English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
English Persian
acute paranoid state حالت پارانویایی حاد
Other Matches
paranoid پارانویایی
paranoid delusion هذیان پارانویایی
paranoid schizophrenia اسکیزوفرنی پارانویایی
paranoid ideation تفکر پارانویایی
shared paranoid disorder اختلال پارانویایی مشترک
the i [حالت من) اگاهی :این کلمه در حالت مفعولیت me ودر حالت فاعلیت I است
modes قالب کدگذاری با دو حالت : حالت مشابه mode است . حالت نیاز به پردازش ندارد و داده مستقیم واد کانال خروجی میشود
mode قالب کدگذاری با دو حالت : حالت مشابه mode است . حالت نیاز به پردازش ندارد و داده مستقیم واد کانال خروجی میشود
foreground سیستم کامپیوتری که در حالت اجرای برنامه ممکن است : حالت پیش زمینه برای برنامههای کاربردی محاورهای . حالت پس زمینه : برای برنامههای سیستمهای ضروری
squaring تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
squared تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
square تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
analog سیگنالهای ذخیره سازی در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
vitrifying تغییر شکل سرامیک از حالت کریستالی به حالت شیشهای یا غیر متبلور
analogues ذخیره سازی سیگنال ها در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
squares تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
analogue ذخیره سازی سیگنال ها در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
oblique case حالت مفعولی یا اضافه حالت اسمی که نه فاعل باشدنه منادی
convertor وسیله یا برنامهای که داده را از یک حالت به حالت دیگر تبدیل میکند
printed کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
print کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
prints کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
state of rest حالت ارام حالت سکون وضعیت ساکن
plebeianism حالت عوام یا مردم پست حالت توده
alternated تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
devitrify از حالت شیشهای در اوردن حالت بلوری دادن
alternates تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
alternate تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
plasticity حالت خمیری پلاستیسیته حالت نرمی
genitive حالت مالکیت حالت مضاف الیه
uart قطعهای که رشتههای بیت سریال آسنکردن را به حالت موازی یا داده را به حالت رشته بیت سری تبدیل میکند
transitoriness حالت ناپایداری حالت بی بقایی
spectralness حالت طیفی حالت شبحی
spectrality حالت طیفی حالت شبحی
cold forming حالت دهی در حالت سرد
marginal case حالت نهائی حالت حدی
crude حالت طبیعی رنگ [حالت ملایم و اصیل رنگ]
real mode حالت پردازش پیش فرض برای IBM PC وتنها حالتی که در DOS عمل میکند. این حالت به معنای این است که یک سیستم عملیات تک کاره است که نرم افزار میتواند هر حافظه یا وسیله ورودی و خروجی را استفاده کند
cold strength استحکام در حالت سرد مقاومت در حالت سرد
universal قطعهای که رشته بیت سری اسنکرون را به حالت موازی یا حالت موازی را به رشته سری تبدیل میکند
forward seat حالت نشستن سوارکار روی زین در پرش حالت نشستن سوارکار بر روی زین
unexpressive بی حالت
status حالت
case حالت
ill conditioned بد حالت
tempered حالت
attitude حالت
attitudes حالت
temper حالت
febricity حالت تب
fettle حالت
feverishness حالت تب
makes حالت
glass eyed بی حالت
posturing حالت
postures حالت
postured حالت
situations حالت
situation حالت
idiocrasy حالت
if حالت
make حالت
expression حالت
pyreticosis حالت تب
expressions حالت
manner حالت
disposition حالت
queasiness حالت قی
tempers حالت
posture حالت
stance حالت
mood حالت
stated حالت
states حالت
stating حالت
cases حالت
state- حالت
stances حالت
predicament حالت
grain حالت
predicaments حالت
temperaments حالت
state حالت
moods حالت
phases حالت
estates حالت
estate حالت
self حالت
temperament حالت
condition حالت
line condition حالت خط
phased حالت
phase حالت
insert mode حالت درج
grittiness حالت شنی
ground state حالت پایه
incipincy حالت نخستین
logical state حالت یک منطقی
goutiness حالت نقرسی
kashrut حالت جواز
vitreus state حالت شیشهای
glassy state حالت شیشهای
kashruth حالت جواز
jussive حالت امری
input mode حالت ورودی
marshiness حالت مردابی
isopiestic حالت فشارمتعادل
faintly در حالت ضعف
initial state حالت اغازی
lucid interval حالت افاقه
idiocrasy حالت مخصوص
idle position حالت سکون
ignition condition حالت احتراق
iciness حالت یخی
liquid state حالت مایع
in a state of depression در حالت افسردگی
in form خوش حالت
humanness حالت انسانیت
heat proof quality حالت نسوزی
inactive status حالت انتساب
linearity حالت طولی
incipience حالت نخستین
locative حالت مکانی
limit state حالت حدی
hang over حالت خماری
lethargically با حالت سبات
i.c. حالت اولیه
dative حالت برایی
affectivity حالت عاطفی
amentia حالت هذیان
answer mode حالت جواب
answer mode حالت پاسخ
antisepsis حالت ضد عفونی
arborescence حالت شاخهای
atilt با حالت حمله
automatism حالت خودکاری
balanced state حالت تعادل
balanced state حالت متوازن
balanced state حالت متعادل
balminess حالت مرهمی
borderline state حالت مرزی
burst mode حالت پیوسته
chararcter mode حالت دخشهای
affectedly با حالت بخودگرفته
adrenergic reponse state حالت پر ادرنالینی
thirstily با حالت تشنگی
possessive حالت اضافه
possessives حالت اضافه
domesticity حالت اهلی
fluidity حالت مایعی
resilience حالت ارتجاعی
crudely در حالت خامی
nervousness حالت عصبانی
defensively با حالت تدافع
defensively حالت دفاعی
defensive حالت تدافع
genitive حالت اضافه
sulkily با حالت قهر
accusative حالت مفعولی
accidentalness حالت اتفاقی
acedia حالت خ-لسه
childishness حالت بچگی
circuit opening حالت مدارباز
colloidal state حالت کلوییدی
energy state حالت انرژی
equation of state معادله حالت
equilibrium state حالت تعادل
erectness حالت عمودی
exceptional case حالت استثنایی
excited state حالت برانگیخته
expressive eyes چشمان با حالت
facial expression حالت چهره
febile دارای حالت تب
feminineness حالت زنانه
feminity حالت زنانه
final state حالت پایانی
circumstantiality حالت وکیفیت
free wheeling حالت خلاصی
fugitiveness حالت شخص
eigenstate حالت انرژی
eburnation حالت عاجی
command mode حالت فرماندهی
conjugality حالت زناشویی
continuum state حالت پیوستار
conversational mode حالت محاورهای
corresponding state حالت متنافر
counterpoise حالت تعادل
creaminess حالت سرشیری
deadness حالت مرده
deliverable state در حالت تحویل
deplorble condltion حالت زار
doubtfulness حالت تردید
doughiness حالت خمیری
downiness حالت کرکی
drinking bout حالت مستی
drive state حالت سائقی
drowsihead حالت نیمخواب
gas phase حالت گازی
translucence حالت زجاجی
translucency حالت زجاجی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com