Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
state of emergency
حالت اضطرار
Other Matches
the i
[حالت من) اگاهی :این کلمه در حالت مفعولیت me ودر حالت فاعلیت I است
mode
قالب کدگذاری با دو حالت : حالت مشابه mode است . حالت نیاز به پردازش ندارد و داده مستقیم واد کانال خروجی میشود
modes
قالب کدگذاری با دو حالت : حالت مشابه mode است . حالت نیاز به پردازش ندارد و داده مستقیم واد کانال خروجی میشود
emergencies
اضطرار
necessity
اضطرار
constrain
اضطرار
constraint
اضطرار
compulsion
اضطرار
constrains
اضطرار
constraining
اضطرار
compulsions
اضطرار
exigency
اضطرار
exigencies
اضطرار
emergency
اضطرار
coercion
اضطرار
compulsoriness
اضطرار
emergency reaction
واکنش اضطرار
distressfully
از روی اضطرار
exigencies
ضرورت اضطرار
in case of emergency
هنگام اضطرار
exigency
ضرورت اضطرار
emergencies
پیشامدی که اقدام فوری راایجاب کند اضطرار
emergency
پیشامدی که اقدام فوری راایجاب کند اضطرار
foreground
سیستم کامپیوتری که در حالت اجرای برنامه ممکن است : حالت پیش زمینه برای برنامههای کاربردی محاورهای . حالت پس زمینه : برای برنامههای سیستمهای ضروری
vitrifying
تغییر شکل سرامیک از حالت کریستالی به حالت شیشهای یا غیر متبلور
analogues
ذخیره سازی سیگنال ها در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
square
تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
squared
تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
squares
تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
analogue
ذخیره سازی سیگنال ها در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
squaring
تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
analog
سیگنالهای ذخیره سازی در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
convertor
وسیله یا برنامهای که داده را از یک حالت به حالت دیگر تبدیل میکند
oblique case
حالت مفعولی یا اضافه حالت اسمی که نه فاعل باشدنه منادی
prints
کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
print
کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
printed
کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
devitrify
از حالت شیشهای در اوردن حالت بلوری دادن
plebeianism
حالت عوام یا مردم پست حالت توده
alternates
تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
alternate
تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
state of rest
حالت ارام حالت سکون وضعیت ساکن
alternated
تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
subsidy
مالیات فوق العادهای که درمواقع اضطرار و برای امورمهم و غیر مترقبه مملکتی اخذ میشود
distresses
توقیف مال متخلف و دادن ان به قبض طرف زیان دیده تامین خواسته یا محکوم به اضطرار
distress
توقیف مال متخلف و دادن ان به قبض طرف زیان دیده تامین خواسته یا محکوم به اضطرار
plasticity
حالت خمیری پلاستیسیته حالت نرمی
genitive
حالت مالکیت حالت مضاف الیه
uart
قطعهای که رشتههای بیت سریال آسنکردن را به حالت موازی یا داده را به حالت رشته بیت سری تبدیل میکند
spectralness
حالت طیفی حالت شبحی
marginal case
حالت نهائی حالت حدی
cold forming
حالت دهی در حالت سرد
transitoriness
حالت ناپایداری حالت بی بقایی
spectrality
حالت طیفی حالت شبحی
crude
حالت طبیعی رنگ
[حالت ملایم و اصیل رنگ]
real mode
حالت پردازش پیش فرض برای IBM PC وتنها حالتی که در DOS عمل میکند. این حالت به معنای این است که یک سیستم عملیات تک کاره است که نرم افزار میتواند هر حافظه یا وسیله ورودی و خروجی را استفاده کند
