستون اعتبار در حسابداری دوبل به حساب بستانکاری کسی گذاشتن
crediting ستون اعتبار در حسابداری دوبل به حساب بستانکاری کسی گذاشتن
credits ستون اعتبار در حسابداری دوبل به حساب بستانکاری کسی گذاشتن
alley حاشیه اضافی زمین تنیس دربازی دوبل مسیر معمولی گوی بولینگ
alleyways حاشیه اضافی زمین تنیس دربازی دوبل مسیر معمولی گوی بولینگ
alleys حاشیه اضافی زمین تنیس دربازی دوبل مسیر معمولی گوی بولینگ
two cell accumulator اکومولاتور دو سلولی اکومولاتور دوبل
duodide دیود مضاعف دیود دوبل
bight حلقه طناب مضاعف قایق حلقه طناب دوبل
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com