Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English
Persian
coup de main
حمله ناگهانی با تمام قوا
Other Matches
vortex breakdown/brust
جدایی ناگهانی جریانهای حلقوی از لبه حمله بالهای دلتا در زاویه حمله معین که واماندگی این نوع بالها رانشان میدهد
canvassing
حمله ناگهانی
lunge
حمله ناگهانی
canvasses
حمله ناگهانی
lunges
حمله ناگهانی
raided
حمله ناگهانی
canvass
حمله ناگهانی
raid
حمله ناگهانی
sortie
حمله ناگهانی
lunging
حمله ناگهانی
sorties
حمله ناگهانی
raiding
حمله ناگهانی
raids
حمله ناگهانی
lunged
حمله ناگهانی
canvassed
حمله ناگهانی
lash out
<idiom>
ناگهانی حمله به کسی
bust
[colloquial]
حمله ناگهانی پلیس
thrust line
خط شروع حمله ناگهانی
paroxysms
حمله ناگهانی مرض
inburst
استیلا حمله ناگهانی
raid
تک ناگهانی حمله هوایی
raided
تک ناگهانی حمله هوایی
raids
تک ناگهانی حمله هوایی
seizures
حمله ناگهانی مرض
raiding
تک ناگهانی حمله هوایی
paroxysm
حمله ناگهانی مرض
police raid
حمله ناگهانی پلیس
kink
حمله ناگهانی پیچیدن
seizure
حمله ناگهانی مرض
round-up
حمله ناگهانی پلیس
inruption
استیلا حمله ناگهانی
ictus
تپش حمله ناگهانی بیهوشی
large scale raid
حمله ناگهانی تعداد زیاد پلیس
shock action
غافلگیری حمله ناگهانی غافلگیر کردن دشمن
lunge
حمله ناگهانی شمشیرباز بجلو و باز کردن بازو
lunging
حمله ناگهانی شمشیرباز بجلو و باز کردن بازو
lunges
حمله ناگهانی شمشیرباز بجلو و باز کردن بازو
lunged
حمله ناگهانی شمشیرباز بجلو و باز کردن بازو
mush
افزایش ناگهانی زاویه حمله بدون شتاب قائم انی متعاقب که از اندازه حرکت در امتدادمسیر اصلی ناشی میشود
deep stall
وضعیتی در هواپیماهای دارای دم تی شکل که افزایش ناگهانی زاویه حمله سبب عدم توانایی سطوح افقی برای کنترل وضعیت طولی هواپیمامیگردد
zapped
حذف یک فایل یاپاک کردن ناگهانی یک صفحه فرمان پاک کردن تمام اطلاعات روی صفحه گسترده
zaps
حذف یک فایل یاپاک کردن ناگهانی یک صفحه فرمان پاک کردن تمام اطلاعات روی صفحه گسترده
zapping
حذف یک فایل یاپاک کردن ناگهانی یک صفحه فرمان پاک کردن تمام اطلاعات روی صفحه گسترده
zap
حذف یک فایل یاپاک کردن ناگهانی یک صفحه فرمان پاک کردن تمام اطلاعات روی صفحه گسترده
ambivalence
توجه ناگهانی و دلسردی ناگهانی نسبت بشخص یاچیزی
nose dive
شیرجه ناگهانی در هواپیما تنزل ناگهانی قیمت
flurry
اشفتن طوفان ناگهانی باریدن ناگهانی
flurries
اشفتن طوفان ناگهانی باریدن ناگهانی
surges
یک تغییر ولتاژ یا جریان کوتاه ناگهانی و معمولا"نامطلوب در یک مدار در حال کار افزایش ناگهانی ولتاژ ضربه
surge
یک تغییر ولتاژ یا جریان کوتاه ناگهانی و معمولا"نامطلوب در یک مدار در حال کار افزایش ناگهانی ولتاژ ضربه
surged
یک تغییر ولتاژ یا جریان کوتاه ناگهانی و معمولا"نامطلوب در یک مدار در حال کار افزایش ناگهانی ولتاژ ضربه
hysterics
حمله خنده غیر قابل کنترل حمله گریه
velimirovic attack
حمله ولیمیروویچ در حمله سوزین از دفاع سیسیلی شطرنج
spurting
جهش ناگهانی پرتاب ناگهانی
spurted
جهش ناگهانی پرتاب ناگهانی
spurt
جهش ناگهانی پرتاب ناگهانی
spurts
جهش ناگهانی پرتاب ناگهانی
counter riposte
حمله شمشیرباز پس از دفع حمله متقابل حریف
rio treaty
اکوادور ونیکاراگوئه به سال 7491 که به موجب ان در صورت حمله به یک از کشورهای امریکایی همه کشورهای دیگر حق حمله مسلحانه را دارند
ond shot
بیک حمله دریک حمله
hysterogenic
حمله تشنجی شبیه حمله
hysteroid
حمله تشنجی شبیه حمله
beta software
نرم افزاری که هنوز تمام آزمایش ها رویش تمام نشده و ممکن است هنوز مشکل داشته باشد
terminated
تمام شدن تمام کردن
terminates
تمام شدن تمام کردن
terminate
تمام شدن تمام کردن
front line
خط حمله خط حمله یادفاع
target date
زمان حمله به هدف یا تاریخ حمله به هدف
adobe type manager
استاندارد برای نوشتارهایی که اندازه شان قابل تغییر است که توسط System Apple و Windows Microsoft برای تقریبا تمام اندازه ها و قابل چاپ روی تمام چاپگرها ایجاد شده است
raster