cold strength
استحکام در حالت سرد مقاومت در حالت سرد
universal
قطعهای که رشته بیت سری اسنکرون را به حالت موازی یا حالت موازی را به رشته سری تبدیل میکند
forward seat
حالت نشستن سوارکار روی زین در پرش حالت نشستن سوارکار بر روی زین
manner
حالت
tempered
حالت
disposition
حالت
stating
حالت
unexpressive
بی حالت
line condition
حالت خط
expressions
حالت
makes
حالت
tempers
حالت
expression
حالت
glass eyed
بی حالت
make
حالت
if
حالت
phase
حالت
estates
حالت
estate
حالت
state
حالت
pyreticosis
حالت تب
ill conditioned
بد حالت
grain
حالت
predicament
حالت
predicaments
حالت
phases
حالت
situation
حالت
temper
حالت
situations
حالت
temperament
حالت
attitude
حالت
attitudes
حالت
stances
حالت
stance
حالت
idiocrasy
حالت
phased
حالت
temperaments
حالت
cases
حالت
stated
حالت
fettle
حالت
state-
حالت
self
حالت
case
حالت
states
حالت
condition
حالت
posturing
حالت
postures
حالت
febricity
حالت تب
feverishness
حالت تب
mood
حالت
queasiness
حالت قی
moods
حالت
status
حالت
postured
حالت
posture
حالت
nebulosity
حالت گازی
mopishly
با حالت افسرده
multiplex mode
حالت تسهیم
objective case
حالت مفعولی
possessive
حالت اضافه
thirstily
با حالت تشنگی
nebulosity
حالت ابری
no load condition
حالت بی باری
nominative case
حالت فاعلیت
in a state of depression
در حالت افسردگی
dative
حالت برایی
strains
حالت موروثی
nominative case
حالت فاعلی
normal state
حالت نرمال
nebulosity
حالت غباری
strain
حالت موروثی
faintly
در حالت ضعف
solid state
حالت جامد
refractivity
حالت انکسار
reclining position
حالت غنوده
real mode
حالت واقعی
rapturously
با حالت بیخودی
ragingly
با حالت خشم
queasiness
حالت تهوع
queasily
با حالت تهوع
quantum state
ویژه حالت
pyreticosis
حالت حمائی
vein
حالت تمایل
repellency
حالت دفع
resiliency
حالت ارتجاعی
saccharinity
حالت قندی
sol state
حالت سولی
soild state
حالت جامد
small ball
پرتاب بی حالت
trim
وضع حالت
trimmest
وضع حالت
trims
وضع حالت
skin the cat
حالت گربهای
sentimentalism
حالت احساساتی
seismicity
حالت ارتعاش
sea state
حالت دریا
pulverulence
حالت خاکی
protected mode
حالت محفوظ
individualism
حالت انفرادی
spring
حالت فنری
paramnesia
حالت فراموشی
springs
حالت فنری
oxidation state
حالت اکسایش
veins
حالت تمایل
oxidation number
حالت اکسایش
output state
حالت خروجی
orthogonality
حالت عمودی
periodicity
حالت تناوبی
normality
حالت عادی
perpendicularity
حالت عمودی
prone position
حالت درازکش
problem state
حالت مسئلهای
privileged mode
حالت ممتاز
polyvalency
حالت چندفرفیتی
polyvalence
حالت چندفرفیتی
plumbness
حالت عمودی
aglow
در حالت هیجان
physical state
حالت فیزیکی
of a good d.
خوش حالت
heat proof quality
حالت نسوزی
gas phase
حالت گازی
fugitiveness
حالت شخص
chararcter mode
حالت دخشهای
childishness
حالت بچگی
circuit opening
حالت مدارباز
free wheeling
حالت خلاصی
circumstantiality
حالت وکیفیت
final state
حالت پایانی
feminity
حالت زنانه
feminineness
حالت زنانه
burst mode
حالت پیوسته
glassy state
حالت شیشهای
vitreus state
حالت شیشهای
balanced state
حالت تعادل
balanced state
حالت متوازن
balanced state
حالت متعادل
balminess
حالت مرهمی
hang over
حالت خماری
ground state
حالت پایه
grittiness
حالت شنی
goutiness
حالت نقرسی
excited state
حالت برانگیخته
borderline state
حالت مرزی
febile
دارای حالت تب
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com