English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
computer typesetting حروف چینی کامپیوتری
Other Matches
monotype ماشین حروف ریزی و حروف چینی
type setting حروف چینی
typesetting حروف چینی
composing حروف چینی
composing stick قالب حروف چینی
automatic typesetting حروف چینی خودکار
multigraph ماشین حروف چینی و چاپ
typograph ماشین حروف ریزی وحروف چینی
phototypesetter حروف چینی نوری حروفچین تصویری تصویرپرداز
twicer حروف چینی که خودش هم چاپ کننده است دو مرده
string متغیر در زبان کامپیوتری که میتواند شامل حروف الفبا- عددی و نیز اعداد باشد
Linotype ماشین حروف چینی سطر به سطر
assigned 1-مجموعهای از متغیر ها که معادل یک رشته از حروف یا اعداد هستند 2-استفاده از بخشی از سیستم کامپیوتری در حین اجرای یک برنامه
assigning 1-مجموعهای از متغیر ها که معادل یک رشته از حروف یا اعداد هستند 2-استفاده از بخشی از سیستم کامپیوتری در حین اجرای یک برنامه
assign 1-مجموعهای از متغیر ها که معادل یک رشته از حروف یا اعداد هستند 2-استفاده از بخشی از سیستم کامپیوتری در حین اجرای یک برنامه
assigns 1-مجموعهای از متغیر ها که معادل یک رشته از حروف یا اعداد هستند 2-استفاده از بخشی از سیستم کامپیوتری در حین اجرای یک برنامه
housekeeping عملیات کامپیوتری که مستقیما" کمکی برای بدست اوردن نتایج مطلوب نمیکنداما قسمت ضروری یک برنامه مانند راه اندازی مقدمه چینی و عملیات پاکسازی است خانه داری
sinicism متابعت از اداب ورسوم چینی چینی پرستی
sinicize جنبه چینی دادن چینی کردن
Loudon's hollow wall [دیوار آجری با دونوع آجر چینی کله راسته و راسته چینی]
readout وسیله نمایش که با نوشتن حروف جدید حروف قبلی را پاک میکند
block letter حروف درشت وسیاه نوعی حروف بدون زیر وزبر
self- سیستم کد گذاری حروف که میتواند حروف خطا یا نامناسب را تشخیص و ترمیم کند
Linotype ماشین حروف ریزی که سطرسطر حروف را میریزد وسطرسطر برای چاپ اماده میکند
separates حروف نمایش داده شده که تمام متریس حروف را نمیگیرند و فضایی در این بین می ماند
separated حروف نمایش داده شده که تمام متریس حروف را نمیگیرند و فضایی در این بین می ماند
separate حروف نمایش داده شده که تمام متریس حروف را نمیگیرند و فضایی در این بین می ماند
inferior figures حروف یا اعداد کوچکتر که پایین حروف معمولی نوشته می شوند که در فرمولهای ریاضی و شیمی به کار می روند.
shift keys که تابع دوم کلیدها را ایجاد میکند, مصل مجموعه حروف دیگر , با تغییر دادن خروجی به صورت حروف بزرگ
shift key که تابع دوم کلیدها را ایجاد میکند, مصل مجموعه حروف دیگر , با تغییر دادن خروجی به صورت حروف بزرگ
normalised تبدیل حروف به حروف بزرگ یا کوچک
normalises تبدیل حروف به حروف بزرگ یا کوچک
normalising تبدیل حروف به حروف بزرگ یا کوچک
normalizes تبدیل حروف به حروف بزرگ یا کوچک
normalize تبدیل حروف به حروف بزرگ یا کوچک
internally stored program کد برنامه کامپیوتری ذخیره شده روی Rom یک سیستم کامپیوتری
off line وسایلی که جزو دستگاه کامپیوتری مرکزی نیستند وسایل غیر کامپیوتری یاخودکار
remote ترمینال کامپیوتری متصل به سیستم کامپیوتری راه دور
remoter ترمینال کامپیوتری متصل به سیستم کامپیوتری راه دور
remotest ترمینال کامپیوتری متصل به سیستم کامپیوتری راه دور
graphics ترمینال ویدیو متن که حروف نمایش داده شده آن از محدود حروف گرافیکی و نه متن هستند
user حروف ایجاد شده توسط کاربر که به مجموعه حروف استاندارد افزوده شده است
users حروف ایجاد شده توسط کاربر که به مجموعه حروف استاندارد افزوده شده است
cases حروف بزرگ یا حروف معمولی
case حروف بزرگ یا حروف معمولی
type حروف چاپی حروف چاپ
typed حروف چاپی حروف چاپ
types حروف چاپی حروف چاپ
computerised ordering systems سیستم سفارش کامپیوتری خرید کامپیوتری
computer graphics نگاره سازی کامپیوتری گرافیک کامپیوتری
non destructive cursor صفحه نمایش که حروف پیشین را هنگام نمایش حروف جدید برگرداند
shift تغییر از یک مجموعه حروف به دیگر , که امکان استفاده از حروف دیگر
spoonerism اشتباه در تلفظ حروف تعویض حروف در تلفظ برحسب تصادف
shifted تغییر از یک مجموعه حروف به دیگر , که امکان استفاده از حروف دیگر
shifts تغییر از یک مجموعه حروف به دیگر , که امکان استفاده از حروف دیگر
plug compatible manufacurer شرکت تولیدکننده تجهیزات کامپیوتری که بدون نیازمندی به رابطهای سخت افزاری یانرم افزاری اضافی میتواندبه سیستم کامپیوتری موجودوصل شود
