Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
decrepitude
حالت ضعف و ناتوانی فرتوتی
Other Matches
senility
فرتوتی
second childhood
فرتوتی
decropitude
فرتوتی
d. age
شکستگی فرتوتی
decrement
فرتوتی کهنگی
the i
[حالت من) اگاهی :این کلمه در حالت مفعولیت me ودر حالت فاعلیت I است
mode
قالب کدگذاری با دو حالت : حالت مشابه mode است . حالت نیاز به پردازش ندارد و داده مستقیم واد کانال خروجی میشود
modes
قالب کدگذاری با دو حالت : حالت مشابه mode است . حالت نیاز به پردازش ندارد و داده مستقیم واد کانال خروجی میشود
foreground
سیستم کامپیوتری که در حالت اجرای برنامه ممکن است : حالت پیش زمینه برای برنامههای کاربردی محاورهای . حالت پس زمینه : برای برنامههای سیستمهای ضروری
analogues
ذخیره سازی سیگنال ها در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
square
تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
squared
تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
squares
تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
squaring
تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
analog
سیگنالهای ذخیره سازی در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
vitrifying
تغییر شکل سرامیک از حالت کریستالی به حالت شیشهای یا غیر متبلور
analogue
ذخیره سازی سیگنال ها در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
convertor
وسیله یا برنامهای که داده را از یک حالت به حالت دیگر تبدیل میکند
oblique case
حالت مفعولی یا اضافه حالت اسمی که نه فاعل باشدنه منادی
impotence
ناتوانی
asthenia
ناتوانی
insufficiency
ناتوانی
inability
ناتوانی
flivver
ناتوانی
faintness
ناتوانی
prosternation
ناتوانی
decropitude
ناتوانی
sickliness
ناتوانی
incapacitation
ناتوانی
insufficience
ناتوانی
disablement
ناتوانی
disabilities
ناتوانی
incapability
ناتوانی
enfeeblement
ناتوانی
failure
ناتوانی
failures
ناتوانی
impotency
ناتوانی
disability
ناتوانی
prints
کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
printed
کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
print
کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
market failure
ناتوانی بازار
acalculia
ناتوانی در حساب
acatamathesia
ناتوانی ادراکی
intolerance
تعصب ناتوانی
intolerancy
تعصب ناتوانی
perceptual handicap
ناتوانی ذهنی
asemia
ناتوانی نمادی
reading disability
ناتوانی در خواندن
asemasia
ناتوانی نمادی
amusia
ناتوانی موسیقایی
anaphia
ناتوانی بساوشی
debility
ضعف و ناتوانی
impotence
ناتوانی جنسی
alternated
تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
plebeianism
حالت عوام یا مردم پست حالت توده
alternate
تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
alternates
تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
state of rest
حالت ارام حالت سکون وضعیت ساکن
devitrify
از حالت شیشهای در اوردن حالت بلوری دادن
muffed
ناتوانی در گرفتن توپ
muffs
ناتوانی در گرفتن توپ
muff
ناتوانی در گرفتن توپ
nervous breakdown
ناتوانی روانی
[پزشکی]
muffing
ناتوانی در گرفتن توپ
feebly
از روی ضعف و ناتوانی
scatter arm
ناتوانی در پرتاب یا پاس
insolvency
ناتوانی درپرداخت دین
acraturesis
ناتوانی در دفع ادرار
undersexed
دارای ناتوانی جنسی
impotently
از روی ضعف و ناتوانی
plasticity
حالت خمیری پلاستیسیته حالت نرمی
genitive
حالت مالکیت حالت مضاف الیه
to invalid a soldier home
سربازیرا بواسطه ناتوانی ازخدمت رها کردن
blows
ناتوانی درانداختن تمام میلههای بولینگ با دو ضربه
blow
ناتوانی درانداختن تمام میلههای بولینگ با دو ضربه
pick a cherry
ناتوانی در انداختن تمام میلههای اسان بولینگ
uart
قطعهای که رشتههای بیت سریال آسنکردن را به حالت موازی یا داده را به حالت رشته بیت سری تبدیل میکند
