Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (43 milliseconds)
English
Persian
aspirate
حرف H اول کلمهای را بطور حلقی تلفظ کردن
aspirates
حرف H اول کلمهای را بطور حلقی تلفظ کردن
aspirating
حرف H اول کلمهای را بطور حلقی تلفظ کردن
Other Matches
jaw breaker
سنگ شکن کلمهای که تلفظ ان دشواراست
homonym
کلمهای که تلفظ ان با کلمه دیگر یکسان ولی معنی ان دگرگون باشد
enclitic
متکی به کلمه قبلی کلمهای که تکیه ندارد و یااگر دارد تکیه اش رابکلمه پیش از خود میدهد ودر تلفظ بدان کلمه می چسبد
spoonerism
اشتباه در تلفظ حروف تعویض حروف در تلفظ برحسب تصادف
pronounce
تلفظ کردن
enunciates
تلفظ کردن
enunciating
تلفظ کردن
enunciated
تلفظ کردن
pronounces
تلفظ کردن
enunciate
تلفظ کردن
enounce
تلفظ کردن
macro
کلمهای که برای بیان تعدادی دستور یا ساده کردن نوشتن برنامه به کار می رود
mispronounced
غلط تلفظ کردن
mispronounce
غلط تلفظ کردن
burr
غلیظ تلفظ کردن
burred
غلیظ تلفظ کردن
burring
غلیظ تلفظ کردن
lisp
شل وسرزبانی تلفظ کردن
mispronounces
غلط تلفظ کردن
mispronouncing
غلط تلفظ کردن
anglicised
بطرزانگلیسی تلفظ کردن
lisping
شل وسرزبانی تلفظ کردن
lisps
شل وسرزبانی تلفظ کردن
tolay street on
باتکیه تلفظ کردن
aspirates
بانفس تلفظ کردن
aspirate
بانفس تلفظ کردن
burrs
غلیظ تلفظ کردن
anglicizing
بطرزانگلیسی تلفظ کردن
anglicizes
بطرزانگلیسی تلفظ کردن
anglicized
بطرزانگلیسی تلفظ کردن
lisped
شل وسرزبانی تلفظ کردن
anglicize
بطرزانگلیسی تلفظ کردن
anglicising
بطرزانگلیسی تلفظ کردن
aspirating
بانفس تلفظ کردن
emphasised
باقوت تلفظ کردن
accentuate
با تکیه تلفظ کردن
sibilate
مانندحرف " س " تلفظ کردن
accentuates
با تکیه تلفظ کردن
emphasize
باقوت تلفظ کردن
emphasising
باقوت تلفظ کردن
emphasises
باقوت تلفظ کردن
enouce
تلفظ کردن افهارکردن
emphasized
باقوت تلفظ کردن
accentuating
با تکیه تلفظ کردن
emphasizing
باقوت تلفظ کردن
orthoepy
فن درست تلفظ کردن
anglicises
بطرزانگلیسی تلفظ کردن
emphasizes
باقوت تلفظ کردن
accentuated
با تکیه تلفظ کردن
vocalize
تلفظ کردن تشکیل دادن
velarize
حروف را از کام تلفظ کردن
intonate
با لحن خاصی تلفظ کردن
guttural
حلقی
aspirate
حلقی
faucal
حلقی
pharyngal
حلقی
pharyngeal
حلقی
aspirating
حلقی
aspirates
حلقی
faucial
حلقی
diphthongize
تلفظ کردن دو صدای جداگانه در یک وهله
aspirant
حروف حلقی
aspirants
حروف حلقی
oesophageal
گلویی حلقی
glossopharyngeal
زبانی حلقی
rhiopharyngeal
بینی حلقی
labiovelar
تلفظ شده بوسیله گرد کردن لبها
labiovelar
حرف حلقی وشفوی
barylalia
گفتار بیخ حلقی
nervus glossopharyngeus
عصب زبانی- حلقی
glossopharyngeal nerve
عصب زبانی- حلقی
addressed
قرار دادن محل داده در باس آدرس برای مشخص کردن کلمهای در حافظه یا رسانه ذخیره سازی که باید به آن دستیابی شود
addresses
قرار دادن محل داده در باس آدرس برای مشخص کردن کلمهای در حافظه یا رسانه ذخیره سازی که باید به آن دستیابی شود
address
