English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (11 milliseconds)
English Persian
glassy state حالت شیشهای
vitreus state حالت شیشهای
Search result with all words
devitrify از حالت شیشهای در اوردن حالت بلوری دادن
vitrifying تغییر شکل سرامیک از حالت کریستالی به حالت شیشهای یا غیر متبلور
Other Matches
the i [حالت من) اگاهی :این کلمه در حالت مفعولیت me ودر حالت فاعلیت I است
modes قالب کدگذاری با دو حالت : حالت مشابه mode است . حالت نیاز به پردازش ندارد و داده مستقیم واد کانال خروجی میشود
mode قالب کدگذاری با دو حالت : حالت مشابه mode است . حالت نیاز به پردازش ندارد و داده مستقیم واد کانال خروجی میشود
foreground سیستم کامپیوتری که در حالت اجرای برنامه ممکن است : حالت پیش زمینه برای برنامههای کاربردی محاورهای . حالت پس زمینه : برای برنامههای سیستمهای ضروری
analogue ذخیره سازی سیگنال ها در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
squaring تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
squares تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
squared تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
square تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
analog سیگنالهای ذخیره سازی در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
analogues ذخیره سازی سیگنال ها در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
oblique case حالت مفعولی یا اضافه حالت اسمی که نه فاعل باشدنه منادی
convertor وسیله یا برنامهای که داده را از یک حالت به حالت دیگر تبدیل میکند
print کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
prints کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
printed کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
glazing شیشهای
hyaloid شیشهای
vitriform شیشهای
glass rule خط کش شیشهای
vitric شیشهای
glassy شیشهای
vitreous شیشهای
galssy شیشهای
amorphous شیشهای
alternated تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
plebeianism حالت عوام یا مردم پست حالت توده
alternates تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
alternate تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
state of rest حالت ارام حالت سکون وضعیت ساکن
slow worm مار شیشهای
louvred دریاپنجرهچوبی-شیشهای
glass bulb حباب شیشهای
glass rod میله شیشهای
glass electrode الکترود شیشهای
glass vessels فروف شیشهای
blindworm مار شیشهای
glass jaw ارواره شیشهای
glass tube لوله شیشهای
glass eye چشم شیشهای
glassiness خاصیت شیشهای
shellac لاک شیشهای
hyaloid membrane شامهء شیشهای
semivitrified نیمه شیشهای
the vitreoud humour ابگونه شیشهای
glassy transition تبدیل شیشهای
marbles گلوله شیشهای
marble گلوله شیشهای
glazing coat روکش شیشهای
gamma transition تبدیل شیشهای
glass الت شیشهای
vitreosity خاصیت شیشهای
semivitrified نیم شیشهای
solar house گلخانه شیشهای
galss transition تبدیل شیشهای
genitive حالت مالکیت حالت مضاف الیه
plasticity حالت خمیری پلاستیسیته حالت نرمی
vitreous enamel coating روکش لعاب شیشهای
gamma transition temperature دمای تبدیل شیشهای
glass transition temperature دمای تبدیل شیشهای
glass type tube لامپ الکترونی شیشهای
hyalitis اماس رطوبت شیشهای
glasy trainsition temperature دمای تبدیل شیشهای
t.g دمای تبدیل شیشهای
salver سینی پایه دار شیشهای
salvers سینی پایه دار شیشهای
vitrify شیشهای کردن یا شدن زینترن
pseudoscope شیشهای که کاو را کوژکوژراکاو نماید
glass separator میان گیر شیشهای باتری
intravitreous واقع در درون رطوبت شیشهای
fogging مات کردن سطوح شیشهای یاعدسیها
eye glass شیشهای که برای کمک بینایی بکارمیبرند
uart قطعهای که رشتههای بیت سریال آسنکردن را به حالت موازی یا داده را به حالت رشته بیت سری تبدیل میکند
belljar نوعی فرف شیشهای مثل کاسه زنگ
vitrescence امادگی برای تبدیل به شیشه خاصیت شیشهای
spectralness حالت طیفی حالت شبحی
cold forming حالت دهی در حالت سرد
spectrality حالت طیفی حالت شبحی
transitoriness حالت ناپایداری حالت بی بقایی
marginal case حالت نهائی حالت حدی
cullet خرده شیشهای که برای خمیرشیشه گری بکار می رود
liquid crystal display صفحه نمایش دو جداره شیشهای با محلول کریستال مایع
liquid crystal displays صفحه نمایش دو جداره شیشهای با محلول کریستال مایع
meniscus شیشهای که از یکسو گوژ وازسوی دیگر کاو باشد
