Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
varsol
حلال نفتی شبیه نفتا
Other Matches
naphtha
نفتا
naphta
نفتا
cosolvent
روغن شبه حلال شبه حلال
petrolic
نفتی
petrodollars
دلارهای نفتی
distillate
هر فراورده نفتی
oil revenues
درامدهای نفتی
petroleum
مواد نفتی
oilfield
حوزهی نفتی
oilfields
حوزهی نفتی
oilfields
میدان نفتی
petroleum products
فراوردههای نفتی
petrodollars
دلار نفتی
oilfield
میدان نفتی
oiling
نفت مواد نفتی
petrolum chemicals
مواد شیمیایی نفتی
petrochemicals
مواد شیمیایی نفتی
oil
نفت مواد نفتی
oils
نفت مواد نفتی
bulk petroleum products
فراوردههای نفتی قوال
the oil tins leak
حلبهای نفتی نفت پس می دهند
benzine
انواع مواد نفتی قابل اشتعال
gooseneck
هر چیزی شبیه گردن غاز هرچیز شبیه U
imshi
فروارده نفتی که برای راندن مگس و حشرات دیگربکارمیبرند
kosher
حلال
solvents
حلال
licit
حلال
thinner
حلال
solvent
<adj.>
حلال
peels
حلال
permitted
حلال
resolvent
<adj.>
حلال
dissolving
<adj.>
حلال
peel
حلال
lawful
حلال
fair trade
کسب حلال
nonpolar solvent
حلال ناقطبی
polar solvent
حلال قطبی
legitimating
حلال زاده
legitimates
حلال زاده
legitimated
حلال زاده
legitimate
حلال زاده
co solvent
کمک حلال
lawful
حلال داتایی
amphiprotic solvent
حلال دوخصلتی
solvent phase
فاز حلال
acid solvent
حلال اسیدی
solvated
حلال پوشیده
legit
حلال مشروع
amphoteric solvent
حلال دوخصلتی
amphiprotic solvent
حلال امفوتری
amphoteric solvent
حلال امفوتری
aprotic solvent
حلال بی پروتون
born in lawful wedding
حلال زاده
pinnulate
شبیه برگچه شبیه بالچه
pinnulated
شبیه برگچه شبیه بالچه
lyophilic colloid
کلویید حلال دوست
to turn an houest
پول حلال دراوردن
immiscible solvent
حلال امتزاج ناپذیر
speak of the devil and he appears
<idiom>
حلال زاده بودن
solvated proton
پروتون حلال پوشیده
nonqaueous solvent
حلال غیر ابی
extraction solvent
حلال استخراج کننده
lyophobic colloid
کلویید حلال گریز
near beer
[American]
آبجوی حلال
[غذا و آشپزخانه]
non-alcoholic beer
آبجوی حلال
[غذا و آشپزخانه]
alcohol-free beer
آبجوی حلال
[غذا و آشپزخانه]
true born
حلال زاده اصیل اصل
chlorinated hydrocarbon
ماده حلال هیدروکلروکربن محلول هیدروژن و کلروکربن
toluene
مایع قابل اشتعالی که به عنوان حلال و رقیق کننده بکار میرود
acrylic lacquer
لاک های اکریلیک که دارای حلال های بسیار فرار بوده و برای پرداخت سطح هواپیما بکار میرود
womanlike
شبیه زن
pygidial
شبیه دم
feathery
شبیه به پر
similes
شبیه
analogous
شبیه
wifelike
شبیه زن
simile
شبیه
luteous
شبیه گل
quasi
شبیه
simulant
شبیه
similiar
شبیه
similar to that
شبیه به ان
make
شبیه
makes
شبیه
similar
شبیه
anthoid
شبیه به گل
more like;most like
شبیه تر
similar
<adj.>
شبیه
akin
<adj.>
شبیه
personator
شبیه
related
<adj.>
شبیه
like
<adj.>
شبیه
nearer
شبیه
imitations
شبیه
neared
شبیه
nearing
شبیه
near-
شبیه
nears
شبیه
medal
شبیه
medals
شبیه
imitation
شبیه
papilionaceous
شبیه
nearest
شبیه
alike
<adj.>
شبیه
near
شبیه
simulated
شبیه ساخته
adrenergic
شبیه ادرنالین
semblable
شباهت شبیه
lilied
شبیه سوسن
aliform
شبیه بال
alkaloid
شبیه قلیا
liker to god than man
شبیه تر بخداتاادم
oleaginous
شبیه روغن
shrubby
شبیه بوته
ophidian
شبیه مار
nebulous
شبیه سحاب
assimilate
شبیه ساختن
ophitic
شبیه مار
lupine
شبیه گرگ
stellar
شبیه ستاره
lupin
شبیه گرگ
limacine
شبیه نرم تن
limaciform
شبیه نرم تن
molluscoid
شبیه نرم تن
libriform
شبیه لیف
sloughy
شبیه دله
alike
شبیه یکسان
spheroid
شبیه کره
splenoid
شبیه به طحال
astral
شبیه ستاره
bovine
شبیه گاو
rivalling
نظیر شبیه
rivalled
نظیر شبیه
rivaling
نظیر شبیه
rivaled
نظیر شبیه
rival
نظیر شبیه
nomological
شبیه قانون
airily
شبیه هوا
like
شبیه همچون
simulant of
مانند شبیه
more like;most like
شبیه ترین
rivals
نظیر شبیه
snuffy
شبیه انفیه
quasi easement
حق شبیه به حق ارتفاق
popish
شبیه کاتولیک
soupy
شبیه ابگوشت
spathulate
شبیه مرهم کش
spatulate
شبیه مرهم کش
likes
شبیه همچون
liked
شبیه همچون
snakelike
شبیه مار
fiddleback
شبیه ویولون
rhizome
شبیه ریشه
ghostliness
شبیه به روح
dermoidal
شبیه پوست
dermoid
شبیه پوست
rooty
شبیه ریشه
crystalloid
شبیه بلور
platinoid
شبیه پلاتین
pisiform
شبیه نخود
computer simulation
شبیه سازی
piscine
شبیه ماهی
claustral
شبیه حجره
citied
شبیه شهر
plexiform
شبیه شبکه
reniform
شبیه کلیه
plexiform
شبکهای شبیه رگ
psittaceous
شبیه طوطی
farfetched
شبیه بعید
fiddleback
شبیه کمانچه
protean
شبیه Proteus
prismoidal
شبیه منشور
polypous
شبیه بواسیرلحمی
epithelioid
شبیه بشرهای
for all the world like
کاملا` شبیه
epithelial
شبیه بشرهای
polypose
شبیه بواسیرلحمی
encephaloid
شبیه مغز
plumy
شبیه پر کرکی
chylaceous
شبیه کیلوس
chochleate
شبیه صدف
keel shaped
شبیه ته کشتی
scotic
شبیه اسکاتلندیها
berrylike
شبیه توت
panduriform
شبیه ویولون
b
هرشکلی شبیه به B
assonant
شبیه در صدا
screwlike
شبیه اچار
argillaceous
شبیه خاک رس
lacertilian
شبیه مارمولک
palating
شبیه کاخ
sculpturesque
شبیه مجسمه
ovine
شبیه گوسفند
palmate
شبیه پنجه
butyraceous
شبیه کره
carinal
شبیه زورق
goosey
شبیه غاز
chartaceous
شبیه کاغذ
goosy
شبیه غاز
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com