English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (3 milliseconds)
English Persian
fill حرفی که یک رشته اضافه میشود تا طول آن رشته مناسب شود
fills حرفی که یک رشته اضافه میشود تا طول آن رشته مناسب شود
Other Matches
null رشته یا حروفی که حرف null دارد برای بیان انتهای رشته
thready رشته رشته باصدای باریک
string عملیات برنامه که روی رشته ها اجرا میشود
threads رشته رشته شدن
fiberize رشته رشته کردن
fibrillation رشته رشته سازی
thread رشته رشته شدن
control line aircraft نوعی هواپیمای مدل که مسیرپرواز ان با تغییر نیروی کشش دو یا چند سیم یا رشته توسط اپراتور زمینی کنترل میشود
universal قطعهای که رشته بیت سری اسنکرون را به حالت موازی یا حالت موازی را به رشته سری تبدیل میکند
sierra رشته کوه تیز ودندانه دار رشته جبال تیز ودندانه دار
echoed هر حرفی که به ترمینال برسد برگردانده میشود و صحت آن بررسی مجدد میشود
echo هر حرفی که به ترمینال برسد برگردانده میشود و صحت آن بررسی مجدد میشود
echoes هر حرفی که به ترمینال برسد برگردانده میشود و صحت آن بررسی مجدد میشود
echoing هر حرفی که به ترمینال برسد برگردانده میشود و صحت آن بررسی مجدد میشود
series رشته
yarns رشته
filaments رشته
trained رشته
yarn رشته
lines رشته
fiber رشته
train رشته
trains رشته
unifilar یک رشته
coneatenation رشته
fibre رشته
reeve رشته
tatter رشته رشته
suite رشته
seriated رشته رشته
fibres رشته
filament رشته
sequences رشته
branches رشته
branch رشته
suites رشته
sequence رشته
catena رشته
ghaut رشته
arteries رشته
range رشته
field رشته
fielded رشته
fields رشته
threads رشته
ranged رشته
funicle رشته
string رشته
strand رشته
strands رشته
filaria رشته
thread رشته
artery رشته
ranges رشته
line رشته
chain رشته
chains رشته
string رشته کردن
tracts رد بپا رشته
symbol stringe رشته نمادی
string length طول رشته
string رشته خالی
string manipulation دستکاری رشته
string variable متغیر رشته
strobilation تشکیل رشته
train of thought رشته افکار
stup string رشته تنظیم
tract رد بپا رشته
lines رشته بند
symbolic string رشته علائم
yarn رشته طناب
specialities رشته اختصاصی
sequences رشته ترتیب
yarns رشته طناب
hot-wires رشته حرارتی
quartermaster سر رشته دار
hot-wired رشته حرارتی
hot-wire رشته حرارتی
hot wire رشته حرارتی
speciality رشته اختصاصی
hot-wiring رشته حرارتی
commentary رشته یادداشت
commentaries رشته یادداشت
line رشته بند
macaroni رشته فرنگی
pasta رشته فرنگی
nerve رشته عصبی
the province of science رشته علوم
nerves رشته عصبی
the province of science رشته علمی
quartermasters سر رشته دار
sequence رشته ترتیب
spaghetti رشته فرنگی
string handling بکارگیری رشته
craftsman trade رشته فنی
division رشته [دانشی]
area رشته [دانشی]
trained رشته سلسله
field رشته [دانشی]
trained یک رشته موج
branch رشته [دانشی]
trains رشته سلسله
heaters رشته گرمساز
train یک رشته موج
train رشته سلسله
specialty رشته اختصاصی
optical fiber رشته اپتیکی
null string رشته تهی
null string رشته پوچ
noodle رشته فرنگی
trains یک رشته موج
empty string رشته خالی
heater رشته گرمساز
main sequence رشته اصلی
lighting filament رشته ملتهب
filum رشته لیفی
filament resistor مقاومت رشته
filiform رشته مانند
finespun نازک رشته
finite series رشته کراندار
incandescent filament رشته ملتهب
ghat رشته سلسله
guinea worm کرم رشته
vermicelli رشته فرنگی
ranges رشته کوه
ranged رشته کوه
disciplining رشته علمی
disciplines رشته علمی
discipline رشته علمی
system سلسله رشته
system رشته دستگاه
systems سلسله رشته
systems رشته دستگاه
range رشته کوه
hair worm کرم رشته
copper strand رشته مسی
branches رشته ساقه
bit string رشته ذرهای
computing رشته کامپیوتر
bit stream رشته ذره یی
ridges رشته تپه
spinneret رشته ساز
sequence of events رشته حوادث
major رشته اصلی
barbicel رشته باریک پر
majored رشته اصلی
majoring رشته اصلی
solid wire سیم تک رشته
branch شعبه رشته
search string رشته جستجو
ridge رشته تپه
spinnerete رشته ساز
branches شعبه رشته
branch رشته ساقه
character string رشته کاراکتری
character string رشته دخشهای
rank قطار رشته
fibre رشته علفی
ranked قطار رشته
alphabetic string رشته الفبائی
fibres رشته علفی
bit string رشته بیتی
ranks قطار رشته
continuum رشته مسلسل تسلسل
campaigned یک رشته عملیات جنگی
heater voltage ولتاژ رشته گرمساز
aline دریک رشته قراردادن
laid up in bed پیشه ویژه رشته
string processing languages زبانهای پردازش رشته
campaign یک رشته عملیات جنگی
fibril رشته کوچک تارچه
string برچسب مشخصات یک رشته
heater cathode کاتد با رشته گرمساز
fiberglass شیشه رشته مانند
campaigning یک رشته عملیات جنگی
spaghetti خوراک رشته فرنگی
main sequence stars ستارگان رشته اصلی
tissue رشته پارچهء بافته
heater current جریان رشته گرمساز
tissues رشته پارچهء بافته
mycelium رشته رشدکننده قارچ
terrachord یک رشته چهار پردهای
bonds of relationship رشته قوم وخویشی
ribbon vermicelli رشته فرنگی باریک
The bonds of friendship (affection). رشته دوستی والفت
minor رشته فرعی کهاد
campaigns یک رشته عملیات جنگی
suites رشته مسلسل اپارتمان
ligation رشته یاوسیله بستن
suite رشته مسلسل اپارتمان
areodesy رشته مریخ شناسی
ligature شریان بندی رشته
What is your branch of study? رشته تحصیلیتان چیست ؟
to go in for رشته یاپیشه خودقراردادن
string تعداد حروف یک رشته
metal filament [رشته مارپیچ فلزی]
competent شایسته دارای سر رشته
flight یک رشته پلکان سلسله
arcade رشته طاق یاطاقها
string اتصال مجموعهای از رشته ها به هم
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com