سیستم اسکن کردن تمام صفحه نمایش CRT تمام صفحه , پیش نمایش CRT با یک اشعه تصویر با حرکت افقی روی آن و حرکت به پایین در انتهای هر خط
lapped
یک دور کامل زمین اسبدوانی تمام کردن یک دور اسبدوانی رسیدن به اسب جلویی تمام کردن یک دور
lap
یک دور کامل زمین اسبدوانی تمام کردن یک دور اسبدوانی رسیدن به اسب جلویی تمام کردن یک دور
beneficial occupancy
اشغال ساختمان نیمه تمام استفاده از ساختمان نیمه تمام
full track
تمام شنی خودرو تمام شنی
panoramas
تمام نما اینه تمام نما
panorama
تمام نما اینه تمام نما
post attack
بعد از اجرای حمله یا تک وقایع بعد از اجرای حمله
all at once
<idiom>
ناگهانی
instantaneous
ناگهانی
on the spur of the moment
<idiom>
ناگهانی
snapped
ناگهانی
snapping
ناگهانی
surprise attack
تک ناگهانی
snap
ناگهانی
precipitates
ناگهانی
strike
تک ناگهانی
spontaneity
ناگهانی
sudden
ناگهانی
precipitate
ناگهانی
snaps
ناگهانی
precipitated
ناگهانی
precipitating
ناگهانی
abrupt
ناگهانی
strikes
تک ناگهانی
gusts
باد ناگهانی
walk out
<idiom>
ناگهانی رفتن
all of a sudden
<idiom>
به طور ناگهانی
sudden death
مرگ ناگهانی
scream
ناگهانی گفتن
spurting
خروج ناگهانی
twitches
تکان ناگهانی
detonation
انفجار ناگهانی
detonations
انفجار ناگهانی
twitching
تکان ناگهانی
flaw
اشوب ناگهانی
gust
باد ناگهانی
twitches
انقباض ناگهانی
spurt
خروج ناگهانی
random
مسیر ناگهانی
randomly
مسیر ناگهانی
spurt
افزایش ناگهانی
twitching
انقباض ناگهانی
twitch
تکان ناگهانی
fright
ترس ناگهانی
hit-and-run
<idiom>
تاثیر ناگهانی
spurts
خروج ناگهانی
screams
ناگهانی گفتن
spurts
افزایش ناگهانی
twitched
تکان ناگهانی
twitch
انقباض ناگهانی
frights
ترس ناگهانی
screamed
ناگهانی گفتن
spurting
افزایش ناگهانی
shoot up
<idiom>
ناگهانی بلندکردن
twitched
انقباض ناگهانی
booms
ترقی ناگهانی
booming
ترقی ناگهانی
boomed
ترقی ناگهانی
flaws
اشوب ناگهانی
boom
ترقی ناگهانی
in one's tracks
<idiom>
ناگهانی ،بیدرنگ
spurted
خروج ناگهانی
spurted
افزایش ناگهانی
irruption
ایجاد ناگهانی
flare up
غضب ناگهانی
burst force
نیروی ناگهانی
power surge
برق ناگهانی
crashes
ورشکستگی ناگهانی
peripeteia
تغییر ناگهانی
flicks
تکان ناگهانی
an abrupt departure
حرکت ناگهانی
flicking
تکان ناگهانی
flicked
تکان ناگهانی
flick
تکان ناگهانی
opportunity target
هدف ناگهانی
snap
شتابزدگی ناگهانی
brainwave
الهام ناگهانی
bump
تکان ناگهانی
sudden stoppage
توقف ناگهانی
snapped
شتابزدگی ناگهانی
supervention
اتفاق ناگهانی
nosediving
افت ناگهانی
nosedives
افت ناگهانی
nosedived
افت ناگهانی
break down
سقوط ناگهانی
saltus
انتقال ناگهانی
saltation
جنبش ناگهانی
claps
صدای ناگهانی
blow out
خروج ناگهانی
clapping
صدای ناگهانی
clapped
صدای ناگهانی
clap
صدای ناگهانی
to bolt
ناگهانی جهیدن
nosedive
افت ناگهانی
killings
توفیق ناگهانی
killing
توفیق ناگهانی
snapping
شتابزدگی ناگهانی
shocks
هراس ناگهانی
snaps
شتابزدگی ناگهانی
target of opportunity
هدف ناگهانی
crashing
ورشکستگی ناگهانی
xenogenesis
خلق ناگهانی
accidents
مصیبت ناگهانی
catastrophes
بلای ناگهانی
he acted from impluse
نیروی ناگهانی یا
suddenly
بطور ناگهانی
crashed
ورشکستگی ناگهانی
flare up
اشتعال ناگهانی
crash
ورشکستگی ناگهانی
catastrophe
بلای ناگهانی
accident
مصیبت ناگهانی
sudden-death
مرگ ناگهانی
explosive
یورش ناگهانی
brainwaves
الهام ناگهانی
abruption
قطع ناگهانی
switcheroo
تغییر ناگهانی
accidental war
جنگ ناگهانی
crashingly
ورشکستگی ناگهانی
shocked
هراس ناگهانی
shock
هراس ناگهانی
nosedive
نزول شدید یا ناگهانی
take back
<idiom>
ناگهانی بدست آوردن
Yankee
ضربه ناگهانی وشدید
yanking
ضربه ناگهانی وشدید
lunged
پرتاب ناگهانی جهش
lunge
پرتاب ناگهانی جهش
lunges
پیشروی ناگهانی خیز
lunge
پیشروی ناگهانی خیز
lunged
پیشروی ناگهانی خیز
yanks
ضربه ناگهانی وشدید
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com