قرار دادن محل داده در باس آدرس برای مشخص کردن کلمهای در حافظه یا رسانه ذخیره سازی که باید به آن دستیابی شود
adenoid
عظم لوزهء حلقی گرفتگی بینی
lexical
کلمهای
etymologize
وجه اشتقاق کلمهای راپیداکردن
look (something) up
<idiom>
به دنبال کلمهای (دردیکشنری)گشتن
doublet
کلمهای که از دو بیت تشکیل شده است
identifier
کلمهای که معرف بلاک یا فایل است
descriptions
کلمهای که مشاخصات چیزی را بیان میکند
dyad
کلمهای که از دو بیت تشکیل شده است
description
کلمهای که مشاخصات چیزی را بیان میکند
doublets
کلمهای که از دو بیت تشکیل شده است
phoneme
که ممکن است کلمهای را ایجاد کند
barytone
کلمهای که اخران بی تکیه است میانه
buzzword
کلمهای که بین گروهی از افراد معروف است
accents
: با تکیه تلفظ کردن تکیه دادن
accenting
: با تکیه تلفظ کردن تکیه دادن
accented
با تکیه تلفظ کردن تکیه دادن
accent
با تکیه تلفظ کردن تکیه دادن
input/output
کلمهای که بیتهایش وضعیت رسانه جانبی را شرح میدهد.
overflows
بیت در کلمهای که یک میشود تاگر سرریز ریاضی رخ دهد
operators
حرف یا نشانه یا کلمهای که یک تابع یا عملیات را بیان کند
operator
حرف یا نشانه یا کلمهای که یک تابع یا عملیات را بیان کند
logograph
واژه یا علامت یا حرفی که مخفف کلمات یا کلمهای باشد
exponent
کلمهای که حاوی علامت و توان یک عدد باینری است
exponents
کلمهای که حاوی علامت و توان یک عدد باینری است
overflowed
بیت در کلمهای که یک میشود تاگر سرریز ریاضی رخ دهد
overflow
بیت در کلمهای که یک میشود تاگر سرریز ریاضی رخ دهد
logogram
واژه یا علامت یا حرفی که مخفف کلمات یا کلمهای باشد
heteronym
کلمهای که املای ان باکلمه دیگریکسان ولی معنی وتلفظ ان دگرگون
status
کلمهای حاوی اطلاعاتی درباره وضعیت وسیله جانبی باشد
acronyms
حالت خلاصه چندین حرف که کلمهای خوانا را ایجاد می کنند
acronym
حالت خلاصه چندین حرف که کلمهای خوانا را ایجاد می کنند
introductory word
کلمهای که در اغازجملهای بکاربرده شودو معنی ویژهای نداشته باشد
homograph
کلمهای که املای ان باکلمه دیگر یکسان ولی معنی ان مختلف باشد
id
کلمه رمز یا کلمهای کاربری را مشخص میکند تا به سیستم دستیابی داشته باشد
routing identifier
نوعی رمز سه کلمهای که برای شناسایی سیستمهای توزیع و تدارکات به کار می رود
irretrievably
بطور غیر قابل استرداد جنانکه نتوان برگردانید بطور جبران ناپذیر
nauseously
بطور تهوع اور یا بد مزه بطور نفرت انگیز
inconsiderably
بطور غیر قابل ملاحظه بطور جزئی یا خرد
out lawry
طراحی کردن بطور مختصر شرح دادن خلاصه کردن
lusciously
بطور خوش مزه یا لذیذ بطور زننده
indisputable
بطور غیر قابل بحث بطور مسلم
horridly
بطور سهمناک یا نفرت انگیز بطور زننده
processor
کلمهای که حاوی تعدادی بیت وضعیت مثل پرچم رقم نقلی , صفر و سرریز است
thesauruses
فایلی که حاوی کلمات هم معنی با کلمهای است که در متن در صورت دیکته غلط جایگزین شود
thesaurus
فایلی که حاوی کلمات هم معنی با کلمهای است که در متن در صورت دیکته غلط جایگزین شود