NDR سیستم نمایش که حروف قبلی را هنگام نمایش حروف جدید نمایش میدهد
computerization عمل معرفی یک سیستم کامپیوتری یا تبدیل راهنمابه سیستم کامپیوتری
italic حروف یک وری حروف کج
syllabary حروف تهجی مخابراتی حروف رمز تهجی
automation کامپیوتری کردن دستگاهها کامپیوتری کردن خودکارکردن سیستم
asynchronous 1-کامپیوتری که از یک عمل به عمل دیگر طبق سیگنالهای دریافت شده پس از خاتمه فرآیند تغییر میکند. 2-کامپیوتری که در آن یک فرآیند در آغاز ورود سیگنال یا داده آغاز میشود به جای اینکه مط ابق با باس ساعت باشد
masonry bond رج چینی
porcelain چینی
china چینی
maying گل چینی
bond رج چینی
sinitic چینی
joss بت چینی
Chinese چینی
Chinese چینی ها
Chinese زن چینی
brick bond رج چینی
stowage بار چینی
stretcher bond رج چینی راسته
parian ware چینی یا روسی
parian ware چینی مرمری
pekin حریر چینی
gossiping سخن چینی
petuntse سنگ چینی
piper cubeba کبابه چینی
petuntse خاک چینی
bick bond آجر چینی
conspiracy اسباب چینی
vintage انگور چینی
conspiracies اسباب چینی
stowage تنگ هم چینی
vitreous china چینی لعابدار
crockery بدل چینی
china clay خاک چینی
vintages انگور چینی
falbala چین چینی
blocking-course هره چینی
gleaning خوشه چینی
gleaning دانه چینی
cubeb کبابه چینی
porcelainous چینی وار
ailanthus سماق چینی
porcelainous از جنس چینی
porcellaneous چینی وار
lintel-course هره چینی
herring bone bond رج چینی جناغی
porcellaneous از جنس چینی
porcellanic چینی وار
tale bearing سخن چینی
brick work اجر چینی
header bond رج چینی کلگی
tangram معمای چینی
quartz سنگ چینی
porcelain tile کاشی چینی
china فروف چینی
porcellanous از جنس چینی
faince بدل چینی
porcelaine فرف چینی
porcelainlike چینی مانند
porcellanous چینی وار
porcellanic از جنس چینی
setup مقدمه چینی
Chinese زبان چینی
revetment سنگ چینی
set up مقدمه چینی
chinaware فروف چینی
sheepshearing پشم چینی
gossiped سخن چینی
sinify چینی کردن
rhubarb ریوند چینی
fuse block چینی فیوز
porcelain فروف چینی
gossip سخن چینی
pongee حریر چینی
chinese architecture معماری چینی
chinese binary دودویی چینی
china root چوب چینی
china rhubard ریوند چینی
faience بدل چینی
oblique bond رج چینی کلاغ پر
porcelain clay خاک چینی
raking bond رج چینی جناغی
Chinese puzzles معمای چینی
Chinese puzzle معمای چینی
granite ware چینی خارایی
kaoline خاک چینی
kaolin خاک چینی
malice اسباب چینی
Chinese مرد چینی
rearrangment باز چینی
gossips سخن چینی
glean خوشه چینی کردن
dry laid masonry فکافته خشکه چینی
gleaned خوشه چینی کردن
gleans خوشه چینی کردن
dry stone lining روکش خشکه چینی
sinify جنبه چینی دادن
pottery factory کارخانه چینی سازی
flemish bond رج چینی کله راسته
souchong چای سیاه چینی
gossips سخن چینی کردن
pyrophotograph عکس روی چینی
header bond اجر چینی کله
gossiping سخن چینی کردن
gossiped سخن چینی کردن
dry stone pitching فکافته خشکه چینی
dry stone pitching سنگفرش خشکه چینی
french drain زهکش خشکه چینی
dry stone drain زهکش خشکه چینی
gossip سخن چینی کردن
quartzif erous سنگ چینی دار
high tension porcelaine چینی فشار قوی
Taoism پیروی از طریقت چینی
to rat سخن چینی کردن
bond اجر چینی نماچینی
pug سگ کوتاه قامت چینی
gleanings خوشه چینی کردن
to snitch سخن چینی کردن
chinese fret [زنجیره ی هندسی چینی]
chopsuey نوعی غذای چینی
mowing machine ماشین علف چینی
overlapping tile سفال چینی نیمانیم
To tell tales. To be a gossip(an informer) خبر چینی کردن
kaolinic مربوط به خاک چینی
kaolinisation خاک چینی شدن
indo chinese دورگه هندی و چینی
kerbstone سنگ چینی دورچاه
conspiratress اسباب چینی کردن
to form a plot اسباب چینی کردن
chow mein نوعی غذای چینی
to pick thanks بوسیله سخن چینی
to tell tales سخن چینی کردن
stretcher bond اجر چینی راسته
English bond آجر چینی انگلیسی
crutch طرحی در فرش چینی
pugs سگ کوتاه قامت چینی
to tattletale [American E] سخن چینی کردن
grapevine سخن چینی [اصطلاح مجازی]
clip پشم چینی کوتاه کردن
He is fluent in Chinese. او به زبان چینی مسلط است.
He is fluent in Mandarin. او به زبان چینی مسلط است.
shantung پارچه ابریشمی خشن چینی
chinese landing پهلو گرفتن به سبک چینی
clips پشم چینی کوتاه کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com