vitrescent اماده برای تبدیل به شیشه دارای خاصیت شیشهای
astrodome گنبد شیشهای که خلبان میتواند از وراء ان اسمان رامشاهده کند
LCD Display Crystal Liquid صفحه نمایش دو جداره شیشهای با محلول کریستال مایع
glass wool تودهای ازرشتههای شیشهای که بعنوان عایق گرما یا درتصفیه هوا بکار میر ود
fiber رشته بسیار باریک شیشهای یا پلاستیکی که داده را به صورت سیگنالهای نوری منتقل میکند
fibre رشته بسیار باریک شیشهای یا پلاستیکی که داده را به صورت سیگنالهای نوری منتقل میکند
fibres رشته بسیار باریک شیشهای یا پلاستیکی که داده را به صورت سیگنالهای نوری منتقل میکند
crude حالت طبیعی رنگ [حالت ملایم و اصیل رنگ]
fibre optics لایههای مناسب شیشهای یا پلاستیکی محافظت شده برای ارسال سیگنالهای نوری که داده سریع منتقل می کنند
bubble turn and slip الات دقیق اصلی پروازی که شتاب جانبی را با جابجایی حبابی داخل لوله شیشهای خمیده پر از مایعی نشان میدهد
real mode حالت پردازش پیش فرض برای IBM PC وتنها حالتی که در DOS عمل میکند. این حالت به معنای این است که یک سیستم عملیات تک کاره است که نرم افزار میتواند هر حافظه یا وسیله ورودی و خروجی را استفاده کند
cold strength استحکام در حالت سرد مقاومت در حالت سرد
glare صفحه شیشهای یا پلاستیکی در مقابل صفحه نمایش برای قط ع انعکاسی شدید نور
glares صفحه شیشهای یا پلاستیکی در مقابل صفحه نمایش برای قط ع انعکاسی شدید نور
glared صفحه شیشهای یا پلاستیکی در مقابل صفحه نمایش برای قط ع انعکاسی شدید نور
helical wave guide لوله فلزی که از فیبرهای نازک شیشهای و سیم هائی که توانایی انتقال هزاران پیام در خطوط مخابراتی رادارند تشکیل شده است
universal قطعهای که رشته بیت سری اسنکرون را به حالت موازی یا حالت موازی را به رشته سری تبدیل میکند
glass عینک دار کردن شیشهای کردن
fibre optics لایه شیشهای یا پلاستیکی نازک که قادر به ارسال سیگنالهای نوری است . سیگنال نوری یا لیزری برای نمایش داده ارسالی تقسیم میشود
scanner وسیلهای با صفحه مسط ح شیشهای که روی آن شکل یا عکس یا متن قرار دارد. نوک اسکن پایین شیشه حرکت میکند وتصویر را به داده که توسط کامپیوتر قابل تغییراست
scanners وسیلهای با صفحه مسط ح شیشهای که روی آن شکل یا عکس یا متن قرار دارد. نوک اسکن پایین شیشه حرکت میکند وتصویر را به داده که توسط کامپیوتر قابل تغییراست
forward seat حالت نشستن سوارکار روی زین در پرش حالت نشستن سوارکار بر روی زین
make حالت
feverishness حالت تب
if حالت
tempered حالت
ill conditioned بد حالت
line condition حالت خط
febricity حالت تب
temper حالت
tempers حالت
pyreticosis حالت تب
case حالت
cases حالت
self حالت
queasiness حالت قی
predicament حالت
predicaments حالت
makes حالت
idiocrasy حالت
posturing حالت
estate حالت
estates حالت
postures حالت
postured حالت
posture حالت
glass eyed بی حالت
stating حالت
manner حالت
state حالت
disposition حالت
stance حالت
phased حالت
expressions حالت
expression حالت
unexpressive بی حالت
states حالت
stated حالت
status حالت
state- حالت
phase حالت
situation حالت
moods حالت
grain حالت
mood حالت
condition حالت
phases حالت
fettle حالت
stances حالت
situations حالت
temperaments حالت
attitudes حالت
attitude حالت
temperament حالت
acedia حالت خ-لسه
accidentalness حالت اتفاقی
ground state حالت پایه
humanness حالت انسانیت
heat proof quality حالت نسوزی
goutiness حالت نقرسی
hang over حالت خماری
grittiness حالت شنی
i.c. حالت اولیه
inactive status حالت انتساب
incipience حالت نخستین
incipincy حالت نخستین
initial state حالت اغازی
defensively حالت دفاعی
defensively با حالت تدافع
nervousness حالت عصبانی
circuit opening حالت مدارباز
defensive حالت تدافع
in form خوش حالت
in a state of depression در حالت افسردگی
idiocrasy حالت مخصوص
idle position حالت سکون
ignition condition حالت احتراق
input mode حالت ورودی
locative حالت مکانی
accusative حالت مفعولی
sulkily با حالت قهر
genitive حالت اضافه
iciness حالت یخی
downiness حالت کرکی
deliverable state در حالت تحویل
facial expression حالت چهره
febile دارای حالت تب
deadness حالت مرده
feminineness حالت زنانه
feminity حالت زنانه
creaminess حالت سرشیری
final state حالت پایانی
doughiness حالت خمیری
counterpoise حالت تعادل
corresponding state حالت متنافر
deplorble condltion حالت زار
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com