instruction
کلمهای در زبان برنامه نویسی که قابل فهم برای کامپیوتر است تا عملی را انجام دهد
instructions
کلمهای در زبان برنامه نویسی که قابل فهم برای کامپیوتر است تا عملی را انجام دهد
accent
تلفظ
pronunciation
تلفظ
accented
تلفظ
pronunciations
تلفظ
cacoepy
تلفظ بد
accenting
تلفظ
pronouncing
تلفظ
accents
تلفظ
asseverate
بطور جدی افهار کردن تصریح کردن
mispronounciation
تلفظ نادرست
tunes
لحن تلفظ
mispronunciations
تلفظ نادرست
pronounceable
قابل تلفظ
tune
لحن تلفظ
mispronunciation
تلفظ نادرست
mispronunciation
تلفظ غلط
laissez aller
تلفظ به فرانسه
mispronunciations
تلفظ غلط
velarization
تلفظ کامی
orthoepist
درست تلفظ کن
vocalization
تلفظ صوتی
pronouncing
تلفظ دار
lam dacism
تلفظ حرف
indeterminately
بطور نامعین یا غیرمحدود بطور غیرمقطوع
poorly
بطور ناچیز بطور غیر کافی
immortally
بطور فنا ناپذیر بطور باقی
grossly
بطور درشت یا برجسته بطور غیرخالص
aspiration
تلفظ حرف H ازحلق
jaw breaking
دشوار برای تلفظ
aspirations
تلفظ حرف H ازحلق
sigmatismus lateralis
تلفظ کناری حرف " س "
orthoepic
وابسته به تلفظ درست
intonations
طرز قرائت تلفظ
intonation
طرز قرائت تلفظ
emphatic
باقوت تلفظ شده
zed
تلفظ انگلیسی حرف Z
zee
تلفظ امریکایی حرف Z
well-spoken
دارای تلفظ خوب
well spoken
دارای تلفظ خوب
phonics
تلفظ وهجاهای کلمات
cacology
تلفظ یا انشاء غلط
sigmatism
تلفظ نادرست حرف " س "
sibilation
تلفظ بشکل حرف " س "
tonemic
دارای تلفظ مشابه
diction
تلفظ واضح و روشن
enunciation
تلفظ واضح و روشن
anglicization
تلفظ یا نوشتن بطرزانگلیسی
summarizing
بطور مختصربیان کردن
summarised
بطور مختصربیان کردن
summarizes
بطور مختصربیان کردن
summarises
بطور مختصربیان کردن
summarising
بطور مختصربیان کردن
summarize
بطور مختصربیان کردن
summarized
بطور مختصربیان کردن
sigmatismus interdentalis
تلفظ میان دندانی حرف " س "
articulation
تلفظ شمرده طرز گفتار
sigmatismus adentalis
تلفظ روی دندانی حرف " س "
lenis
دارای تلفظ نرم رقیق
Your pronunciation is good.
تلفظ شما خوب است.
spiritualize
بطور معنوی تفسیر کردن
neutralises
بطور شیمیایی خنثی کردن
neutralising
بطور شیمیایی خنثی کردن
maladminister
بطور سوء اداره کردن
to speak fluently
بطور روان صحبت کردن
neutralised
بطور شیمیایی خنثی کردن
still hunt
بطور قاچاقی ماهیگیری کردن
prettiest
بطور دلپذیر قشنگ کردن
prettify
بطور دلپذیر قشنگ کردن
neutralizing
بطور شیمیایی خنثی کردن
prettier
بطور دلپذیر قشنگ کردن
pretty
بطور دلپذیر قشنگ کردن
ripple
بطور موجی حرکت کردن
to sharply rebuff somebody
بطور خشن کسی را رد کردن
neutralizes
بطور شیمیایی خنثی کردن
ripples
بطور موجی حرکت کردن
rippling
بطور موجی حرکت کردن
rippled
بطور موجی حرکت کردن
neutralize
بطور شیمیایی خنثی کردن
logical
حرف یا کلمهای که عمل منط قی که انجام میدهد را شرح میدهد.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com