don't give up the day job
<idiom>
[در مورد کاری خبره نبودن و ناتوانی انجام آن با مهارت]
blows
ناتوانی بعلت فشار مسابقه اتومبیلرانی یا نقص فنی
blow
ناتوانی بعلت فشار مسابقه اتومبیلرانی یا نقص فنی
cold forming
حالت دهی در حالت سرد
transitoriness
حالت ناپایداری حالت بی بقایی
marginal case
حالت نهائی حالت حدی
spectralness
حالت طیفی حالت شبحی
spectrality
حالت طیفی حالت شبحی
count
حساب امتیازهای یک ضربه بیلیارد ناتوانی درانداختن تمام میلههای بولینگ
counting
حساب امتیازهای یک ضربه بیلیارد ناتوانی درانداختن تمام میلههای بولینگ
counted
حساب امتیازهای یک ضربه بیلیارد ناتوانی درانداختن تمام میلههای بولینگ
counts
حساب امتیازهای یک ضربه بیلیارد ناتوانی درانداختن تمام میلههای بولینگ
crude
حالت طبیعی رنگ
[حالت ملایم و اصیل رنگ]
real mode
حالت پردازش پیش فرض برای IBM PC وتنها حالتی که در DOS عمل میکند. این حالت به معنای این است که یک سیستم عملیات تک کاره است که نرم افزار میتواند هر حافظه یا وسیله ورودی و خروجی را استفاده کند
cold strength
استحکام در حالت سرد مقاومت در حالت سرد
mismatch
ناتوانی سیستم مکش توربین گاز برای تامین جریان هوای مورد نیاز موتور به هنگام دور زدن یا سایر حالات اشفته
universal
قطعهای که رشته بیت سری اسنکرون را به حالت موازی یا حالت موازی را به رشته سری تبدیل میکند
locked in
ناتوانی موج سوار در خروج از موج
forward seat
حالت نشستن سوارکار روی زین در پرش حالت نشستن سوارکار بر روی زین
posture
حالت
postured
حالت
case
حالت
postures
حالت
if
حالت
unexpressive
بی حالت
posturing
حالت
tempers
حالت
tempered
حالت
make
حالت
cases
حالت
stances
حالت
line condition
حالت خط
mood
حالت
estate
حالت
estates
حالت
stance
حالت
moods
حالت
self
حالت
makes
حالت
temper
حالت
predicament
حالت
predicaments
حالت
feverishness
حالت تب
phases
حالت
state-
حالت
pyreticosis
حالت تب
condition
حالت
queasiness
حالت قی
febricity
حالت تب
glass eyed
بی حالت
stating
حالت
states
حالت
phased
حالت
state
حالت
status
حالت
ill conditioned
بد حالت
expression
حالت
expressions
حالت
phase
حالت
manner
حالت
disposition
حالت
situation
حالت
situations
حالت
grain
حالت
attitude
حالت
attitudes
حالت
fettle
حالت
stated
حالت
temperament
حالت
idiocrasy
حالت
temperaments
حالت
normal state
حالت نرمال
of a good d.
خوش حالت
oxidation state
حالت اکسایش
aglow
در حالت هیجان
orthogonality
حالت عمودی
crudely
در حالت خامی
nominative case
حالت فاعلیت
saccharinity
حالت قندی
sentimentalism
حالت احساساتی
nominative case
حالت فاعلی
reclining position
حالت غنوده
resiliency
حالت ارتجاعی
objective case
حالت مفعولی
sea state
حالت دریا
repellency
حالت دفع
seismicity
حالت ارتعاش
refractivity
حالت انکسار
real mode
حالت واقعی
resilience
حالت ارتجاعی
pulverulence
حالت خاکی
individualism
حالت انفرادی
spring
حالت فنری
plumbness
حالت عمودی
springs
حالت فنری
prone position
حالت درازکش
periodicity
حالت تناوبی
perpendicularity
حالت عمودی
physical state
حالت فیزیکی
vein
حالت تمایل
veins
حالت تمایل
protected mode
حالت محفوظ
problem state
حالت مسئلهای
privileged mode
حالت ممتاز
polyvalency
حالت چندفرفیتی
faintly
در حالت ضعف
pyreticosis
حالت حمائی
dative
حالت برایی
quantum state
ویژه حالت
rapturously
با حالت بیخودی
ragingly
با حالت خشم
fluidity
حالت مایعی
queasiness
حالت تهوع
queasily
با حالت تهوع
domesticity
حالت اهلی
output state
حالت خروجی
oxidation number
حالت اکسایش
possessives
حالت اضافه
possessive
حالت اضافه
thirstily
با حالت تشنگی
paramnesia
حالت فراموشی
pastiness
حالت خمیری
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com